جامعهزنانمسایل اجتماعی

سرت را بالا بگیر

درباره ی خشونت علیه قربانیان تجاوز با اشاره به حادثه ی تجاوز به 41 دختر در ایرانشهر

دختری که از سرکار برگشته به منزل، داخل کوچه که رسیده ماشینی آمده داخل کوچه جلوش رو گرفتند و بزور سوارش کردند. در ماه رمضان  آمدن جلوش بزور سوارش کردن. همسایه تا جنبیدن به هر حال چی کردن ماشین رفته و تا غروب این خواهر مسلمان در دست این گرگ ها بوده. بعد آوردن رساندنش منزل. پدرش دیروز آمده بود زارزار گریه می کرد. می گفت: زمین دهن باز می کرد من و بچه هامو و خانواده ام می رفتیم  و این ننگ به دامان ما نمی افتاد.

منبع: ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر www.mashreghnews.ir

 

نویسنده

سپهر ساغری

شاید نبرد دیرپای سنت و مدرنیته در ایران برنده ی بزرگی نداشته باشد اما بازنده ی مهجور بسیار دارد. حقوق زنان یکی از مهم ترین مسایل مورد مناقشه مشروطه خواهان و مشروعه طلبان در طول تاریخ ایران معاصر بوده است. گروه نخست زن را موجودی مستقل و دارای حقوق برابر با مردان می بیند و دیگری زنان را بخشی از دارایی مردان که حتی نگاه کردن به ایشان به معنای ورود به حریم یک مرد تلقی می شود.

نبرد سنت و مدرنیته گرچه فراز و فرود بسیار داشته است و در دوره ای چون پهلوی اول و دوم کف ترازو به سمت تجددطلبان سنگینی می کرده است اما در دوره ای دیگر و با وقوع انقلاب اسلامی و اجرای قوانین شریعت مشروعه خواهان دست بالا را از آن خود کردند.

به این ترتیب قوانین مختلفی از دیه، ارث و شهادت تا مقوله تجاوز جنسی بر اساس اصول شریعت تفسیر شدند. این قوانین و مهم تر از آن فرهنگ جنسیتی حاکم بر جامعه، هر از چندگاهی بر حسب وقوع حوادثی چون تجاوز گروهی در ایرانشهر نقل محافل شده و پس از گذشت چندی غبار فراموشی بر آن می نشیند.

با این حال درد و رنج بزه دیدگان پس از حادثه و از نحوه ی برخورد نزدیکان و جامعه بیشتر می شود. زمانی که متجاوز آسوده خاصر در خیابان ها پرسه می زند و قربانی متهم به پوشش نامناسب است و حتی ازدواج ایشان به عنوان راه حل ارایه می شود!

 

گفتمان جنسیتی و تجاوز جنسی
گفتمان جنسیتی و تجاوز جنسی

گفتمان جنسیتی و تجاوز جنسی

گفتمان حاکم بر شریعت محوریت مردانه دارد که در مقوله ای چون تجاوز جنسی بیشتر خود را نمایان می کند.

گفتمان جنسیتی ریشه ی بزه دیدگی زنان را در خود آنان جستجو می کند و آشنایی قبلی قربانی با بزهکار، پوشش نامناسب قربانی و تجربه های جنسی پیشین قربانی را مستمسکی برای عدم احزار عنف می داند. در این رویکرد زنان قربانی بیشتر به عنوان شریک رابطه ی جنسی تلقی می شوند تا قربانی تهاجم های جنسی و این نگرش باعث شده است بخش عمده ای از شکایات قربانیان این جرم در نظام پلیسی و قضایی به رسمیت شناخته نشود.[1]

به بیانی دیگر ساختار نظام عدالت کیفری حاکم بر کشور در زمینه جرم تجاوز به عنف برداشت های فرهنگی سنتی و ایدئولوژی مردانه را مدنظر قرار داده است و در آن ملاحظات زنان بزه دیده بازتابی نداشته است.[2] تلقی بدنه ی جامعه از امر تجاوز و غیرخودی دانستن فرد بزه دیده، راه را برای آسیب مضاعف بر چنین افرادی باز می گذارد.

این فقط یک روی سکه است. روی دیگر ماجرا پیامد این تلقی عمومی و تاثیر آن بر قانون گذاری است. در حقیقت باور مسلط در جامعه سنتی نگاهی مالکانه به زنان دارد و از این رهگذر آسیب به ایشان را در حکم خسارت به اموال خویش می پندارد.

این تفسیر نوع برخورد با قربانیان تجاوز را شکل می دهد؛ تنبیه فیزیکی، ممانعت از خروج از منزل و یا حتی قتل قربانی! بی جهت نیست که بزه دیده سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهد. در فضای عمومی جامعه نیز ساختارهای برآمده از این گفتمان جنسیتی طبعا رویه ی چندان متفاوتی ندارند:

“طی مصاحبه های انجام شده با قربانیان مشخص گردید که جدی نگرفتن شکایت قربانی، طرح سوالات نابجا و ناشی از کنجکاوی و استفاده ی قضات از عبارات نامناسب نسبت به زن از جمله مهم ترین مواردی است که شدیدا مورد انتقاد آنان است. فقدان حساسیت بین مامورین رسیدگی کننده به جرم های جنسی و نگاه تردیدآمیز به قربانیان این جرایم، در بسیاری از موارد موجب بروز رفتارهای ناشایست گردیده است و این برخوردهای ناشایست از جدی تلقی نکردن حرف قربانی شروع تا مقصر قلمداد کردن و در مظان اتهام قرار دادن وی نیز ادامه می یابد.”

 

 

ضرورت اصلاح گفتمان جنسیتی

در جوامع سنتی و در حال گذار چون جامعه ی ایران مقوله ای چون تجاوز جنسی تابو محسوب می شود. این نگرش از یک سو بزه دیده را در مقام عامل فساد می بیند و وادار به سکوت می کند و از سوی دیگر مانع از پژوهش و بحث علمی پیرامون آن می شود.

پیامد این رویکرد، مبهم و ناشناخته ماندن ابعاد مختلف مسئله و مصونیت متجاوز است که دور باطل بزه کاری را سبب می شود. راه عبور از این تنگنا مقدم بر آموزش مسایل جنسی و آگاه سازی کودکان، ارتقای فرهنگی بزرگسالان و والدین است که با نگاهی سنتی صحبت پیرامون مسایل جنسی را خلاف عفت و بی آبروی می دانند که به اصطلاح روی فرزندان را به ایشان باز خواهد کرد!

غافل از آن که این پرده پوشی و نادیده انگاری خود مهم ترین عامل بروز جرایم جنسی است. با این تفاسیر جهت دستیابی به فرهنگی علم گرا و عقل محور جدا از وجود نظام آموزش و پرورش مدرن، حضور رسانه های مستقل، فعالین اجتماعی، بازنگری در قوانین و تاسیس نهادهای حمایتی از بزه دیدگان می تواند ضمن صیانت از ایشان و افزایش هزینه برای متجاوزین، امکان بازتکرار حوادثی چون ایرانشهر را کاهش دهد و جامعه ای را پدید آورد که بجای مواخذه ی بزه دیده به او می گوید: سرت را بالابگیر!

 

پانویس


[1]– فرجی ها محمد، آذری هاجر. حمايت كيفري از زنان قرباني تجاوز به عنف در حقوق ايران، فصلنامة علمي  پژوهشي رفاه اجتماعي، سال يازدهم، شماره 40، ص 287

[2]– همان، ص 288

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.