جامعهزنانمسایل اجتماعی

همان کس که دندان دهد، نان دهد

پیرامون مسئولیت پذیری در فرزند آوری

“جامعه باید از پی بردن به آرزوها و شناخت خواست ها و افق های کسانی که هنوز زیر بار مسئولیت های سنگین نیستند تکان های جدیدی بخورد. در اثر جا خالی کردن بزرگسالان است که نوجوان به طور زودرس و طی روندی کاذب، بالغ، بزرگ یا پیر می شود.”

رفعتیان،عبدالحسین، روند شکل گیری مسئولیت پذیری در فرزندان، تهران، قطره، چاپ پنجم،1392، ص 12

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

بیمار زن باردار و جوانی است که به علت کاهش حرکت جنین به بخش اورژانس زنان مراجعه کرده است. به همراه او کودک به ظاهر سه ساله ای وارد اتاق شد. وقفه ی رشدی این کودک هر ذهن نه چندان کنجکاوی را شگفت زده می کرد. از این رو پیرامون سن کودک و دلیل وقفه ی رشدی او سوال کردم، مادر این چنین پاسخ گفت:

“فرزندم شش ساله است و از اوان کودکی دچار کمبود هورمون رشد است از این رو برای درمان به تزریق هورمون رشد نیاز دارد اما از آن جا که هزینه تهیه این دارو در طی یک ماه به چند صد هزار تومان می رسد و ما استطاعت مالی لازم را نداریم به مدت سه سال است که از این دارو استفاده نمی کنیم. به همین علت وقفه ی رشد او تشدید یافته است.”

لختی به سکوت گذشت. شنیده ها را به ترتیب مرور می کردم، ناباورانه به کودک و مادر باردارش می نگریستم، کلمات در سرم می چرخیدند و ابری از پرسش های متعدد را می ساختند! پرسش ها برای آن که زودتر از دیگری پرسیده شوند از یکدیگر پیشی می گرفتند تا این که از فشار هجمه ی آن پرسش ها، سکوت هولناک موجود شکسته شد و بی درنگ از او پرسیدم: اگر استطاعت مالی برای هزینه های درمان او را نداشته اید چگونه تصمیم به فرزندآوری مجدد گرفته اید؟!

زن باردار با سکوت و نگاهی مبهم به اطراف نگاه کرد. گویی مرا نمی دید یا شاید هم می دید و اعتنایی نمی کرد! سکوت و خاموشی او گوش ها را تا بیخ و بن کر می کرد! شدیدترین بهت و تاثر را زمانی احساس کردم که زن باردار بعد از آن سکوت به ظاهر ممتد و بی پاپان، با لبخندی بر لب گفت: ” نمی دانم، شد دیگر” !!!!!

پاسخ او و لبخندش لرزه به اندام هر شنونده ای می افکند. پاسخی که به هیچ روی نه به بیان می آید، نه در فهم می گنجد، نه از منظر اخلاقی شناختنی است و نه تاوانی را برمی تابد. اهتمام آن مادر برای نادیده انگاشتن مسئولیت خود در برابر فرزندانش شورمندی هراس آوری بود. کوشش برای فهم این مهم، ژرف تر آن چه در پیش رو بود بی فایده می نمود. اما آن چه پرواضح بود راه ناهموار و پرگسستی بود که به انتظار این دو کودک نشسته است.

کودکی که به امید قد کشیدن، سرنگون در کام تنهایی خود فرو و فروتر می رود و به دست فراموشی سپرده می شود و کودکی که هنوز به این دنیای پر تلاطم گام ننهاده و البته کسی هم به انتظار او ننشسته است. آن چه که به طرح و شرح آن پرداختیم، فتح باب مناسبی است که به استقبال پرسش های ناگزیری برویم و با مخاطب خود به گفتگو بنشینیم!

 

فرزندآوری و چندین پرسش اساسی

در باب فرزندآوری، توجه به چندین پرسش حایز اهمیت است. آیا بین سطح توسعه، شهر یا روستا نشینی، تفاوت های قومی و مذهبی، سطح سواد و تحصیلات، اشتغال و خاستگاه اقتصادی و اجتماعی و رفتار باروری ارتباط مشخصی وجود دارد؟! آیا ایده آل های مشخصی در باب فرزند آوری و فرزند پروی برای خود متصور هستیم و در برابر این ایده آل ها احساس مسئولیت می کنیم یا اساسا فرهنگ و تفکر مسئولیت گریزی در بن نظام تربیتی و ذهنی ما ریشه دارد؟!

