تیتر اولشعر پارسیفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

سروده ای از مولانا

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت // شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او // آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول // آن های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام //مهر است بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر // کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما // گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد //کان عقیق نادر ارزانم آرزوست

مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 441
www.ganjoor.net

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا