شعر پارسیفرهنگ و هنر

راوی فرهنگ ایرانی

نگاهی به کارنامه ی بهرام بیضایی به مناسبت 5 دی زادروز ایشان

«بهرام بیضایی از ستون های عظیم و رفیع فرهنگ معاصر ایران است. هر جا که می خواهد رفته باشد، چون هر جا که باشد، نماینده معنا و شعور و خلاقیت درخشان مردم کارآمد است. نماینده روح بزرگ ایرانی است در هر جای دنیا.»

آیدین آغداشلو

مانند بیضایی یکی پیدا می‌شود در قرون و عصری

www.isna.ir

نویسنده

نسیم داودی پناه

بهرام بیضایی مردی است که از دنیایی غریب و جذاب می نویسد. گویی از دل اعماق سربرآورده و برای ما از داستان های اسطوره ای و جادویی و تاریخی حکایت می کند. حکایت هایی شیرین که دیدنی است و اندیشه مان را می جنباند. بیضایی هنرمندی است چیره دست و قابل که در زمینه های متعدد همچون نمایش نامه نویسی، فیلم نامه نویسی، تدوین و کارگردانی خلاقانه دست به تولید هنر و اندیشه زده است.

متن های ایشان از استواری و تناسبی مثال زدنی برخوردار بوده و آثارش دارای اصالتی هستند که ویژه ی او است. در این مقاله سعی بر آن است تا درباره گونه گونی موضوعاتی که بهرام بیضایی بدان ها در آثارش پرداخته است، مطالبی بیان شود تا با یک دید کل نگر، رویکرد ایشان به موضوعات مختلف آشکار گردد.

 

ملی گرایی در آثار بهرام بیضایی

یکی از بارزترین مضمون هایی که بهرام بیضایی به آن دلبستگی نشان داده و محور آثار خویش قرار داده، موضوعاتی است که مایه ی ملی و ملی گرایی در آن برجسته می نماید. او در نگارش این دست از آثار خود، از اسطوره های سرزمینش بهره می برد. وی در آثاری همچون آرش، کارنامه بن دار بیدخش، اژدهاک، سیاوش خوانی و سهراب کشی به طور آشکاری از اسطوره ی ملی استفاده می کند.

وی به شیوه های گوناگون هنرمندانه اساطیر کهن ایرانی را بازگو می کند و طرفه اینکه خود نیز دست به اسطوره آفرینی می زند. آنچه از ویژگی های منحصر به فرد بیضایی به شمار می آید، خوانش نو و دیگر گونه ی وی از اسطوره های کهن است که اغلب از دو راه به آن می رسد.

یکی تغییر در شخصیت ها و دیگری ایجاد گفت و گوهای تازه میان شخصیت ها. برخوانی اژدهاک بیضایی گونه ای بازآفرینی از اسطوره ی کهن ضحاک مار دوش است. به طوری که این اسطوره تقریبا به تمامی تغییر یافته و تنها رگه هایی از داستان نخستین در آن دیده می شود.

همچنین فیلم نامه ی سیاوش خوانی را نیز می توان برداشتی دیگر از داستان سوگ سیاوش شاهنامه دانست. بیضایی این فیلم نامه را به صورت داستان در داستان بیان می کند و در حالی که محور اصلی داستان را از شاهنامه وام گرفته است، داستان های فرعی از آیین سوگ سیاوش را در آن می گنجاند.

 

اندیشه بیضایی؛ انعکاس دغدغه های سیاسی – اجتماعی

دومین مضمون مورد علاقه ی بیضایی، مضمون های اجتماعی است. دغدغه های وی درباره ی زنان، کودکان و طبقاط فرو دست جامعه در آثارش مشهود است. او گاه مستقیم و گاه به شیوه ی خاص خودش به طرح مسائل اجتماعی می پردازد.

برای نمونه می توان گفت هنگامی که در مورد زنان دست به نگارش می زند، گاه شخصیت اصلی اش را زنی از یک طبقه ی اجتماعی خاص قرار می دهد و یا نگاه مرد سالارانه ای را راجع به زنان روایت می کند. به عنوان نمونه در فیلم نامه ی مقصد، بیضایی زنی را به تصویر می کشد که خود برای خود تصمیم می گیرد و از اینکه دیگران برایش تصمیم بگیرند، روی گردان است و اجازه نمی دهد قربانی سنت های غلط گردد.

