جامعهزنانفرهنگ ایرانیمسایل اجتماعی

عروسک هایی که که کمتر لبخند میزنند

بررسی ازدواج کودکان در ایران

ای کاش می توانستم آن چه را بودم فراموش کنم یا کاش آن چه را هستم به یاد نمی آوردم *[1]

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

ازدواج در دوران کودکی پدیده ای است که کودکان در فرآیندی بسیار زود هنگام به خانه بخت میروند که البته ورود به این خانه در بسیاری از موارد با نیک بختی همراه نیست. کودکانی که به جای بازی های کودکانه به خواست دیگران و با حمایت قانون وارد بازی جدی زندگی می شوند و به جای تحصیل علم و ادب مجبور به ایفای نقش همسری و شاید هم مادری و فرزند آوری می گردند.

این روزها بالارفتن سن ازدواج و گرایش کمتر جوانان به مقوله ازدواج توجه بسیاری از مسئولان را به خود جلب کرده است و این مهم به دغدغه هراس آوری برای آنان تبدیل شده است. ازدواج کودکان پدیده نوظهوری نیست اما به نظر می رسد در کنار چالش و دغدغه مسئولان پیرامون واکاوی و چرایی علل بالا رفتن سن ازدواج به رغم همه مشکلاتی که پیرامون ازدواج کودکان وجود دارد این موضوع کمتر مورد توجه و تمرکز است.

 

ازدواج کودکان؛ پاسخی به فقر اقتصادی

کاهش گرایش و تمایل به مقوله ازدواج بیشتر در قشر تحصیل کرده، دانش آموخته و شاغل دیده می شود[2] که به درستی از مشکلات عدیده اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی  موجود در جامعه آگاهند. اما شایسته نخواهد بود که با نادیده انگاری و چشم پوشی از آسیب های ناشی از ازدواج کودکان بار سنگین جبران چنین آمار کاهنده ای را بر روی دوش کودکان جامعه قرار دهیم.

سن قانونی ازدواج در ایران برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال تعریف شده است[3]. ازدواج کودکان زیر سن قانونی منوط به اجازه ولی و به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است. طبق تعریف کنوانسیون بین المللی حقوق کودک که ایران نیز از امضا کنندگان آن است تمامی افراد زیر 18 سال کودک به شمار می آیند. این کنوانسیون ازدواج کودکان را ممنوع اعلام کرده است.

از آن جا که مقوله ازدواج نقش بسیار مهم و حساسی بر تمام ابعاد زندگی انسان دارد بنابرین داشتن آمادگی لازم از نظر فیزیولوژیکی، روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی ضرورتی غیر قابل انکار است. شوربختانه علی رغم تنوع مبانی فرهنگی و ساختاری جامعه، هنوز بسیارند کسانی که در جایگاه تصمیم گیری و تصمیم سازی، بلوغ جسمی و جنسی را تنها ملاک تعیین سن قانونی ازدواج  قلمداد می کنند و توجهی به بلوغ فکری و اجتماعی ندارند.

البته که میزان دستیابی به بلوغ جسمی و جنسی در سن قانونی تعریف شده بسیار تامل برانگیز، قابل بحث و چانه زنی است. ازدواج کودکان بیشتر در بستر فقر اقتصادی و نابرابری جنسیتی رخ می دهد. ازدواج زودهنگام دختران در خانواده های پرجمعیتی که در شرایط سخت معیشتی و تنگناهای اقتصادی به سر می برند بیشتر اتفاق می افتد.

زیرا والدین حضور کودکان دختر را هزینه و بار اضافی بر دوش خانواده می دانند و تلاش می کنند با این اقدام از بار اقتصادی خانواده بکاهند اما در مورد فرزندان پسر این مساله کمتر اتفاق می افتد زیرا آن ها برای خانواده نیروی کار و درآمد زا محسوب می شوند. البته در چنین مواردی صلاحیت فکری، اجتماعی و فرهنگی این والدین مورد نقد، شک و تردید است.

 

فقر فرهنگی، زمینه سازی ازدواج کودکان

در کنار فقر اقتصادی نباید فقر فرهنگی موجود در میان بخشی از جامعه را ازیاد برد. برخی والدین ازدواج زودهنگام کودکان دختر را وسیله ای برای حمایت و حفاظت دختران از

ازدواج کودکان در مسیر تباهی
ازدواج کودکان در مسیر تباهی

رابطه جنسی پیش از ازدواج، حفظ بکارت و تضمین امنیت جسمی و جنسی آن ها و همچنین راهی برای حفظ آبروی خانواده قلمداد می کنند.

ناگفته پیداست که ازدواج زودهنگام کودکان به خصوص دختران با عوارض جسمی، روانی و اجتماعی همراه است و می تواند به زندگی سراسر آسیب و محرومیت بیانجامد. کودکان با ازدواج زودهنگام از فرآیند آموزش، تحصیل و تعلیم و تربیت دور مانده و همچنین از حق سلامتی، استفاده و بهره مندی از فراغت دوران کودکی، تعامل با دوستان و همسالان نیز محروم می شوند که این همه می تواند بر سلامت جسمی و روانی آن ها تاثیر  نامطلوب و عمیقی داشته باشد.

