1جامعهزنانمسایل اجتماعی

زیر پوست رابطه

درباره ی رابطه ی جنسی با نگاهی به نشست نقد فرهنگ جنسی در ایران

“جالب آنکه زن نه در ایران زرتشتی صاحب شخصیت مستقلی بوده و نه در ایران اسلامی و فقط از طریق سرپرست مرد (پدر، برادر، عمو، شوهر، پسر) هویت پیدا می‌کرده است… مقامش در جامعه آن جایی بوده که جایگاه سرپرستش تعیین می‌کرده است. کوتاه سخن اینکه شخصیت او برگرفته از شخصیت سرپرست مذکرش است؛ فقط از رهگذر مرد است که از تیرگی به‌در می‌آید.”

تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران، ویلم فلور، محسن مینوخرد، انتشارات فردوسی، چاپ اول، استکهلم 2010، ص 113

نویسنده

امید سلطانی

نویسنده‌ی کتاب تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران در اثر ارزشمند خود می‌نویسد: «یکی از علت‌های روی‌آوری به روسپی‌گری، بدرفتاری جسمی مردان با زن و بچه ها است… پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که سطح بدرفتاری مردان با زنان [در ایران] چندان فرقی با سطح بدرفتاری مردان غرب با زنان ندارد یعنی 42 درصد است.

بر اساس این پژوهش نوع و درصد بدرفتاری‌ها چنین‌اند: کم توجهی 63 درصد، تحقیر و سرکوفت 38 درصد و دشنام و ناسزا 30 درصد که نشاندهنده‌ی گسترش شکل های روانی بدرفتاری با زن در جامعه اند.»[1] آنچه در این چند خط صورتبندی شد از دیدگاه جامعه شناسی بعنوان مواردی از معضلات اجتماعی شناخته می شوند.

مواردی چون روسپی گری، خشونت علیه زنان، تبعیض جنسیتی و غیره. همه این معضلات می توانند ذیل عنوان فرهنگ جنسی یک جامعه مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مختلف آن چون ریشه ها، نتایج اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن در بستر سازوکارهای تثبیت شده ی فرهنگی جامعه ای مشخص مطالعه شده و به بحث گذاشته شود.

اقدامی که انجمن های اسلامی دانشجویان آزادی خواه دانشکده های حقوق و علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی در نشستی با عنوان نقد فرهنگ جنسی در ایران تلاش کردند تا به انجام برسانند. در مطلب پیش رو با نگاهی به این نشست، رابطه جنسی در ایران را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

 

 گرفتار در چرخه ی رقابت، نمایش و عقده

در نشست نقد فرهنگ جنسی در ایران[2] ابتدا امین شایسته مهر از برگزارکنندگان برنامه، با قرائت متنی ضمن طرح موضوع، سوالات و دغدغه های این نشست را برای حضار بیان کرد. او با اشاره به تغییر مناسبات جنسیتی که به تدریج و از دهه ی هفتاد خورشیدی جامعه ی ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است، به تغییر سبک های زندگی، الگوهای رابطه و رفتار جنسی در سطح جامعه اشاره کرد و گفت این تغییرات نتوانست آنگونه که انتظار می‌رفت منجر به بهبود شرایط اقتصادی و اشتغال زنان، تغییر متوازن در الگوهای مسئولیت و کار گردد. او ادامه داد:

«در وضعیتی که از سویی ایدئولوژی های رسمی عزمی راسخ برای محدودیت اجتماعی زنان دارند و از سوی دیگر فرهنگ مصرفی، نمایشی و کالاساز در افراطی ترین شکل بازتولید می شود، دور از انتظار نیست که میان این دو لبه ی قیچی، میدان روانی حاکم بر زنان و مردان در جامعه مملو از سکس زدگی در فکر، احساس و رفتار شود. در حالیکه در آن روی سکه آنچه در این میان قربانی می شود روابط عمیق، پایدار و معنادار و رضایت روانی، عاطفی و جنسی حاصل از آن و بالاتر از همه “فرهنگ مطلوب” خواهد بود.» شایسته مهر در ادامه به عرصه ی زیست عاطفی-جنسی حاکم غالب در مناسبات انسانی در جامعه ی امروز اشاره کرد و آن را عرصه ی رقابتی دانست که به چیزی مشابه “قانون جنگل” تبدیل شده است: «عنصر اصلی در این رقابت کور و ارتجاعی میان دو جنس متفاوت است. پیش شرط ضروری کامیابی در رقابت برای زنان درجه ی برخورداری از “سرمایه جنسی” (به مفهوم مدنظر کاترین حکیم[3] شامل کلیه جذابیت های فردی) و برای مردان درجه ی برخورداری از “سرمایه و رانت اقتصادی” است… زنان در چرخه ی بی رحم رقابت، نمایش و عقده غالبا در عرصه ی جذابیت جنسی و مردان در چرخه ی بی رحم رقابت، نمایش و عقده غالبا در عرصه ی قدرت و رانت اقتصادی قرار می گیرند.»

آموزش جنسی: دوستان، رسانه و در نهایت مدرسه

پس از پایان قرائت متن آغازین، نخستین مهمان این نشست دکتر میترا کدیور[4] صحبت های خود را با مقدمه ای نسبتا طولانی آغاز کرد. ایشان با تمرکز بر عنوان برنامه و نهاد برگزارکننده ی آن به تبیین چند مفهوم و تناقضات نهفته در آن ها پرداخت:

فرهنگ جنسی، نقد فرهنگ، اسلام و آزادی و آزادی و ترقی خواهی. پارادوکس نهفته در عنوان اصلی بحث یعنی فرهنگ جنسی از منظر این روانکاو به تضادی بر می گردد که فروید به آن باور داشت یعنی فرهنگ در برابر سکسوالیته. بر اساس این نظریه تمام فرهنگ بشری از ابتدا بر اثر والایش غرایز و سکسوالیته ی ابتدایی انسان به وجود آمده و اصولا صبحت کردن از سکسوالیته بعنوان یک فرهنگ مشخص نمی تواند معنای خاصی در بر داشته باشد.

دکتر کدیور پس از بحث در ارتباط با تناقضات دیگر که در حوزه‌ی زبان و ارجاع به جهان بیرونی ما را دچار گمراهی می‌کنند، به مقوله‌ی ازدواج و نظام‌مند کردن جهان جنسی اشاره کرد. به اعتقاد ایشان فرهنگ شیعی ایران یکی از آزادترین فرهنگ‌ها در ارتباط با مسائل جنسی را پیش روی پیروانش می‌گذارد اما این افراد هستند که توانایی استفاده و بهره‌وری از آن را ندارند.

این عضو انجمن بین المللی روانکاوی با بیان اینکه بزرگترین دغدغه‌ی هر فرهنگی ایجاد پیوند مصنوعی میان دو جنس است، خواه این فرهنگ برخاسته از مذهب باشد یا نباشد، با یک توصیه‌ی روانشناسانه سخنان خودرا به پایان برد: «شما یک جعبه شکلات دارید که باید یاد بگیرید آن را به درازای یک عمر بخورید. این تمام هنر یک رابطه‌ی جنسی است.»

دکتر فردین علیخواه[5] دیگر مهمان این برنامه بود که سخنان خود را با تکیه بر دیدگاه جامعه شناسانه به موضوع آغاز کرد. علیخواه که خود تحصیلکرده و مدرس جامعه شناسی است ابتدا توضیحاتی درباره ی مفهوم جامعه پذیری ارائه داد؛ به این معنا که:

«وقتی از جامعه پذیری صحبت می کنیم به یادگیری مهارت های زندگی یا روش زندگی در جامعه اشاره می کنیم که معولا بر عهده ی نهادهایی مثل مدرسه، خانواده، رسانه ها، گروه دوستان و همسالان است.» جامعه پذیری جنسی نیز به همین معنا و با تمرکز بر روی مفاهیم و موضوعات جنسی تعریف می شود و اشاره به تمام آموزش های مستقیم و غیرمستقیمی دارد که فرد دریافت می کند و در هر جامعه ای حتما بخشی از آن رسمی و بخشی از آن غیررسمی است.

 پس از این توضیحات علیخواه با مرور نتایج چند تحقیق خود که در ارتباط با جامعه پذیری جنسی انجام شده است بحث خود را ادامه داد. در یکی از این تحقیقات تیم پژوهشی علیخواه پس از یک مصاحبه ی عمیق با یک گروه بیست تا بیست و پنج نفره از نوجوانان دختر به نتایج مهمی در ارتباط با منابع یادگیری مسائل جنسی دست یافتند.

نتایج این تحقیق نشان داد که در بین نوجوانان ایرانی مهمترین منبع برای یادگیری مسائل جنسی گروه همسالان است و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته مهمترین منبع مدرسه است.[6] همینجا می توان این سوال را پرسید که میزان قابل اتکا بودن این آموزش ها، میزان صحت و میزان مخرب بودن آن ها چقدر می تواند در کشور ما و کشورهای پیشرفته متفاوت باشد.

طبق همین تحقیق منبع دوم مورد استفاده ی نوجوانان برای یادگیری مسائل جنسی رسانه ها هستند که در این میان رسانه های مجازی سهم بیشتری را در اختیار داشته و رسانه های مکتوب به ندرت استفاده می شوند. منبع بعدی خانواده است و در انتهای لیست مدرسه قرار دارد، منبعی که طبق یک الگوی استاندارد و از منظر رسمیت، تنظیم و کنترل یک جامعه باید در رتبه ی نخست آموزش مسائل جنسی باشد.

دکتر علیخواه سپس به نتایج تحقیق دیگری اشاره کرد که طبق آن تماشای فیلم های پورن در میان دانشجویان رواج یافته است. انجمن روان شناسی آمریکا اعلام کرده است که تماشای فیلم های پورن امکان سلب قدرت تفکر انتقادی را از افراد بیشتر کرده و همچنین در شکل دادن به رفتارهای جنسی آینده و نارضایتی های احتمالی نقش ویژه ای ایفا می کند.

علیخواه اضافه کرد: «در اکثر این فیلم ها سکس موضوع رقابت و مسابقه است، نه یک رابطه و موضوع انسانی و عاطفی و بحث شی انگاری زنان را به شدت مطرح می کند.» در پایان این جامعه شناس با ابراز امیدواری از برگزاری بیشتر چنین نشست هایی بیان کرد که نباید انتظار داشت این نشست ها چیزی را در جامعه تغییر دهند اما شاید بتوان خودمراقبتی و گفتگو درباره ی موضوعات جنسی را از طریق چنین نشست هایی گسترش داد.

 

امیرحسین ابراهیم و فردین علیخواه
امیرحسین ابراهیم و فردین علیخواه

پورنوکراسی: برابری در مصرف میل جنسی

سومین و آخرین سخنران این برنامه امیرحسین ابراهیم[7] سخنان خود را همچون دکتر کدیور با تمرکز بر عنوان نشست و اصلاح آن آغاز کرد. به اعتقاد ایشان: «چیزی در سکسوالیته هست که نمی توان آن را فرهنگ سازی کرد پس بهتر است برای قابل فهم شدن بحث آن را بحران رفتار یا کنش جنسی یا بحران هویت و تمایل جنسی در مقطع تاریخی کنونی بنامیم».

در نگاه این پژوهشگر فلسفه و علوم اجتماعی مقطع تاریخی کنونی [که آن را با عنوان اولترالیبرال مشخص کرد] دارای ویژگی هایی است که اغلب آن بر پایه ی مفهوم مصرف بنا شده است. در این برهه ی تاریخی رابطه ی میان زن و مرد را می توان در 3 دسته جای داد.

