اقتصاد و کارآفرینیتیتر اول

از اتاق زیر شیروانی تا بازار سرمایه گذاری

مصاحبه با پژمان نوزاد کارآفرین ایرانی تبار

پژمان نوزاد، به عنوان یک روزنامه نگار ورزشی در تهران، تقریبا بی پول و بی خانمان به سیلیکون ولی، یکی از مهم ترین اقطاب کارآفرینی دنیا، رسید. او در اتاق زیر شیروانی یک مغازه لبنیاتی کهدر آن کار می کرد، برای خود سرپناهی دست و پا کرد، سپس با فروشندگی در یک نمایشگاه فرش، به کار خود ادامه داد. نوزاد در آنجا با افرادی که در تلاش برای تغییر جهان بودند، آشنا شد. اشتیاق برای پیوستن به این شخصیت ها و بخشی از این سفر بودن، باعث شد تا نوزاد خیلی زود یک صندق سرمایه گذاری تاسیس کند. 

متن حاضر ترجمه و تلخیصی است از:
A fruitful journey from the attic to an angel investor
www.domain-b.com

سمیه امیری مترجم: سمیه امیری

پژمان نوزاد در سرمایه گذاری در مراحل اولیه استارت آپ، تجربه دارد. او در بیش از 100 استارت آپ سرمایه گذاری کرده است. “دراپ باکس” یکی از این استارتاپ ها است. نوزاد در 2012 بوسیله مجله Forbes به عنوان یکی از موفق ترین سرمایه گذاران حوزه استارتاپ، معرفی شد. او به همراه Mar Hershenson، صندوق سرمایه گذاری Pear Ventures را بنیانگذاری کرد. در ادامه مصاحبه ای از این کارآفرین ایرانی تبار را می خوانیم.

Pear Venture Capital به تعدادی از کارآفرینان کمک کرده است تا کسب و کار خود را از ابتدا با سرمایه اندک آغاز کنند. چگونه ایده پشت Pear به ثمر رسید و چه مفهومی را دنبال می کند؟
در حقیقت ما به عنوان یک سرمایه‌گذار حامی، آغاز به کار کردیم. در حدود سال های 2009 تا 2010 دریافتم که هیچ موسسه ای برای کمک به کارآفرینانی که می خواهند از صفر شروع کنند وجود ندارد. بر اساس زمینه و شبکه ارتباطی که داشتم، فکرکردم که می‌توانم موسسه ای را بنیانگذاری کنم تا به کارآفرینانی که در مرحله اول کسب و کار خود هستند، کمک کند.

می خواستم این ایده را با یک شریک محقق کنم. شریک حال حاضر من Mar، دکتری خود را از دانشگاه استنفورد اخذ کرده است. او تا به حال سه شرکت را تاسیس کرده است. Mar تکمیل کننده‌ مهارت های من است بطوریکه در حوزه های فنی متخصص است. با این وجود چهار سال طول کشید تا او را متقاعد به همکاری کنم.


در حال حاضر Pear یک صندوق سرمایه گذاری در مراحل اولیه کسب و کار است و ما بر روی کارآفرینانی که در حال تاسیس شرکت های به اصطلاح Category-defining هستند و بر روی حل یک مساله بزرگ در بازار کار می کنند، سرمایه گذاری می کنیم.

وقتی در ابتدا این شرکت را تاسیس کردیم شریک من پیشنهاد کرد که اسم خودمان را بر روی شرکت بگذاریم همانطور که همه ما را به اسم هایمان می شناسند. بنابراین اسم شرکت در ابتدا PejmanMar بود. با این وجود با خود گفتم که اگر می خواهم سازمانی را بنیانگذاری کنم که برای 100 سال آینده پابرجا باشد ایده خوبی نیست که نام خودم را بر روی سر در سازمان قرار بدهم.

من از مردم می‌خواستم که با من کار کنند نه برای من. زمانی‌که در جستجوی نام برای سازمان بودم دریافتم که ایده های کارآفرینان مانند میوه ای است که نیاز به آب و کشت دارد. Pear به عنوان یک میوه، به نظر یک نام ایده‌آل بود که می توانست سمبلی از این ایده باشد.


موفقیت فقط بعد از غلبه بر موانع نمایان می شود. در مورد شما هم به صورت سفری مشابه بوده است بویژه وقتی برای اولین بار از ایران وارد آمریکا شده اید. می توانید در مورد موانعی که با آن مواجه بودید بیشتر به ما بگویید؟
وقتی از ایران به آمریکا آمدم زبان نمی دانستم و پول خیلی کمی داشتم. در کشورم یک روزنامه نگار معروف ورزشی بودم. مدت زمان کمی طول کشید تا بفهمم که در اینجا (آمریکا) کسی نیستم. با این وجود در تصمیمم قاطع بودم و می دانستم که قادر هستم که سرنوشتم را به دست بگیرم و با سخت کار کردن و مهربانی با مردم، رسیدن به موفقیت را برای خود تضمین کردم.

