جامعهزنانمسایل اجتماعی

تن در هم شکسته

به مناسبت 6 فوریه روز جهانی مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان (بخش دوم)

 تکه ای گوشت در دستان پدرم: دختر ۲۱ ساله‌ای که در سن ده سالگی عمل ناقص‌سازی جنسی بر روی او انجام شده، آن روز را این‌ چنین شرح می‌دهد: من با پدرم نزد دایه رفتیم. او یک پارچه سفید روی یک تخته چوبی پهن کرد تا روی آن بنشینم. دست و تیغش را ضد عفونی کرد، پدرم در گوشه‌ای نشسته بود. من گریه می‌کردم. دایه گفت: چشمانت را ببند. تا چشمانم را باز کردم، کارش تمام شد، یک تکه گوشت به پدرم داد، یک دارو هم داد که باید با آن حمام می‌کردم. دامن گشادی پایم بود. چون نمی‌توانستم درست راه بروم، الان بیشتر در کودکی یا نوزادی دختران را ختنه می‌کنند و می‌گویند همان ادرار اول جای زخم را خوب می‌کند…  .

تکه‌‌ای گوشت در دستان پدرم

www.stopfgmiran.com

 

 

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

در جستار پیشین به مناسبت 6 فوریه، روز جهانی مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان، پرده از رخسار یک خشونت پنهان برکشیدیم و با هبوط پرده ی نمایش، خواننده را به درنگی محتوم فراخواندیم. نگارنده در ابتدا به چیستی ناقص سازی جنسی و انواع آن و سپس به بازخوانی آمار و واکاوی چرایی این مهم تراژیک و پردرد، پرداخت و بر این نکته ی مهم پای فشرد که ناقص سازی جنسی زنان در ایران انگاره ای انتزاعی و سنتی منسوخ  نیست و در برخی از استان های کشور، مانند آذربایجان غربی، کرمانشاه، کردستان، هرمزگان و خوزستان، به عنوان یک رسم و سنت کهن از دیرباز تاکنون انجام می شود.

انقیاد و سرسپردگی نسبت به این رسم کهن تا به آن جا پیش می رود که از این عمل به عنوان سنتی ارزنده و بسیار موثر، به نیکی و ستودگی یاد می شود. سنتی که بانیان و عاملین اجرایی آن، این بار نه مردان، بلکه زنانی هستند که بی درنگ و بدون اندکی تامل، خویشتن خویش و دیگری را به محاق حصار تن فرو می برند.

گویی این زنان به دوصورت مورد هجمه قرار می گیرند. نخست، ستیز و آویز با دشنه ای تیز و برنده که زخمی عمیق بر جسم و جانشان به یاد گار می گذارد و دوم ستیز و آویز با دشنه ی ناآگاهی که آنان را بیش از پیش به زیر مهمیز استثمار فرو می کشد. ناگفته پیدا است که هجمه ی نخست در سایه ی هجمه ی ناآگاهی و چیرگی فرهنگ مردسالارانه جان و جولان می گیرد و بازتاب و انعکاس محتوم و ناگزیر آن است.

شوربختانه انقیاد و سرسپردگی فکری مردسالارانه، نه تنها این زنان را نسبت به پیمایش راه تفکر و تامل، ترغیب نکرده بلکه آنان را نسبت به احیای حقوق انسانی به تاراج رفته ی خویش نیز بی رغبت نموده است. در این نوشتار برآنیم با طرح و شرح پیامدهای ناقص سازی جنسی زنان، ابعاد حقوقی و بین المللی و نقش جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی، پژواک سکوت این زنان باشیم.

 

 ابعاد حقوقی و بین المللی

مجمع عمومی سازمان ملل متحد (1993م) در نخستین اعلامیه رفع خشونت نسبت به زنان، “خشونت علیه زنان” را این گونه تعریف نمود: هر گونه عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت که باعث بروز و یا احتمال بروز صدمات و آسیب های جسمی، جنسی، روانی و یا رنج و آزار زنان از جمله تهدید به آن ها شود.

بر اساس آمار منتشر شده ی سازمان بهداشت جهانی، از هر 3 زن یک زن در طول زندگی خود با خشونت دست و پنجه نرم می کند.[1] کنوانسیون حقوق بشر جهانی وین در سال 1992میلادی برای اولین بار ناقص سازی جنسی زنان را نقض حقوق بشر قلمداد کرد.

بیانیه سازمان ملل متحد در سال 1977 میلادی در محکوم ساختن عمل ناقص سازی جنسی زنان نیز باعث تثبیت این دیدگاه شد تا این که سازمان ملل متحد روز ششم فوریه سال 2003 را به عنوان  روز بین المللی مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان نام گذاری کرد تا نقطه ی شروعی برای از بین بردن این عمل باشد.[2]

در ایران ماده 663 قانون مجازات اسلامی (دیات) بیان می کند که قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن و حتی بخشی از آن موجب نصف دیه کامل زن است. همچنین در ماده 706 آمده است که از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد موجب ارش است و ماده 707 از بین بردن کامل قدرت مقاربت را موجب دیه کامل می داند.

