فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

آتش های نهفته

مروری بر زندگی و آثار دکتر سعید نفیسی

دکتر صادق رضازاده شفق درباره سعید سعید نفیسی می نویسد: «من درتمام مدت شناسایی او حیران کار و کوشش او بودم، می توانم بگویم که در همه عمر مردی در کتاب‌دوستی و مطالعه و فراوان‌نویسی و کنجکاوی ادبی مانند او ندیدم. در هر صورت این‌گونه ثمربخشی حیرت‌آور از نفیسی عجب نیست و در این کار هیچ ‌یک از نویسندگان و مؤلفان زمان ما به پایه او نمی‌رسند و باید او را از حیث تعداد آثار با امثال یاقوت حموی یا ابوعلی سینا یا غزالی و از متأخرین با مؤلف ناسخ‌التواریخ مقایسه کرد…».

معمار نثر جدید معاصر ایران! www.honaronline.ir

شاید وقتی از پنجره دانشگاه پاریس منظره آخرین غروب اقامتش در فرانسه را نظاره می کرد، هیچ گمان نمی برد که چه سرنوشتی در انتظار او است. دکتر میرزا علی اکبرخان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء کرمانی، پزشک مخصوص دربار مظفرالدین شاه، بعد از ناکامی در دو ازدواج اول با دختری از خاندان خواجه نوری وصلت کرد. ثمره ازدواج با جلیل الدوله چهار پسر و سه دختر بود که نخستین آن ها سعید بود؛ سعید نفیسی.

سعید نفیسی؛ کودکی و تحصیلات

سعید نفیسی در آخرین نفس های بهار در 18 خرداد 1274خ به دنیا آمد و شاید خوش شانس بود که پدرش از منوالفکران آن زمان بود و علاوه بر تاثیر در امضای فرمان مشروطیت یکی از اولین مدارس ابتدایی به شیوه ی مدرن را افتتاح کرده بود. نفیسی تحصیلات سه ساله ابتدایی را در مدرسه “شرف” گذراند و بعد از آن به مدرسه متوسطه علمیه رفت.

سال 1288خ وقتی شور پانزده سالگی در رگ هایش دویده بود با برادر مهترش دکتر اکبر مودب نفیسی به قصد ادامه تحصیل عازم فرنگ شد. سال خ1297 عزم وطن کرد و این آغاز سفری بود که وی را در مسیر زندگی تبدیل به سعید نفیسی کرد که ما امروزه می شناسیم.

او بلافاصله پس از بازگشت به ایران در دبیرستان های تهران به تدریس زبان فرانسه مشغول شد و پس از مدتی در وزارت  فواید عامه مشغول به کار شد. اما روح سرکش نفیسی در چهاردیواری وزارتخانه آرام نمی گرفت و از همین رو در همان ایام در مجله دانشکده نیز قلم می زد و با ملک الشعرا بهار همکاری داشت. طبع نیکو و احساسات وطن پرستی ملک الشعرا، شاید در سعید نفیسی هم نفوذ کرد که در بحبوحه جنگ و استبداد، وطن را رها نکرد.

در سال 1308خ و بعد از اینکه روح لطیف و ادبی سعید نفیسی برای خودش و دیگران انکار ناپذیر شده بود به وزارت فرهنگ جایی که شاید اندکی با خلقیات او هماهنگی بیشتری داشت کوچ کرد و به موازات آن به تدریس زبان فرانسه در مهمترین مدارس آن زمان پرداخت.

این تدریس و تکرار فرانسه برای خود او هم توفیق اجباری بود تا بعدها در ترجمه و تحقیق ده ها کتاب به یاری گنجینه زبانش آمد. بلافاصله پس از تاسیس دانشگاه تهران در کرسی استادی دانشکده حقوق و پس از آن به استادی ادبیات برگزیده شد. در همین اثنا به عضویت فرهنگستان ایران درآمد و پس از آن در دانشگاه های کابل و شهر های متعددی چون دهلی، کلکته، قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.

استاد سعید نفیسی در کتابخانه شخصی
استاد سعید نفیسی در کتابخانه شخصی

سعید نفیسی؛ ادیبی خستگی ناپذیر

 نفیسی به علت عشق وافرش به تاریخ و ادبیات به مرور کتابخانه بی مانندی را جمع آوری کرده بود و در دست داشتن کتب کهن و نسخ خطی به او که تبحری بی مثال بر ادبیات ایران داشت اجازه می داد تا آثار پژوهشی بسیاری از جمله احوال و اشعار رودکی، آثار گمشده ابوالفضل بیهقی، در پیرامون اشعار و احوال حافظ، شاهکارهای نثر معاصر فارسی، روزگار ابن سینا، سرچشمه تصوف و ده ها اثر ارزشمند دیگر را به رشته تحریر درآورد. دکتر نفیسی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است. ویژگی بارز این نثر در شیوایی و سادگی آن است به نحوی که از هرگونه پیچیدگی دور بماند.

وی همچنین بسیاری از متون منثور و منظوم فارسی را به شیوه علمی منتشر کرد و از گمنامی بیرون آورد. پویایی و خستگی ناپذیری او موجب شد تا علاوه بر آثار تحقیقی و پژوهشی فراوان تالیفات ادبی شخصی هم داشته باشد و تعداد کتاب هایی که تدوین، تصحیح و یا ترجمه کرده است از شمار خارج باشد. از تالیفات ادبی سعید نفیسی می توان به کتاب های آخرین یادگار نادر شاه که در قالب نمایشنامه است و مجموعه داستان های ستارگان سیاه و ماه نخشب اشاره کرد.

زبان و ادبیات فارسی برای تصحیح و جمع آوری رباعیات خیام، سیر العباد الی المعاد سنایی غزنوی، تاریخ گیتی گشا، تاریخ مسعودی معروف به تاریخ بیهقی، غزلیات عطار نیشابوری، دیوان انوری، گلستان سعدی، دیوان قصاید و غزلیات نظامی گنجوی و ده ها کتاب دیگر که شالوده تاریخ، فرهنگ و ادب فارسی هستند به دکتر سعید نفیسی مدیون است. دوستان و نزدیکان نفیسی او را شخصیتی چند بعدی و عاشق کتاب توصیف کرده اند. همسر او در شرح خلقیات نفیسی می گوید:

نفیسی واقعاً عاشق کتاب بود. او مصرف مفید و به جای پول را فقط در خریدن کتاب می‌دانست؛ به‌طوری‌که ضروری‌ترین احتیاجات شخصی خود را در این راه صرف می‌کرد. عقیده داشت کتاب باید چاپ شود و به دست مردم برسد. کتاب را نباید حبس کرد و جلوی پیشرفت فکری مردم را گرفت. باید وسیله به ‌دست مردم داد تا هر کس هر قدر مایل است، مطالعه کند، و روشن‌بین و روشنفکر شود و این مسئله را یک قدم اساسی برای پیشرفت جامعه و بخصوص جوانان می‌دانست.

سعید نفیسی در کنار مناصب دولتی همچون عضویت هیئت رئیسه ی بیست و پنجمین کنگره خاور شناسان مسکو، عضویت شورای فرهنگی سلطنتی، نمایندگی دولت ایران در کمیته فنی وحدت نام های جغرافیایی سازمان ملل متحد و … هیچ گاه دست از علاقه خود به نگارش و خلق سخنی بدیع باز ننشست. سردبیری مجله ادبی پرتو، سردبیری مجله وطن، مدیریت مجله شرق و … از جمله فعالیت های مطبوعاتی او است.

نفیسی به پاس سال ها تلاش بی وقفه در عرصه فرهنگ ادب جوایز متعددی دریافت کرده است که از جمله آن می توان به دریافت نشان درجه اول علمی، نشان سپاس درجه اول، نشان لژیون دونور فرانسه اشاره کرد.

شاید بار دیگر که رباعیات خیام را ورق می زنیم یا تاریخ ایران را از دریچه کتبی همچون تاریخ تمدن ایران ساسانی و باباک خرم دین دلاور آذربایجان دنبال می کنیم نام سعید نفیسی از گوشه ذهنمان بگذرد و به پاس کتابی که در دست داریم زیر لب زمزمه کنیم:

در بر مردم دانا بنشستیم بهم/ در ما بود به روی هنری مردان باز

زیستم راست چو مردان حق و باکم نیست/ نبرد نام من ار مرد حکایت پرداز

نیک دانی که منت پست نکردم هرگز / نه گشودم دهن مدح و نه هم دیده ی آز

نه ز آسیب جهان رنج فراوان بردیم/ نه هم آزرده شدیم از نگهی تیر انداز

بخشب از شعر کهن جامه سروده ی دکتر سعید نفیسی

پانویس


[1]– نام کتابی از سعید نفیسی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.