اولین شغل من کار در یک کارواش بود. در آن زمان بر روی کارم تمرکز کرده بودم تا بهترین در کل شهر باشم با وجودی که می دانستم قرار نیست مدت زیادی در این شغل باشم. بعد از آن در یک مغازه لبنیاتی شغل پیدا کردم جایی که صاحب مغازه را متقاعد کردم که شب را بتوانم در آنجا در اتاق زیر شیروانی بخوابم. من عاشق دختری از ایران بودم ولی در عین حال نمی خواستم از پدرم پولی بگیرم برای همین شش ماه در آنجا زندگی کردم تا بتوانم مقداری پول پس انداز کنم.

تا اینکه یک روز آگهی کار در یک فروشگاه فرش ایرانی را دیدم و با فروشگاه تماس گرفتم. صاحب فروشگاه از من پرسید آیا تا حالا فرش و لوازم منزل فروخته ام؟ وقتی در پاسخ او گفتم نه، به من گفت چرا تماس گرفته ام و داشت تماس را قطع می کرد که با اصرار از او خواستم حداقل قبل از رد کردن درخواست من یکبار همدیگر را ملاقات کنیم.

در نهایت شغل را به دست آوردم و از آنجا افراد مختلف را ملاقات کردم و ایده تاسیس یک صندوق سرمایه گذاری بعدا به وجود آمد. اگر شما باور داشته باشید که با گذر زمان مسایل تغییر می کنند و زمان هرگز متوقف نخواهد شد، به سادگی می توانید موانع را پشت سر بگذارید و به راه خود ادامه دهید. من واقعا امیدوار بودم و معتقد به این که روزی همه چیز تغییر خواهد کرد و همین اتفاق هم افتاد.

چه درس هایی از زندگی در اتاق زیر شیروانی آموختید که تمایل دارید با دیگران به اشتراک بگذارید؟
من فهمیدم که اگر توانستم روزی در اتاق زیر شیروانی زندگی کنم و دوام بیاورم، می توانم بر هر سختی دیگری غلبه کنم. این برمی گردد به داشتن ذهنیت مثبت و یاد آوری این موضوع به خود که این شرایط موقتی است. ممکن است امروز شرایط سخت باشد اما در انتها نتیجه مطلوب حاصل می شود. شش ماهی را که در اتاق زیرشیروانی گذراندم شخصیت امروز را مرا ساخت.

بخشی از آن تجربه با روحیه من به عنوان یک بنیانگذار عجین شد. من ارتباطی با پول ندارم و حتی امروز هدف من به دست آوردن پول نیست بلکه کمک به افراد است تا کسب و کارهای مورد علاقه خود را شروع کنند. در نهایت پول به عنوان نتیجه کار حاصل می شود. آن روزهای زندگی در اتاق زیر شیروانی را به عنوان یک اردوی آموزشی در نظر می گیرم که امروز از من یک شخصیت بهتر و قوی تر ساخته است.

با نظر گرفتن تعداد زیاد داوطلبان، چطور ایده های دارای امکان موفقیت و ارزش سرمایه گذاری را تشخیص می دهید؟
یک سری ویژگی ها در میان کارآفرینان برجسته وجود دارد. ما کارآفرینانی را می‌پسندیم که در درصدد حل یک مشکل بزرگ در بازار هستند. آن ها باید با مشکلی که در صدد حل آن هستند، هم آشنا باشند و هم با آن زندگی کرده باشند. ما به دنبال افرادی هستیم که این کار را انجام می دهند چون آن ها کارافرینان واقعی هستند نه به خاطر اینکه این کار مد روز است و همه دوست دارند انجام بدهند و یا اینکه فقط برای تفریح قصد انجام این کار را داشته باشند.

ما افرادی را انتخاب می کنیم که استعدادها را دنبال می کنند، به روش های مرسوم بدبین هستند، دارای دیدگاه هستند و تمایل دارند هر روز خود را مورد سوال قرار دهند. من همچنین مدیران ارشدی را دوست دارم که خود کاپیتان کشتی هستند. کسانی که تا آخرین لحظه غرق شدن کشتی مقاومت می کنند. در نهایت ما به اندازه بازار نگاه می کنیم. اگر امروز شرایط بازار مساعد نیست، مهم نیست. اگر شما به آلبوم کار شرکت های ما نگاهی بیندازید بعضی از آن ها در شرایط غیر متعارف (شرایط نامساعد بازار) کار خود را آغاز کرده اند.


از آنجایی که شما کار خود را از صفر شروع کرده اید آیا احساس همدردی با کارآفرینان مشتاق دارید؟ اگر پاسخ شما مثبت است چگونه بین احساس قلبی و منطق عقلی خود تمایز قایل می شوید در حالیکه تصمیم دارید به تعدادی از این طرح ها سرمایه لازم را اختصاص دهید؟
وقتی با کارآفرینان احساس همدردی دارید این سخت ترین بخش کار شماست. با این وجود به عنوان یک شرکت سرمایه گذار وظیفه ما پولسازی است و ما ناگزیر به بازگرداندن پول به سرمایه گذاران هستیم. با در نظر گرفتن این مسایل ما بهترین تصمیم را بر اساس منافع صندوق سرمایه می گیریم که وظیفه مسلم ما در قبال موسسان و سرمایه گذاران است.