نوع نخست رابطه عیاشی یا تعیش است. بدین معنا که اساس در رابطه ی جنسی لذت بردن است و بر همین اساس مجموعه ای از قوانین اجتماعی نیاز است تا بتوان آن را کنترل کرد. این دیدگاه متناسب با شیوه ی تمدن زراعتی است که در آن نظام حکومت قابلیت این را ندارد که بر همه ی امور نظارت داشته باشد و قوانین زمینداری و ارباب-رعیتی کاملا بر جامعه مسلط است.

همین رابطه، میان زن و مرد در چهارچوب زیست خانوادگی وجود دارد و هیچ کس این معانی را غیرطبیعی یا غیرعقلانی قلمداد نمی کند. این مناسبات در ادیان یکتاباور به یک تکامل و تعالی رسیده است و قوانین مبسوطی در ادیان مختلف در رابطه با این نوع ارتباط یعنی تعیش ثبت شده است.

 شکل دوم رابطه ی میان زن و مرد دوستی و حب عمیقی است که از واژه ی یونانی Philia برداشت می شود. ابراهیم در توضیح این نوع رابطه چنین گفت: «این نوع رابطه، رابطه ای است موهوم و دوسویه که همزمان دارای بخشی خلاقانه و بخش شی وارانه است.

مقصود از شی وارانه رابطه ای است که زن و مرد هر دو فروکاسته می شوند و بُعد خلاق آن محبت و مودتی است که در زبان روانشناختی بعنوان رابطه ی پایدار از آن یاد می کنیم. این رابطه همچون رابطه ی میان دولت و جامعه است: یک رابطه ی پایدار، بروکراتیک و تا حد زیادی با ثبات که در عین حال قابلیت شی وارگی هم در آن بصورت مستمر وجود دارد و آن را تهدید بکند…

این نوع رابطه در دوره های باستانی هم مشاهده شده است اما بصورت عمده آن را در دوران مدرن بعنوان نوع غالب رابطه بعنوان شکل گیری خانواده ی متمرکز می بینیم.» الگوی سوم ارتباط میان زن و مرد طبق صحبت های ابراهیمالگوی لیبرالیسم-لیبرتر[8] است.

در این دوره اخلاق پروتستان و پارسامنشی خانوادگی جای خود را به مفهوم نوینی بعنوان جامعه ی مصرفی می دهد. جامعه ای که در آن مردم از شهروند به متقاضیان مصرف فروکاسته می شوند… روشن است که چیزی راحت تر از میل جنسی قابلیت مصرف انبوه ندارد.

طبق این مفهوم و بنا به نظر فیلسوف فرانسوی میشل کلوسکارد[9] در این جامعه نوعی از مناسبات با عنوان پورنوکراسی (همچون دموکراسی، بروکراسی) حاکم می شود که قرار است به مناسبات پیشین یعنی آن اخلاق پروتستانیسم مبتنی بر برابری میان زن و مرد در خانواده پایان دهد و برابری در مصرف میل جنسی را در جامعه دامن زده و رواج دهد.

این مناسبات علت مشخصی دارد و آن هم نوع تازه ای از انباشت سرمایه است که از اواسط دهه ی هفتاد میلادی آغاز شده و ما آن را با عنوان انقلاب اولترالیبرال یا نئولیبرال می شناسیم. این نگرش به جایی ختم می شود که مردمان در جامعه دیگر سوژه هایی برای تغییر یا رهایی نیستند بلکه متقاضیان مصرف هستند:

متقاضی مصرف بدن خود و بدن دیگری، متقاضی مصرف غرایز خود و غرایز دیگری.» این پژوهشگر فلسفه پس از بیان این دسته بندی بحث خود را به سمت جامعه ی ایران پیش برده و مناسبات میان زن و مرد را بطور خلاصه و در دوره های تاریخی ایران بررسی کرد.

او افزود: «جامعه ی ارباب و رعیتی ایران با اصلاحات ارضی در رژیم پیشین صاحب یک طبقه ی متوسط شهری مصرفی شد… پس از آن انقلاب و دوره ی جنگ سکته ای را در این روند مصرفی شدن ایجاد می کند تا دهه ی هفتاد و سیاست تعدیل ساختاری اقتصاد و بی نواسازی جامعه ی ایران بوسیله ی دولت وقت، این مناسبات مصرفی دوباره آغاز شده و گام به گام ادامه پیدا می کند.»