در اینجا بیضایی نگاه مرد سالارانه ای را که برای هویت زن و تصمیمش ارزشی قائل نیست، نقد می کند و نشان می دهد در فرهنگ های سنتی چگونه تصمیم و خواسته ی زنان در ظرف قدرت تصمیمات مرد سالارانه محو و ناپدید می شود.

فیلم نامه ی پرده ی نئی نیز مضمونی اجتماعی دارد که در آن باز یک زن نقش اصلی را بازی می کند. در این فیلم نامه با سه مرد مواجه ایم که با آه و ناله، پس از آنکه آگاه شدند هیچ کس توان درمانشان را ندارد، نا امید و مستأصل به زیارت گاهی می رسند که گفته می شود زنی پرده نشین که “خاتون غصه دار” نام دارد، واپسین امیدشان برای درمان و بهبود است؛ “برات” که از بی خوابی مداوم رنج می برد، “ایلیا” که از تشنگی بی انتها و سیراب نشدنی و در نهایت “جندل” که جزامی است و هیچ طبیبی نتوانسته درمانش کند.

آنان پس از آنکه به هر دری زدند و پاسخ نگرفتند، در آخر در پی این زن پرده نشین که در زیارت گاهی دور از شهر زندگی می کند و همه را شفا می دهد، می دوند و از او کمک می خواهند. این سه مرد به دستور خاتون باید داستانی از خود که پس از آن داستان بیماری بر آنان عارض گشته را با صدایی بلند تعریف کنند و زن پرده نشین به آنان قول می دهد پس از انجام این کار، آنان درمان می شوند. در پایان داستان نیز وقتی زن پرده نشین داستان خود را تعریف می کند، مخاطب پی می برد زنی که در داستان های آن سه مرد مورد ظلم و رنج واقع گشته بود، همان خاتون غصه دار است!

ورتا: نجاری در بیابان از چند تکه چوب پیکری ساخت. درزی از کهنه پاره ها وی را جامه ی زنان در بر کرد. درویشی دعا خواند و پیکر جان گرفت. سه مرد در هم افتادند. پاسخ معما چیست؟

دیوان بیگی: زن به کدام می رسد؟ پیداست. به نجار که وی را ساخت.

شحنه: نه… درزی که وی را چون زنان آراست.

امیر اسپندار: غلطید. درویش که وی را زندگی بخشید.

امیر ماکان، آرام: هیچ یک. زن به مردی می رسد که خودش بخواهد.

ورتا: پاسخ همین بود»

 فیلم نامه پرده نئی، بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران، چاپ دوم، 1375، صفحه 170.  

 

شب بهرام بیضایی
شب بهرام بیضایی

گاهی بیضایی برای تبیین مسائل اجتماعی سیاسی از تمثیل نیز کمک می گیرد. او از این شیوه برای روایت وقایع اجتماعی و سیاسی زمانه اش سود می جوید. در این گونه آثار باید با توجه به نشانه و قراین متنی به هدف و مقصود داستان پی برد. مثلا نمایش نامه ی میراث، از جمله آثاری است که بیضایی به صورت تمثیلی ماجرای وصیت پدر راجع به نگاه داشت خانه را روایت می کند.

سه پسر بزرگ و میانه و کوچک با یکدیگر بر سر تکلیف خانه بحث و جدل می کنند غافل از اینکه در این اثنا، دزدان خانه را غارت می کنند! نمایش نامه ی میراث، تمثیلی اجتماعی سیاسی از وضعیت کشور، رجال سیاسی آن و مردمانش است. خانه و تمام شخصیت های نمایش نامه نمادی از کشور، رجال حکومتی و مردم عامه هستند که در یک بررسی نمادشناسانه می توان پی به حقیقت پس این تمثیل برد.