پژمان نوزاد کارآفرین ایرانی تبار
پژمان نوزاد کارآفرین ایرانی تبار


با توجه به ماجرایی که در به دست آوردن شغل در نمایشگاه فرش داشتید، بسیاری از مردم با شنیدن نه ناامید خواهند شد. چه چیزی شما را این میزان مصر نگه داشت تا صاحب نمایشگاه را برای ملاقات رو در رو متقاعد کنید؟
در بسیاری از موقعیت های زندگی دریافتم که شنیدن کلمه نه به معنای این است که باید راه دیگری برای انجام کار پیدا کنم. به این وضعیت به عنوان فرصت بیشتر برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به آنچه می خواهم، نگاه می کنم. در حقیقت بعضی از بهترین کارهایی که انجام دادم بعد از شنیدن نه بوده است. در مورد ماجرای فروشگاه فرش، واضح بود که او من را نمی شناخت و سه پرسشی که از طریق تلفن از من پرسید برای ایجاد شناخت کافی نبود.

وقتی روز بعد صاحب فرش فروشی را ملاقات کردم، بدون معطلی مرا استخدام کرد چون در زمان تماس تلفنی با او، ناامید نشدم. این موضوع را مالک نمایشگاه بعدا به من گفت. به شدت اعتقاد دارم وقتی شما با نگاه مثبت به دنیا نگاه می کنید قادر خواهید بود خیلی از مسایل و مشکلات زندگی را به سرمایه‌گذاری پربار تبدیل کنید.

مسایل در طول زندگی تغییر می کنند. من فرش می‌فروختم ولی در نهایت تبدیل به یک سرمایه گذار در کسب و کارهای نو پا شدم. می خواهم این را بگویم که خود را به درون اقیانوس پرتاب کردم در حالیکه مهارت شنا را در حد متوسط بلد بودم. اما شرایط را طوری مدیریت کردم که در نهایت به ساحل برسم زیرا می دانستم باید به سختی کار کنم تا به آنچه که می خواهم برسم.


شما به این شناخته شده هستید که با بنیانگذاران قدرتمند از طریق یک شبکه اجتماعی و انجمن کار می کنید. می‌توانید برای ما توضیح دهید که چگونه این کار را انجام می دهید؟ و چطور این بستر را برای تعامل با دیگران ایجاد کرده اید؟
تمام زندگی کاری من در سرمایه گذاری با شبکه سازی و شرکت در رویدادها آغاز شد. شما تجارت را با افرادی انجام می دهید که آن ها را ملاقات کرده باشید. بنابراین ما معتقد به جمع کردن افراد زیر یک سقف برای دلایل مختلف هستیم. بسیاری از موسسان ما افرادی هستند که در رویدادهایمان شرکت کرده‌ بودند و این می تواند حتی به صورت یک دورهمی ساده برای صرف غذا باشد. ما قصد نداریم موضوع را خیلی پیچیده کنیم. شبکه ارتباطیمان به صورت تعاملی، مشارکتی و خیلی شفاف است.


شرکت های هندی سرمایه گذار در کسب و کارهای نوپا را چگونه می بینید، با توجه به اینکه این شبه قاره تعداد زیادی از استارت آپ های مشتاق را در خود جای داده است؟ توصیه ای برای کارآفرینان مشتاق دارید؟
آن ها باید یک سری چیزها را به خاطر بسپارند. هندی ها نباید از شکست بترسند. من معتقد هستم این ترس از شکست است که باعث می شود افراد از تجربه کارهای جدید خودداری کنند. اگر به خود اعتماد دارید و مصمم هستید، پس شروع کنید. دوم اینکه شما باید راهی را انتخاب کنید که به آن علاقه زیادی دارید. در آخر اینکه هیچ وقت برای رویاهایتان سقف تعیین نکنید. هیچ محدودیتی برای رسیدن به خواسته هایتان وجود ندارد.

Pear VC در بیش از 30 استارت اپ سرمایه گذاری کرده است. دیدگاه بلند مدت شما برای شرکتتان چیست؟
کار ما جستجوی مداوم برای یافتن بنیانگذاران بی نظیر است. همچنین بر روی رشد و توسعه گروه متمرکز خواهم شد. آنچه‌که خیلی دوست دارم ببینم، 100 سال آینده است. زمانی که کسی به Palo Alto می آید، کتابی در مورد Silicon Valley مشاهده می کند که در آن یک فصل به Pear اختصاص داده شده است و در آن به شرح اینکه چطور Pear توانسته است بنیانگذاران را برای ساخت شرکت هایی که آینده جهان را تغییر داده اند، آماده کند.

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن