اقتصاد و کارآفرینی

تلاش برای شفافیت

 مصاحبه ی پی یر امیدیار، بنیان گذار وبسایتeBAY با روزنامه نیویورک تایمز

“پیر امیدیار”[1] بنیانگذار [2]eBAY که در حال حاضر در حوزه امور بشردوستانه فعالیت دارد، طی هفته گذشته و پس از اعلام حمایت مالی 250 میلیون دلاری خود از یک وبسایت خبری و اطلاع رسانی عمومی، خبرساز شد. این خبر به نوعی موید علاقه ی وافر جناب امیدیار به عرصه ی روزنامه نگاری و خبررسانی است.

مترجم

 شایسته ساسانی مقدم

“پیر امیدیار” پس از تاسیس شبکه ی امیدیار (با تمرکز بر امور و اطلاعات مرتبط با کسب و کارهای کوچک و مولد و نیز برخی فعالیت های مدنی و…) به همراهی همسرش پاملا[3] در سال 2004، تاکنون بیش از 12 سازمان و نهاد فعال در عرصه ی خبررسانی و جریان باز اطلاعاتی (با محوریت شفافیت و آگاهی رسانی) همچون موسسه ی سان لایت[4]، انسیتو پوینتر[5] و … را حمایت نموده است.

در سال 2010 وی بنیاد هونولولو سیویل بیت[6] را بنیان نهاد، وب سایتی مبتنی بر اصل شفافیت که گزارش هایی پیرامون وقایع و اخبار عمومی را در اختیار شهروندان و کاربران خود قرارداده تا عموم مردم به نحوی ناظر بر عملکردها و سیاست گذاری های گوناگون نهادهای دولتی باشند.

اما این تلاش ها عمدتا از طریق همکاری با گلن گرین والد[7] خبرنگار روزنامه ی گاردین (که اسناد و اطلاعات افشا شده بوسیله اسنودن را منتشر نمود، لائورا پویتراس[8] فیلمساز و جرمی اسکاهیل[9] به ثمر رسیده اند.

ماجرای افشاگری های ادوارد اسنودن[10] و نیز پیگیری و نگاه عمیق امیدیار نسبت به خرید امتیاز روزنامه ی واشنگتن پست طی بهار سال گذشته، منجر به تصمیم گیری نهایی وی مبنی بر تخصیص بخشی از ثروت خود (بنا به گزارش مجله فوربس دارایی معادل5/8 میلیارد دلار) در روند تشکیل یک وب سایت خبری با تمرکز بر گزارش ها و ارزیابی های نظارتی و تحلیلی پیرامون امور و عملکردهای دولتی گردید.

 

شما می توانستید ثروت خود را در عرصه های گوناگونی صرف نمایید، چرا حوزه ی خبر و اطلاع رسانی؟

من یک متخصص در زمینه رایانه و تکنولوژی (آموزشی) متمرکز برحوزه ی امور بشردوستانه هستم. یکی از مباحث کلیدی در این عرصه، مقوله ی فناوری و نحوه بهره گیری از آن به منظور ایجاد جهانی بهتر است.

چنین آرمان هایی مرا به سوی حوزه ی آگاهی رسانی و شفافیت رسانه ای با تمرکز بر فعالیت نهادهای دولتی سوق داد. حال چگونه مخاطبان خود را در جریان چند و چون عملکرد دولت قرار می دهیم؟

ما حدود 7 سال ساکن هاوایی بودیم. طی این دوره شاهد وجود نوعی خلاء و رکود در نظام اداری و اجرایی بودم. به تعبیر دیگر، افت و رکود فاحشی در زمینه ی اطلاع رسانی و ظرفیت نظارتی که من را در مسیر ایجاد یک سرویس نظارتی- رسانه ای با تمرکز بر اخبار عمومی، مصمم تر از پیش ساخت.