از دیگر بسترهایی که بیضایی موضوع اجتماعی را در آن طرح می ریزد، بستر فرهنگ عامه یعنی آیین، رسوم، قصه ها، افسانه ها، متل ها و ترانه ها است. بیضایی با شیوه ی هنرمندانه ی خود از این دست مایه ها برای بازآفرینی مضمونی نو در قالب نمایش نامه بهره می برد که برای نمونه می توان به داستان سلطان مار اشاره کرد. داستانی که او در کودکی از زبان مادر بزرگش شنیده و بعدها به طور خلاقانه ای از آن افسانه در جهت بازگویی مسائل اجتماعی سود جسته است.

سومین مضمون پر کاربرد بیضایی، مضامین تاریخی است. اما باید توجه داشت او در پی روایت صرف تاریخ نیست بلکه خواستار کشف شکاف ها و نانوشته هایی است که در تاریخ رسمی مغفول مانده. پرسش هایی که از نگاه او می توان از دل تاریخ بیرون کشید و درباره شان اندیشید و تأمل کرد.

نمایش نامه ی “دیباچه ی نوین شاهنامه”، “مرگ یزدگرد” و “تاریخ سری سلطان در آبسکون” از جمله آثاری است که بیضایی با تکیه بر خطوط محدود تاریخ رسمی، داستانی از دل آن خطوط بیرون کشیده و پرورش داده که تاریخ به آن ها نپرداخته است. روایت ها و شخصیت هایی که پرسش های اساسی مطرح می کنند و صدایشان را از اعماق تاریخ به گوش مخاطب امروزین می رسانند.

چهارمین موضوع دلخواه بیضایی، موضوعاتی با تم مذهبی است. او که در خانواده ای تعزیه خوان پرورش یافته، با نثری متین و شیوا به خوبی توانسته از پس این دست موضوعات برآید. بیضایی در فیلم نامه ی روز واقعه و نمایش نامه ی مجلس ضربت زدن، تعزیه را به عنصر فرهنگی اجتماعی پویا می کند.

او در آثارش گاه به شیوه ای آشکار و مستقیم و گاه به روشی غیر مستقیم از شگردهای تعزیه برای بازآفرینی سود می جوید. در نمایش نامه ی مجلس ضربت زدن، بیضایی قصد دارد تبیین کند دین همواره وجهی از زندگی است که نمی توان منکر آن شد. سخنی که بر خلاف باورهای عصر روشنگرانه است. با وجود این، او خواهان یادآوری پیشینه ی معنوی هزاران ساله ی بشری بر خویشتن خویش است.

همین بررسی کوتاه و کل نگر نشان می دهد بیضایی خود را در یک زمینه و موضوع محدود نساخته و دست به آفرینش مضمون های گوناگون اجتماعی، سیاسی، مذهبی، تاریخی و اساطیری زده و آن ها را در زمینه های متنوعی همچون نمایش نامه و فیلم نامه بازگو کرده است:

« آنک بر طبل ها می کوبند و در کرناها غریو می دمند. بر خاک ریز بلند آتشی می افروزند بزرگ و شهبازی را پرواز می دهند بر دم او زوبینی افروخته و دیده بانان از زیر برج می نگرند کز برابر انبوه سراپرده ها آتشی برخاست تا آسمان با دود و در گاو دم نفیر می دمند. اینک مردان، مردان ایران به فریاد با بلندترین فریاد می گویند: ای آرش پیش برو. به سوی تورانیان که گروه شان به گروه دیوان می ماند و به ایشان بگوی که تو تیر خواهی انداخت تا هر کجا تیر تو برود، تا همان جا از آن ایران است تا هر کجا تیر تو برود ای آرش. آرش پیش رفت و به سوی تورانیان رفت که گروهشان به گروه دیوان می مانست و فریاد برآورد که من تیر خواهم انداخت. تا هر کجا تیر من برود تا همان جا از آن ایران است تا هر کجا تیر من برود…»

 بیضایی؛ سه برخوانی؛ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان؛ تهران؛ 1376

برای مطالعه ی بیشتر

 انواع بازنویسی و بازآفرینی بهرام بیضایی از داستان های کهن، دو فصل نامه ی زبان و ادبیات فارسی، مریم حسینی، سال 25، شماره 82.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.