اگر چه وجود حمایت های قانونی و تصویب مجازات های کیفری لازم است و می تواند عاملی بازدارنده برای بانیان و عاملین اجرایی آن باشد اما این که شکایت و دادخواهی تا چه میزان در تحدید آلام فردی و اجتماعی این زنان موثر است، پرسش تامل برانگیزی به نظر می رسد.

از آن جا که خشونت علیه زنان خاستگاه فرهنگی و اجتماعی دارد، از این رو رویکردی فرهنگی و اجتماعی نیز می طلبد. رویکردی که بر شالوده ی آگاهی، تفکر و تدبیر استوار است و از مرحله ی حدس و گمان فراتر رفته و به دور از پیرایه های پندارزده به محک تجربه آزموده می شود.

ناثص سازی جنسی زنان
ناثص سازی جنسی زنان

پیامدهای ناقص سازی جنسی زنان

ناقص سازی جنسی زنان نه تنها هیچ گونه فایده طبی و بهداشتی برای آنان در پی ندارد بلکه مصداقی از خشونت و آزار جنسی علیه آنان به شمار می رود و علاوه بر آن که ناقض حقوق زنان[3] و کودکان[4] به شمار می آید با پیامدهای بسیاری همراه است. شدت این پیامدها به وسعت بافت برداشته شده بستگی دارد و شامل عوارض و پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت جسمی، جنسی، مامایی و روانی است.

عوارضی مانند خون ریزی، درد شدید، شوک، تشنج، عفونت، کزاز، مشکلات دستگاه ادراری، دردهای مزمن شکمی، قاعدگی دردناک، نزدیکی دردناک، اختلال در عملکرد جنسی[5]، افزایش احتمال ابتلا به بیماری های منتقل شونده جنسی مانند هپاتیت و ایدز، ناباروری، خون ریزی بعد از زایمان، مرگ نوزادی و… جملگی تجربه ی زیسته ی مشترک این زنان است.[6]

پیامدهایی که شرح آن رفت، بازتاب وجهی از نشانه های این خشونت است و نه تمام آن. هجمه و ویرانگری جسمانی، علاوه بر تنی در هم شکسته، روحی آزرده و ملول در حصار و کالبد تن برجای خواهد گذاشت. آن چه روان و تن این زنان را بیش از پیش می فرساید و آنان را سرنگون در کام تنهایی فرو و فروتر می برد پیامد های روانی این عمل دهشتناک است.

نگاهی هولناک به گذشته و یادآوری لحظه ای که کاهش و فرسایش تن خود را آشکارا حس و نظاره می کرده، لحظه ستیز و آویز با آماج دشنه ی تیز و برنده که فقط با فرض و انگاره ی لجام گسیختگی جنسی احتمالی در آینده، چنین تیره گون او را خاکستر نشین حصار تن خویش کرده است، تصویر و تصور بسیار هولناکی است که تا واپسین روزهای زندگی دچار و گرفتار آن است. خشونت علیه زنان به طور عام و ناقص سازی جنسی زنان به طور خاص، بن مایه و خاستگاهی جز ناآگاهی ندارد و ناگفته پیدا است که نه تنها زیست فردی زنان را تحت شعاع قرار می دهد بلکه آثار آن به زیست و مناسبات اجتماعی نیز تسری خواهد یافت.

 

پانویس ها


  1. Violence against women (Intimate partner and sexual violence against women) Fact sheetUpdated November 2016/ http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs239/en

2– عرب احمدی، امیربهرام، ناقص سازی جنسی زنان در غرب آفریقا، مجله زنان، مامایی و نازایی ایران، دوره شانزدهم، شماره 82، دی 1392

3- Female genital mutilation/ Fact sheet Updated February 2017/  www.who.int/mediacentre/factsheets/fs241/en/

  1. 4-New statistical report on female genital mutilation shows harmful practice is a global concern – UNICEF/ NEW YORK, 5 February 2016/ www.unicef.org/media/media_90033.html

5- دراین زنان به دلیل برداشته شدن بافت حساس کلیتوریس که نقش مهمی در دست یابی زنان به ارگاسم دارد اختلالات جنسی شیوع بیشتری دارد ازاین رو احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر جنسی به منظور کامیابی جنسی افزایش می یابد که خود دلیلی برای افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی است.

6- سیمبر، معصومه، عبدی، فاطمه و همکاران، پیامدهای ختنه در زنان: مروری برمطالعات موجود، مجله علمی- پژوهشی حکیم سید اسماعیل جرجانی، سال دوم، شماره 1، بهار و تابستان ،1393

 

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.