در حقیقت به دنبال درک این نکته بودم که سردبیران و روزنامه نگاران چگونه روزه ها، بی وقفه و باانگیزه در جستجوی تحلیل و تشریح وقایع و اخبار گوناگون هستند. از طریق چنین تجربیاتی، دریافتم که موضوعات تحقیقاتی، تحلیلی و … از کارایی بسزایی در کلیه ی عرصه های عمومی و تخصصی برخوردارند و این روند به منزله ی گام نهادن در یک مسیر پیچیده و طولانی است.

 

به نظر می رسد این فرایند عمدتا بر مبنای شفاف سازی و رازداری توامان بنا نهاده شده است. چه چیزی شما را به این سمت سوق داد؟

شماری از اتفاقات رخ دادند. حتی پیش از افشاگری های ادوارد اسنودن نیز ما شاهد برخی خطاها و مشکلات در عملکرد وزارت دادگستری بودیم (دستکم به زعم من خطا و اشتباه تلقی می شوند).

ما شاهد مواردی نظیر شنود دفتر آسوشیتدپرس، به کارگیری عنوان محرمانه در مورد اسناد و محتویات پرونده ی جیمز روزن (یکی از مجریان و خبرنگاران فاکس نیوز) و مجموعه ای از پیگردها و محدودیت های قانونی نظیر بهره گیری از قانونی موسوم به قانون جاسوسی هستیم.

این وضعیت نمایانگر آن است که حتی در چنین کشور بزرگی و با وجود چنین قانون اساسی کارآمد و دقیقی نیز کماکان اعمال فشار علیه آزادی مطبوعات و رسانه ها وجود دارد. به بیان دیگر همچنان در این کشور به انحاء و بنا به دلایل و توجیهات گوناگونی نظیر صیانت از قدرت و مقام و تداوم جاه طلبی ها، با اعمال فشارعلیه آزادی بیان و شفافیت رسانه ای و مطبوعاتی مواجهیم.

به طور مثال هنگامی که شما تحت کنترل و نظارت چندجانبه هستید، عملا قادر به بهره گیری از امکان قانونی دیدار با منابع و شاهدان نخواهید بود زیرا این افراد عمدتا از صحبت کردن با رسانه ها و روزنامه نگاران واهمه دارند.

پیر امیدیار موسس eBAY
پیر امیدیار موسس eBAY

چرا ایده ی خرید مجموعه ی خبری واشنگتن پست محقق نشد؟

در ماه مه، ما فرایند بررسی و ارزیابی پیرامون خرید امتیاز روزنامه ی واشنگتن پست را آغاز کردیم اما در نهایت به فکر ایده هایی دیگر به منظور سرمایه گذاری افتادم. من در سیویل بیت آموختم که بخش عمده ای از پیشرفت و ترقی در حوزه های گوناگون، مستلزم تخصص، انگیزه و اشتیاق نسبت به مقوله مورد نظر است.

این همان نکته کلیدی بود که توجه مرا به افرادی همچون گلن گرینوالد، لائورا پویتراس و جرمی اسکاهیل جلب نمود. اینگونه افراد مایلند تا فارغ از هرگونه چشم داشت منفعت طلبانه ای، خود را وقف آرمان هایی نظیر شفاف سازی و آگاهی رسانی و تبیین یافته ها، برداشت ها و تحلیل های خویش نمایند؛

به طور مثال آن ها با وضوح هرچه تمام تر به شما می گویند: “خب، من اطلاعاتی راجع به این موارد دارم و حالا قصد دارم یافته ها و برداشت های خود را نسبت به موضوعات مذکور با شما در میان بگذارم

 

شما دقیقا چه چیزی را در کنار پول و مقوله سودآوری مالی می گذارید و می سنجید؟

تقریبا تمامی فعالان حوزه ی تکنولوژی با چنین دغدغه هایی روبرو هستند و با خود می گویند:”این مکانیزم و سیستم خاص، مطابق با ضوابط و الگوهای مشخصی شکل گرفته و عمل می کند، حال اگر من وارد چنین مجموعه و ساختاری شوم، قادر به ایجاد تحولی اساسی در روند کاری سیستم و بازدهی نهایی مجموعه از طریق تغییر این ضوابط و الگوها خواهم بود.

به طور مثال با نگاهی بر شیوه ی کاری گروه گوگل می توان دریافت که این مجموعه همواره در حال طراحی و ارائه ی سیستم هایی با هدف ایجاد تحولاتی عظیم و جهانی در حوزه های گوناگون عمومی و تخصصی است. همانگونه که برخی از آرمان ها و منافع رسانه ای و مطبوعاتی نیز به وضوح نمایانگر میل و انگیزه ی ایجاد مشارکت در سطح جهانی هستند.

 

چگونه؟

ما همواره خواهان عملکردی بهتر از پیش هستیم که این امر آغازگر بسیاری از جریان های عمیق تحقیقاتی و انسانی پیرامون مفاهیم و مسائلی بوده است که تا کنون عمدتا از نظرها دور مانده بودند. ما در این مسیر دشوار از فناوری بهره گرفته و مخاطبان را در جریان اهم اخبار و مسائل روز قرار می دهیم.

مجموعه ای همچون یک سرویس تبلیغاتی عمومی نه چندان جالب توجه که حتی ممکن است نادیده انگاشته شود. تکنولوژیست ها و نیروهای ما با درک و شناخت کافی نسبت به کاربران، ارتباط و تعامل میان این وب سایت و مخاطبان را تقویت نموده و زمینه جذب حداکثری مخاطبین را فراهم می سازند. این همان نکته اساسی است که محققان و پژوهشگران در سلیکون ولی، زمان زیادی را صرف تحقق آن می نمایند. 

 

آیا شما معتقدید که روزنامه نگاری جدی و حرفه ای قادر به درآمدزایی یا پرداخت بها و هزینه ی این  آرمان گرایی است؟

به نظرم خیر… به تنهایی قادر نخواهد بود. قطعا یادآوری تجربه ی هاوایی موید عمق دشوار بودن این مسیر است. اغلب کمپانی ها و موسسات تبلیغاتی مایل به درج تبلیغات خود در کنار مطالب تحلیلی و جدی نیستند. فرآیند بسیار دشواری است.

امروزه تعداد بسیار کمی از مردم، مطالب و محتوای خبری-تحلیلی وب سایت هایی نظیر این را دنبال می کنند. به تعبیری می توان گفت، مخاطبین اینگونه اخبار و مطالب بعضا ممکن است افرادی خاص، جدی و یا قدری افسرده و ناامید باشند.

همواره هسته ی کوچکی از مردم، حامی و مخاطب چنین جریان اطلاع رسانی هستند. مهمترین دلیل و محرک ما به منظور ایجاد یک وبسایت عمومی با محتوای متنوع بود تا بدین وسیله قادر به رصد کردن روند مواجهه و جذب طیف متنوعی از مخاطبین و نیز شاهد سیر تحول تدریجی افراد جامعه از شهروندانی عادی به عناصر و کنشگران فعال مدنی باشیم.

 

چگونه می خواهید به این هدف خود برسید؟

هنوز در ابتدای مسیر هستیم. به نحوی نامتعارف به طرح مباحث، اخبار و مطالب جدی در کنار پرداختن به سایر مطالب عمومی و روزمره می پردازیم. من و گلن در این پروژه بیش از دو هفته را با هم سپری کردیم که در مجموع برای من تجربه ی جالبی بود.

 

آشنا کردن گلن گرینوالد با عواقب احتمالی اینگونه افشاگری ها جالب بود؟

خیلی طعنه آمیز بود.

 

پانویس ها


* متن حاضر، گزیده ای ویرایش شده از مصاحبه ی تلفنی خبرنگار نیویورک تایمز با پی یر امیدیار است.  

www.nytimes.com   An Interview With Pierre Omidyar

[1]-Pierre M. Omidyar

[2]– نخستین وبسایت خرید و حراج اینترنتی

[3]-Pamela Kerr

[4]-The Sunlight Foundation

[5]-Poynter Institute

[6]-Honolulu Civil Beat

[7]-Glenn Greenwald

[8]-Laura Poitras

[9]-Jeremy Scahill

[10]-Edward J. Snowden

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.