تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

روح انسانی در معماری ایرانی

درباره روانشناسی معماری در ایران


هنر هخامنشی را به جرات می توان گفت تا کنون در صنایع آسیا نظیر آن پیدا نشده است. با این که از معماری های گذشتگان از کشورهای اطراف الهام می گرفته اند ولی در هنر و سنگ تراشی هخامنشی استقلال و سبک معماری نوینی دیده می شود که روح کاملا ایرانی در آنان دمیده شده و کاملا شرقی است. اسبان ایرانی که تراشیده شدند به مراتب از اسب های تراشیده شده آشوریان با شکوه تر است و روح تربیت و اهلی بودن حیوانات در آنان دیده می شود.

دکتر کریستی ویلسن
پژوهشگر ایران باستان

نویسنده: مریم حاجی محمدی

اگر نگوییم همه دست کم بخش قابل توجهی از ما ایرانیان تعلق خاطر عجیبی به غرب و هر آن چه از آن برآمده است، داریم. در نقطه مقابل تقریبا به هر آن چه از خود داریم گله مندیم و ردیه بر آن می نویسیم. گویی هر آن چه ما داریم تهی از معنی و ارزش است و هر آن چه غرب دارد ارجمند و درخور ستایش. گستردگی چنین طرز تفکری بسیار قابل تامل است با این حال در این مختصر قصد داریم نگاهی اجمالی به نگرش معماری ایرانی و تفاوت آن با غرب بپردازیم.

 

روان انسان و معماری

اگرچه بیش از سه دهه از پیدایش دانش روانشناسی شهر سازی، نمی گذرد اما این رشته و نظریات ارائه شده در این حوزه بسیاری از اذهان کنجکاو را به سمت خود متمایل گردانیده است. نقطه تلاقی و محل تعارض نظریه معماران و روانشناسان در این نکته بود که بسیاری از روانشناسان بر این باورند که معماران در جریان روند طراحی فضا و محیط تاکید زیادی بر مسائل زیبایی شناختی دارند تا مسائل “کارکردی” و از این رو به این نتیجه دست یافتند که طراحان نیازهای واقعی انسان ها را قربانی نیازهای زیبایی شناسانه بصری خود کرده اند به همین منظور در کشورهای آمریکای شمالی، اروپا، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند، سازمان هایی جهت معطوف ساختن تلاش خود در راستای پژوهش در رفتار انسان و رابطه ی آن با محیط کالبدی  تاسیس شده اند.

عصب پژوهان و روانشناسان پس از مطالعات فراوان دریافته اند که پس از ورود فرد به محیط جدید بخش هیپوکامپوس[1] مغز وارد عمل شده و اجزای مختلف محیط را با خاطرات اولیه ذهن شخص مطابقت می دهد و همین فرآیند بیولوژیکی در مغز باعث ترشح هورمون هایی از جمله آدرنالین و کورتیزول که هورمون های مرتبط با اضطراب و ترس اند، می شود و یا قدم زدن در مکان های آشنا که خاطرات خوشی را در ذهن ما تداعی می کند هورمون حال خوب یا سروتونین و اکسیتوسین را فعال نموده که باعث به وجود آمدن حس اعتماد بین فردی  و لذت بیشتر می شود.

به عنوان نمونه بروکسل یا شهر تن تن[2]، پایتخت بلژیک که در بسیاری از کوچه  پس کوچه های آن نقاشی شخصیت های کارتونی متفاوت و جذاب به چشم می خورد و برای افراد در سنین مختلف شادی آور است. راه رفتن در خیابان های دیزنی لند آمریکا که به شکلی طراحی شده اند که القاء کننده ی صحنه ها و سکانس های فیلم یا کارتون ها است نیز همچنین.

“جان هیچ” مشاور ارشد دیزنی لند که در سال 1978 از سوی دیزنی نشان افتخار دریافت کرد در سخنان خود توضیح داد: ما در شهرها تهدید می شویم، کمتر سخن می گوییم و اعتماد می کنیم، همین باعث احساس تنهایی عمیق در ساکنین شهرها است اما والت می خواست به مردم قوت قلب بدهد قدم زدن در خیابان های دیزنی حس نوستالژیک را در افراد تقویت می کند خیابانی که حتی در واقعیت وجود نداشته است.