باروری رفتاری اندیشیده و برخاسته از قدرت انتخاب و اختیار ما است یا به تقدیرگرایی و تعابیری همچون “همان کس که دندان دهد نان دهد” معتقدیم؟! آیا رفتار باروری مقوله ای فردی است و در حریم خصوصی افراد شکل می گیرد یا از سیاست های جمعیتی  دولت ها پیروی می کند؟! آیا دولت ها می توانند بدون توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی جوامع، برنامه های جمعیتی ارایه دهند؟!

آیا سیاست های تشویقی نقدی و ریالی مانند اعطای سکه طلا، سبد تغذیه رایگان، یارانه، وام مسکن و… یا افزایش حق عائله مندی، افزایش مرخصی زایمان و کاهش مدت خدمت سربازی را مشوق های مناسبی برای فرزندآوری می دانیم؟! آیا سالخوردگی جمعیت و کاهش نیروی کار یک دغدغه و هراس اجتماعی است؟!

براستی چرا به فرزندآوری رو می آوریم؟! برای امنیت ازدواج و زندگی مشترک؟! برای آن که فرزندان عصای دست پیری هستند؟! برای آن که در برخی از گروه های قومی زنان به هنگام بارداری به طور سنتی از نوعی احترام اجتماعی برخوردارند که این خود مشوقی درونی  برای فرزند آوری است؟! یا این که به دلیل تنش های معیشتی، بسیاری از کمبودها و محرومیت های خود را از طریق ارضای غریزه جنسی تعدیل و جبران می کنیم که پیامد ناگزیر و محتوم آن فرزند آوری است؟!

اگر تولد را یک پدیده زیستی تلقی کنیم بی تردید رفتار باروری و سیمای آن در هر جامعه ای از شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جمعیتی خاص آن جامعه تاثیر می پذیرد و همچنین بر یکایک این برساخت ها تاثیر می گذارد. ناگفته پیداست که افراد جامعه انسانی تا هر اندازه و تعداد که توان زیستی و بیولوژیکی به آن ها اجازه می دهد خواستار داشتن فرزند نیستند!

تجربه زیسته مشترک نشان می دهد از دیرباز تا کنون مقوله فرزند و فرزندآوری یکی از مهم ترین و چالش برانگیزترین ارزش های خانوادگی در فرهنگ ایرانی است. از آن موقع که در فرهنگ ایرانی تعداد فرزندان یک خانواده حتی از تعداد انگشتان دست ها نیز بیشتر بودند و ربودن گوی سبقت از یکدیگر در مقوله فرزند آوری یک ارزش شایسته و بایسته تلقی می شده و تک فرزندی یا نداشتن فرزند مورد تردید و پرسش بوده زمان زیادی نمی گذرد.

 

فرزندآوری، برساخت های اجتماعی و تصمیمات فردی

مسئولیت پذیری در فرزندآوری
مسئولیت پذیری در فرزندآوری

فارغ از سیاست های تشویقی یا تنبیهی که از سوی دولت ها اعمال می شوند، باروری رفتاری فردی و تصمیمی است که در سطح خرد و حوزه خصوصی گرفته می شود. این حوزه درست همان جایی است که افراد الزاما برای مشکلات جمعیتی مطرح در سطح کلان دغدغه مند نیستند و به آن توجهی ندارند.

نگرش ها و ایده آل های باروری و میل به فرزند آوری و همچنین تعداد فرزندان مطلوب که منتج به “رفتار باروری” است تحت تاثیر برساخت های متکثر و متنوعی می باشد. در این میان می توان به نقش الگوهای فرهنگی و اجتماعی بیش از پیش پای فشرد. ناگفته پیداست که هر جامعه ای بستر فرهنگی منحصر به فرد خود را دارد، حتی در یک کشور هم نمی توان از سیاست های جمعیتی یکسانی استفاده کرد زیرا الگوهای فرهنگی متفاوتی در شهرهای مختلف وجود دارد.

به نظر می رسد مردم به علت زیست در یک جامعه مبتنی بر کشاورزی و یا حتی جامعه ای که با فقر اقتصادی دست به گریبان است، خواهان فرزند آوری بیشتری هستند و تعداد بالای فرزندان ارزش زیادی داشته باشد. زیرا از یک سو هر فرزند سرمایه زندگی و نیروی کار محسوب می شود و برای خانواده کارکرد اقتصادی دارد و از سوی دیگر فرزندان عصای پیری و یا به عبارتی تامین اجتماعی والدین به هنگام پیری هستند.

در این میان، گروه های قومی نیز به دلیل ارزش های فرهنگی متفاوت، رفتارهای باروری متفاوتی را تجربه می کنند. به عنوان مثال ترجیح جنسی فرزند پسر نسبت به فرزند دختر هنوز هم یکی از دلایل مهمی است که تاثیر زیادی در میزان  باروری گروهای قومی و مذهبی دارد و باعث می شود باروری تا زمان رسیدن به جنس دلخواه ادامه یابد. یا حتی در پاره ای از موارد باروری و تولید مثل مقوله ای یک جانبه، آن هم  تنها از جانب زنان پنداشته می شود!

 

فرزندآوری، تقدیرگرایی یا احساس مسئولیت؟

تقدیر گرایی اما محمل دیگری برای رفتار باروری و فرزندآوری است. این باور و نگرش که خداوند شمار فرزندان را تعیین می کند و باروری و تولد از حیطه اختیار ما خارج است و پیرو آن با این استدلال که ” همان کس که دندان دهد نان دهد” به زادآوری پرداختن، بسیار درخور تامل و توجه است.

افزایش سطح تحصیلات و سواد و آموزش عالی زنان از طریق تاخیر در سن ازدواج و به تبع آن کاهش سال های زندگی زناشویی از یک سو و اشتغال و مشارکت اقتصادی و اجتماعی زنان و تغییر در مناسبات قدرت در خانواده بر رفتار باروری موثر است. به نظر می رسد زنانی که از نظر موقعیت اجتماعی و اقتصادی در سطح بالاتری نسبت به همتایان خود قرار می گیرند به رابطه زناشویی صرفا عملی برای تولید مثل نگاه نمی کنند و صاحب همان تعداد فرزندانی می شوند که به عنوان ایده آل، انتظار آن را دارند و برای آن برنامه ریزی می کنند ولی در نقطه مقابل زنانی که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی کمتر برخورداری قرار می گیرند، صاحب تعداد فرزندانی می شوند که بیشتر از ایده آل های اندیشیده ی آن ها است.

در حقیقت گروه دوم با مساله تولد کودکان ناخواسته دست به گریبان هستند. احساس مسئولیت بیانگر نوعی نگرش و مهارت است که مانند هر نوع نگرش و مهارت دیگری، آموختنی و اکتسابی است و مهد اصلی آن خانواده است. از این رو پرسش ناگزیری مطرح است: در نمونه ای که در ابتدای یادداشت به آن پرداختیم ما با مادری مواجه هستیم که در برابر یک پرسش کاملا بدیهی ساکت و خاموش است و از این سکوت پروا و پرهیزی نیز ندارد.

فرزندان در چنین خانواده ای چگونه می توانند “مسئولیت پذیر بودن” را بیاموزند حال آن که پدر و مادر خود چنین آموزگارانی برای آن ها بوده اند و این چنین  وام دار آنان هستند؟! وقتی این فرزند دارای نیاز ویژه در آینده ای نه چندان دور با چشم پرسش و سرزنش به والدین خود می نگرد، آن ها برای این نادیده انگاری چه پاسخی خواهند داشت؟!

تغدیه، پوشاک، بهداشت، آموزش، مهارت، شادی و تفریح و از همه مهم تر صرف وقت و زمان برای فرزندان از جمله حقوق حقه و بدیهی همه کودکان است و “ما” در پیشگاه تمامی این بایدها مسئولیم. جان کلام آن که این یادداشت تنها براین نکته مهم پای می فشارد که فارغ از سیاست های جمعیتی، با پروا و پرهیز از تقدیر گرایی و انتخاب ” آگاهانه” و تصمیم “هدفمند” و بسط تفکر تقدم اندیشه بر عمل، در برابر فرزندانمان مسئولیت پذیر باشیم.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.