اقتصاد و کارآفرینی

ایرانی تبعیدی

مصاحبه ای با سعید عمیدی موسس شتاب دهنده پلاگ اند پلی*(قسمت دوم)

هیچ چیز جایگزین سخت کوشی نیست.

سعید عمیدی

زهرا ناگهی  ترجمه و تلخیص: زهرا ناگهی

نوشتار پیش رو قسمت دوم از مصاحبه با سعید عمیدی کارآفرین نام آوازه است. کسی که با پشت سر گذاشتن فراز و فرودهای بسیار توانسته است تاثیر مثبتی بر محیط اطراف خود برجای گذارد.

***

می‌خواهم به جذاب‌ترین شرکت‌های تکنولوژی بپردازم. اما قبل از آن باید مواردی را متوجه شوم. من هرگز نمی‌دانم که این مقدار پول زیاد وجود دارد، کلمه‌های متفاوتی که تو به آن ها اشاره کردی را نوشتم، پلی پروپیلن و دیگر کلمات. من حتی نمی‌دانم که می‌توانم به عنوان کارآفرین در آن حیطه‌ها وارد شوم یا نه، چه برسد به آن حجم از تجارت که انجام می‌شود. تجارت بزرگی که با هیچ چیز به جز یک تلفن و چند صد هزار دلار پول از پدرت شروع کردی! چگونه آن را توضیح می دهی؟
اگر بخواهم صادق باشم، نمی‌دانستم که چقدر بزرگ است. مثل همین الان که با اِکسون موبیل در این حوزه کار می‌کنم. این شرکت در حوزه پلی اتیلن با ارزشی بالغ بر 6 بیلیون دلار، فعالیت دارد. اجازه بدهید این طور بیان کنم. تجارتی که می‌توانم به کارآفرینان پیشنهاد کنم و اگر می‌خواهید در آن موفق شوید این است که بزرگی تجارت را در نظر بگیرید، باید کارکنان را ببینید، مشتریان چه کسانی هستند و چه مزیت رقابتی در این بین وجود دارد.


خُب، به عنوان شخصی که هیچ چیز نداشت به جز یک تلفن، چه مزیت رقابتی داشتی؟
کمی درباره اش گفتم، من اهل خاورمیانه هستم. آن ها به شکل خودمحور فکر می‌کنند. دومین مزیت رقابتی شرکت‌های آمریکایی بود. آن ها به طور کلی بر پایه صادرات نیستند بنابراین به شرکت‌های صادرات وابسته هستند. در این بین متوجه شدم که چه اتفاقی در عربستان سعودی و امارات در حال رخ دادن است. عربستان یک مشتری در حال رشد بود، می‌توانید بگویید که جمعیت و ثروت آن ها در حال رشد بود، کارخانه‌های جدیدی وجود داشت، مثل روغن سبزیجات سعودی، این کارخانه ها تامین کننده نداشتند و دنبال تامین کننده می‌گشتند و من هم به دنبال مشتری جدید بودم.

تمام این کشورها عربی صحبت می‌کردند، واضح است که تو عرب زبان نیستی؟
من عربی صحبت نمی‌کنم.


درست است.
مثل ورزش جودو است. تو باید یک مورد منفی را به موردی مثبت تبدیل کنی. زمانی که با آن ها در عربستان تماس می‌گرفتم، می‌گفتم که از کالیفرنیا تماس می‌گیرم و معمولا صاحب کارخانه یا مدیر کل تنها کسی بود که انگلیسی صحبت می‌کرد، بنابراین بقیه زمانت را با صحبت کردن با افراد دیگر هدر نمی دهی.


می‌فهمم.
تقریبا مستقیم به جلو می روی تا به اوج برسی همان طور که ممکن است بدانی، من خیلی خجالتی نیستم. بنابراین زمانی که موفق می شدم با صاحب کارخانه صحبت کنم، پیامم را مستقیم بیان می کردم! به این ترتیب من قابل اعتماد هستم. من تولید را می شناسم. با آن ها تجربه پدرم را که 800 کارمند در 14 کارخانه داشت، در میان می گذاشتم. اگرچه انقلاب ایران یک مزیت رقابتی بود که از آن با موفقیت بیرون آمدیم. صاحب کارخانه و مدیر خرید کارخانه می گفتند: «می دانی که مواد خام چقدر اساسی و مهم است.» به این دلیل که اگر توزیع مواد خام را قطع کنی کل کارخانه تعطیل می شود. بنابراین بخش حیاتی هر کارخانه کیفیت بالا و پایدار مواد خام است.

 

درست است. اگر قابل اعتماد هستی، پس همراه با آن ها موفق هستی؟
درست است.


آن طور که فهمیدم، هنگامی که یک ساختمان به ارزش 1 میلیون دلار خریدی، به دلایلی 2/1میلیون پرداخت کردی! چه برنامه ای برای این ساختمان داشتی؟
به عنوان یک ایرانی یا اهل خاورمیانه به این شکل بزرگ شدیم که باید خانه خودت را داشته باشی. باید مالک جایی باشی که درآن کار می کنی. در حقیقت ما هنوز مغازه های کوچکی در بازار تهران که پدرم کسب و کار خودش را 60 سال پیش شروع کرد، در اختیار داریم. بنابراین ما معتقد هستیم که باید «ماندنی» باشی و زمانی ماندنی خواهی بود که مالک جایی باشی که در آن کار می کنی.


فهمیدم

می دانی که هر ماه مقدار 20000دلار بدست می آوردم و به محض اینکه 100000دلار در بانک جمع کردم خانه کوچکی در پالوآلتو خریدم که به عنوان دفتر کار استفاده می کردم. سپس پیش آقای پاپین رفتم و گفتم: «می‌خواهم که به من قول بدهی اگر خواستی خانه خیابان 165دانشگاه را بفروشی، باید به من زنگ بزنی. می خواهم بخرمش و داستان فروش یک میلیون دلاری این بود. او قیمت فروش را 1 میلیون دلار گذاشته بود اما زمانی که می‌خواستم خانه را بخرم گفت که باید 1.2 میلیون دلار پرداخت کنم.

سعید عمیدی موسس پلاگ اند پلی
سعید عمیدی موسس پلاگ اند پلی


چرا؟
از او پرسیدم که چرا؟ گفت: «به دلیل اینکه شما خریدار معتبری نیستید». روزی که قرارداد خرید را امضا کردیم از من خواست که مبلغ 50000 دلار ودیعه بگذارم و این ساختمانی است که کارم را در آن شروع کردم. خیلی اتفاقی تکنولوژی لاجیک ، پیرلویگی زاپاکاستا، همسایه من بودند. آقای گاپتا (نرم افزار گاپتا) هم در آن ساختمان بود. بنابراین اگر چه من در کار تکنولوژی نبودم، ولی در همسایگی چندین کارآفرین بزرگ حوزه فناوری قرار داشتم.

 

سعید، برای کسی که روی مواد خام، املاک و تکنولوژی سرمایه گذاری می‌کند، به نظر نمی‌رسد که با نوع سرمایه گذاری تو مناسب باشد. چرا تصمیم گرفتی در آن مسیر حرکت کنی؟
تو کاملا درست می‌گویی. زمانی که روی املاک سرمایه گذاری می‌کنم، همه چیز برنامه ریزی شده است، زمین، ساختمان و هزینه جایگزین وجود دارد، حتی بانک هم می‌تواند یک ملک را ارزش گذاری کند. اما در تکنولوژی شما نمی‌توانید، شما نمی‌دانید که فروش چقدر گسترده است، نمی‌دانید ایده‌ی خوبی است برای کارآفرینی و از همه مهم‌تر اقدام گروه یا کارآفرین را نمی‌دانید. وقتی که ما در تکنولوژی سرمایه گذاری کردیم فقط می‌خواستیم حذف نشویم. می‌خواستم که یک جلسه هنگام ناهار داشته باشیم، به این دلیل که زمانی که برای غذا خوردن بیرون می‌روی همه درباره تکنولوژی صحبت می‌کنند و این اتفاق درباره تجارت بطری و بسته بندی که هر روز در حال تغییر است، نمی‌افتد. بنابراین کمی احساس حذف شدن کردم. انجام 2 یا 4 سرمایه گذاری در سال در بخش استارتاپ تجارت دوم ما بود، اما بعد از اولین موفقیت در “پی پل” گفتیم که تجارت دوم خیلی خوبی است. پس بیشتر یاد گرفتیم و علاقه پیدا کردیم و حالا 90% از زمان خودم را صرف کمک به کارآفرینان می‌کنم.


و شغلی که در نظر داری از آن پول بدست بیاری تجارت بطری آب است؟
واقع بینانه بله. من مدیر و شرکای بی نظیری دارم که این تجارت را اداره می‌کنند و پلاگ و پلی که 3 سال است آن را اداره می‌کنم علاقه من است. تعداد زیادی را نمی‌شناسم که از ساعت 6 صبح بیدار شدن خوشحال باشند و ساعت 6:30 کنفرانس تلفنی با دانشگاه جرج واشنگتن درباره چگونگی کمک به استارتاپ ها داشته باشند.


می‌خواهم درباره همین سوال بپرسم. مردم به نسخه صوتی این مصاحبه در هر ساعتی که بخواهند گوش می‌دهند، ممکن است آن ها متوجه نشوند که تو برای مصاحبه ساعت 7 صبح به اینجا آمدی و ساعت 6:30 صبح هم کنفرانس تلفنی داشتی. چرا؟ چرا روز خودتو زود شروع می‌کنی؟ چرا از 9 صبح یا حتی 10 صبح شروع نمی‌کنی؟ اجازه بده مدیران برنامه را برای یک یا 2 ساعت اجرا کنند و بعد تو ادامه بده؟
برای اینکه اطلاعات بیشتری به شما بدم، هر روز ساعت 8:15 تیم اصلی را ملاقات می‌کنم.


پس امروز ساعت 8:15 با تیم اصلی گفتگو داری؟
هر روز.


هر روز.
به مدت 30 دقیقه با هم ملاقات می‌کنیم تا مطمئن شویم که روی مدار هستیم. اما به صبح زود و سخت کار کردن اعتقاد دارم. خیلی باهوش نیستم، ممکن است که شما هم تصدیق کنید. بنابراین واقعا دوست دارم که همکارانم یا اعضا گروه را ببینم که 10 تا 12 ساعت در روز کار می‌کنند. البته به این معنی نیست که نمی‌خواهم هشیارانه کار کنند اتفاقا دوست دارم اما در حقیقت فکر می‌کنم که هیچ چیز جایگزین سخت کوشی نیست… زمانی که من از کار کردن لذت نمی‌برم نباید از گروه هم توقع داشته باشم که از کار کردن لذت ببرند.

 

منبع


*Plug and Play Tech Center
مرکز فناوری پلاگ اند پلی یکی از معتبرترین شتاب دهنده های دنیا و مستقر در دره سیلیکون آمریکا است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.