از دیدگاه بهداشت باروری ازدواج زودهنگام هم برای پسران و هم برای دختران زمینه ساز ورود آن ها به مجموعه ای از آسیب های بهداشت فردی و اجتماعی است. دختران به علت استرس های بیولوژیکی خاص در دوران زندگی از جمله عادت ماهانه، بارداری، زایمان، شیردهی و یائسگی بیشتر در معرض آسیب های احتمالی قرار می گیرند و عوارض شدیدتری را متحمل می شوند.

با وجود آن که دختران با نوعی برتری نسبی از نظر بیولوژیک در مقایسه با پسران به دنیا می آیند و این مساله آن ها را در برابر عوامل محیطی مثل عفونت ها و سوء تغذیه مقاوم می کند اما این امتیاز طبیعی با ازدواج زودهنگام و پیامد های ناشی از آن به راحتی از بین می رود.

عدم آشنایی با مسایل بهداشت باروری و عدم دسترسی به امکانات بهداشتی به دلیل فقر اقتصادی به افزایش بارداری های ناخواسته و پی در پی و سقط های غیرایمن و پنهانی از یک سو و افزایش زاد و ولد، استمرار و تشدید فقر از سوی دیگر، منجر می شود.

در تمام گروه های سنی وقوع بارداری های مکرر و پی درپی احتمال مرگ و میر ناشی از عوارض بارداری و زایمان را افزایش می دهد. نگرانی ها وقتی بیشتر می شود که بدانیم بین سن کم مادر و مرگ و میر ناشی از عوارض بارداری و زایمان ارتباط مستقیمی وجود دارد.

عدم تکامل فیزیکی، شاخص توده بدنی کم، قد کوتاه و لگن باریک در بارداری با کم خونی فقر آهن، پراکلامپسی، زایمان زودرس، زایمان سخت و طولانی، تولد نوزادان کم وزن، افزایش مرگ نوزادان و افزایش خون ریزی های تهدید کننده حیات همراه است.

هر چند مراقبت های مامایی می تواند خطر عوارض بارداری و زایمان را کاهش دهد اما در بسیاری از موارد به دلیل نداشتن استقلال مالی، این کودکان قادر به تقاضای دسترسی به مراقبت های بهداشتی نیستند.

ازدواج یک کودک دختر ممکن است او را در معرض رابطه جنسی اجباری و سوء استفاده جنسی قرار دهد که این امر مصداق بارز کودک آزاری است و منجر به افزایش خشونت فیزیکی و روانی، حاملگی های ناخواسته و آسیب پذیری در برابر بیماری های مقاربتی مانند ایدز و هپاتیت می شود چرا که در بسیاری از موارد همسران این دختران، افرادی با سن بالا و حتی متاهل هستند.

بدیهی است که چون ازدواج این کودکان تحمیلی بوده است بعد از بلوغ فکری و اجتماعی و آگاهی از تضییع حقوق خود  برای رهایی و گسست از شرایطی که در انتخاب و گزینش آن هیچ نقشی نداشته اند تلاش می کنند اما به دلیل کم سوادی، دانش ومهارت کم به فرار از خانه، اعتیاد، روابط فرازناشویی، طلاق و حتی خودکشی و همسرکشی روی می آورند.

فرزندان این خانواده ها نیز از یک سو در معرض ازدواج زودهنگام هستند و از سوی دیگر در معرض بزهکاری قرار دارند و این مشکلات و آسیب ها زنجیره وار ادامه می یابد. حال اگر حتی با عینک خوش بینی به آینده و دستاورد چنین ازدواج هایی بنگریم در بهترین حالت باعث می شود که دختر به زندگی و زیست خود ناشاد و افسرده ادامه دهد و چه بسا در ایام بزرگسالی آثار آلام و نامهربانی جامعه به صورت پیری و فرتوتی زودرس در چهره اش رخ بنمایاند و به عروسکی تبدیل شود که کمتر لبخند می زند.

از دست رفتن فرصت های زندگی مانند تحصیل و اشتغال، زنان را از نظر اجتماعی در سطوح پایین تری نسبت به مردان قرار می دهد و آنان را از جایگاه تصمیم سازی و مشارکت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دور می کند و به احساس افسردگی، ناکارآمدی، نارضایتی و انزوای اجتماعی هر چه بیشتر در آن ها دامن می زند.

آسیب های ازدواج زودهنگام بر هیچ کس پوشیده نیست و به دلیل پیامدهای زیانبار اجتماعی آن، مساله ای است که نه فقط جنبه فردی و خانوادگی بلکه جنبه اجتماعی نیز دارد و راه حل اجتماعی نیز می طلبد. همان طور که افزایش سن ازدواج دغدغه ی هراس آوری برای مسئولان است، شایسته است که موضوع ازدواج کودکان نیز بیشتر مورد توجه و نقد و بررسی قرار گیرد.

آن چه که به عنوان یک تدبیر می تواند پذیرفتنی باشد تجدید نظر در سن قانونی ازدواج، بالا بردن سطح آگاهی جامعه درباره پیامدهای ناشی از ازدواج زودهنگام، اجرای سیاست های فقر زدایی و تسهیل دستیابی به خدمات آموزشی و بهداشتی است. زیست و زندگی سرشار از شادی، احترام و حمایت، حق طبیعی همه کودکان است.

 

منابع


[1] – شکسپیر- نمایشنامه ریچارد دوم

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.