 

طراحی جامعه ستیز[3]

اثر محیطی ریشه در شیوه ای دارد که مغز بین حافظه و عواطف ارتباط برقرار می کند. مستندات بسیار زیادی در حیطه روانشناسی شهرسازی وجود دارد که نظریه اثر زیبایی شناسی بر عواطف و احساسات افراد را اثبات می کند.

رویت مداوم زباله ها، دیوارهای مخروبه و سیاه رنگ، دیوار نوشته ها با مطالب غیراخلاقی و مبتذل همه و همه احساس بیزاری و نفرت و یا گاهی خشم را در افراد تقویت می کند. پژوهش های حوزه بیوفیلیا[4] نشان می دهد جلوه های طبیعی حس اعتماد، آرامش و جوانمردی را در افراد تقویت می کند این مساله گرایش بسیاری از افراد به تمایل قرار گرفتن در مکان های بکر طبیعی در ایام فراغت برای کسب آرامش روانی و تمدد اعصاب را توجیه می کند.

در عین حال مشاهده زوایای تیز، مرتفع و گوشه دار مراکز ترس را در مغز فعال کرده و باعث برانگیخته شدن حس اضطراب، ترس و فاصله گرفتن افراد از این مکان ها می گردد. برای مثال  تاثیر سازه های کریستالز “دنیل لیبسکیند”[5] که متشکل از ورقه های آهنی و آلومینیمی و قطعه ای شیشه ای است که بخش تیزی آن به سمت پیاده رو قرار دارد، پس از ساخته شدن آن خیابان پرجمعیت “پلور” را به راسته ای خلوت و خالی از عابر پیاده  تبدیل کرده است.

سازه های کریستالز دنیل لیبسکیند
سازه های کریستالز دنیل لیبسکیند

معماری ایرانی بازتاب نیازهای انسانی

با مشاهده روند رشد و پیشرفت روزافزون جوامع امروزی مساله روانشناسی شهر سازی و تاثیر آن بر حالات افراد بیش از پیش در خور توجه و اهمیت است بر خلاف سبک معماری کشورهای غربی، مساله ارتباط فضا و انعکاسی که تاثیر محیطی بر روان فرد دارد، قرن ها است مورد توجه و ریزبینی شخصیت هایی چون امام محمد غزالی قرار گرفته است.

از دید گاه این فیلسوف مساله سیالیت فضایی یا گشایش فضایی در بناها و معماری های اصیل ایرانی، وجود بناهای گنبدی شکل مساجد، گذر نور ملایم از بخش زیرین گنبدها و رواق بازارها و بازارچه ها حس حرکت، پیوند جریان روحانی با عالم ماده را در جهان به تصویر می کشد.

مسجد جامع بزرگ یزد
مسجد جامع بزرگ یزد

مجموعه این تلاش معماران ایرانی در قرون و اعصار گذشته در به وجود آوردن حس طمانینه و آرامش حضور در نفس انسان همواره تاثیر به سزایی گذاشته است. حضور خیل عظیم گردشگران اروپایی و ایرانی در بناهای تاریخی از جمله مسجد نصیر الملک در شیراز، مسجد جامع یزد که متعلق به عصر ساسانیان است[6] و هزاران هزار بنای تاریخی دیگر جذابیت سبک معماری ایرانی  آن را حتی با وجود گذشت سال های متمادی اثبات می کند.

 

 

پانویس ها


[1]– Hippocampus  مسئول حافظه دور است و پیش‌مغز را از آزموده‌های گذشته ما آگاه می کند.: هیپوکامپوس     

[2]– شخصیت اصلی داستان‌های تصویریِ ماجراهای تن‌تن و میلو

[3]– Controversial Design

[4]– Biophilia      گرایش ذاتی و احساسات مثبت افراد نسبت به موجودات زنده   .

 

[5]– Daniel Libeskind   معمار آمریکایی – لهستانی

[6]– مسجد جامع یزد در دوره های مختلف تاریخی اعم از عصر ساسانیان، صفاریان تیموریان و دوران معاصر ساخته و تکمیل شده است

 

منابع


1- معماریان، غلامحسین. ( 1384). سیری در مبانی نظری معماری. انتشارات سروش دانش، چاپ دهم، تهران

2- مطلبی، قاسم. روان شناسي محيطي دانشي نو در خدمت معماري و طراحي شهري، هنرهاي زيبا، زمستان 1380، دوره، شماره 10، صص 67-52

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.