در پایان ابراهیم با اشاره به این موضوع که زن و مرد را نباید بصورت مجرد و منفرد در جامعه نگاه کرد و همواره باید مناسبات تقسیم اجتماعی کار را در ارتباط میان دو جنس مدنظر قرار داد، 4 اصل را برای ایجاد یک رابطه‌ی سالم میان زن و مرد و بعنوان افقی برای تغییر و تحول برشمرد و سخنان خودرا به پایان برد:

«اصل نخست مفهوم استقلال اقتصادی است، یعنی جامعه ی انسانی خودبنیاد باشد و استقلال داشته باشد. استقلال از دیوانسالاری توام با فساد دولتی و استقلال از دست ویرانگر بازار آزاد. اصل دوم لزوم رهایی جنسی از انقیادهایی است که ما را نسبت به بدن خود ازخودبیگانه بار می آورد، خواه این انقیاد روش تولید فئودالی باشد، خواه پورنوکراسی مصرف گرای پست مدرن معاصر.

اصل سوم اصالت است، به این معنا که هر انسانی که می خواهد وارد رابطه شود به نسبت شخصیت خود به نوعی کمال و پختگی رسیده باشد. بعنوان مثال مراد فرد از ایجاد ارتباط صرفا عمل جنسی نباشد. اصل آخر که مکمل اصل اصالت و پختگی است، مسئله ی احترام به دیگری است. این که شما بدانید وقتی وارد رابطه ای می شوید تنها نیستید و دیگری همواره حضور دارد و بنیاد هر اخلاقی التزام آدمی به غیر و پذیرش مسئولیت است.»

در نهایت بعنوان یک پرسش اساسی بهتر است برای خود مشخص کنیم که چه موضوعات، کنش‌ها و معضلاتی را در زندگی روزمره می‌توانیم ذیل عنوان فرهنگ جنسی قرار دهیم. عشق، رابطه‌ی جنسی، تبعیض جنسیتی، انگیزه‌های رقابت و پیشرفت، خشونت خانگی، آزار و اذیت جنسی، تجاوز، خشونت کلامی، پوشش و پوشاک، نارضایتی جنسی و ده‌ها مقوله‌ی مستقیم و غیرمستقیم دیگر تمام آن مواردی هستند که زندگی اجتماعی هر یک از ما با آن برخورد دارد [یا می‌تواند داشته باشد] و بنابراین اندیشیدن، خواندن و گفتگو کردن درباره‌ی تمامی این موضوعات حول محوریت فرهنگ جنسی می‌تواند ما را به افق‌ چهارگانه‌ای که برای تغییر و تحول و از آن مهم‌تر تثبیت یک هویت جنسی سالم بدان نیاز داریم نزدیک‌تر کند.

پانویس


[1] -تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران، ویلم فلور، محسن مینوخرد، انتشارات فردوسی، چاپ اول، استکهلم 2010، ص240

[2]– این نشست در روز شانزدهم اردیبهشت ماه در سالن آمفی تئاتر دانشکده ی مدیریت دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد

[3]– جامعه شناس بریتانیایی و نویسنده ی کتاب سرمایه جنسی و نقش آن در مناسبات قدرت جامعه

[4]– روانکاو و رئیس انجمن فرویدی

[5]– استادیار جامعه شناسی دانشگاه گیلان

[6]– برای مثال در آمریکا حدود 55%

[7]– پژوهشگر فلسفه و علوم اجتماعی

[8]– Libertarian Liberalism  در دیدگاه میشل کلوسکارد یکی از مراحل سرمایه داری است که جنبه های آزادیخواهی انسان را در سیستم مصرفی سرمایه داری ترویج می دهد.

[9]– Michel Clouscard  فیلسوف و جامعه شناس مارکسیست فرانسوی. سرمایه داری اغوا از آثار مهم اوست.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.