فرهنگ و هنر

ملاصدرای شیرازی

درباره زندگی و آرای ملاصدرا به مناسبت 1خرداد بزرگداشت ایشان (قسمت دوم)

ملاصدرا در زمره فيلسوفانی است كه در عين گوشه گيری و اعراض از پيوستن به ارباب قدرت، جدا به سياست می انديشيده و در آثار خود هم به سياست مثالی و هم به رسوم و آيين كشورداری نظر داشته است. ملاصدرا به آرای فارابی و غزالی و بعضی ديگر از صاحب نظران، نظر داشته و در افكار آنان تامل می كرده است، امّا در بسياری از مواضع آثار خود و به خصوص در شرح اصو ل كافی به واقعيت سياست  متداول پرداخته و شرايط پادشاهی و حدود قدرت پادشاه را مورد بحث، قرار داده است.

بهروان حسين، حسينی معصومه السادات. تاملی در انديشه سياسی ملاصدرا. آموزه های فلسفه اسلامی: پاييز و زمستان 1391، دوره – شماره  11؛ از صفحه 59 تا صفحه

ترجمه و تلخیص: شایسته ساسانی مقدم

در قسمت پیشین به مناسبت 1 خرداد سال روز بزرگداشت ملاصدرای شیرازی بحث پیرامون اندیشه و آرای این متفکر ایرانی را آغاز نمودیم. در این قسمت ادامه بحث را پی می گیریم.

 

مفهوم وجود در اندیشه ملاصدرا

به سبب نگرش منحصر به فرد ملاصدرا پیرامون مفهوم”وجود”، از وی به عنوان نظریه پردازی انقلابی در عرصه ماوراءالطبیعه یاد می شود. وجود، مقدم بر هستی شناسی است؛ ماهیتی واحد و یکپارچه و حائز درجات گوناگون و حقیقتی که هرگز به نحو جامع و کامل قابل ادراک نیست. به تعبیری هرگونه تلاش در جهت ادراک و تفسیر مطلق و ثابت “وجود”به واسطه روند تکامل تدریجی و متغیر آن، بی ثمر و ابتر می نماید.

به بیان دیگر، ماهیت شفاف، پویا و چندساحتی وجود، از طریق مفاهیم و تفاسیر ثابت و محدود قابل تبیین نبوده که این اصل متافیزیکی (ماوراءالطبیعه) نمایانگر نگرش متمایز ملاصدرا در باب مفهوم وجود نسبت به سایر اندوخته های فکری وی شامل مبانی فلسفه ابن سینا، آموزه های فلسفی مدرسه ی اشراقی (عموما منتسب به سهروردی) و اصول ماوراءالطبیعه ابن عربی است.
نخستین نظریه هستی شناسی وجود (اصالت الوجود) در قالب سرفصل های فلسفی ابن سینا به بحث پیرامون تمایز میان ذات و وجود در موجودات ممکن الوجود (نظیر انسان و سایر مخلوقات) از منظر منشور هستی شناسی و ماوراءالطبیعه صوفیانه (وحدت الوجود) می پردازد. اگر موجودات ممکن الوجود دارای ماهیتی تلفیقی باشند می توان اینگونه استنباط نمود که یک عنصر و جنبه از این ترکیب، فعال و مقدم بر تمامیت هستی شناسی اینگونه موجودات است.

آیا این مطلب که برخی موجودات از جمله انسان و پدیداری آنان مستلزم وجود عاملی الهی به منظور محقق نمودن و متمایز ساختن آنان از طریق اعطای وجود است، نظریه ای است که موجودیت پیش از وجود را متناقض و مردود می شمارد؟ و یا مطابق نگرش ملاصدرا عاملی الهی موجوداتی دارای برخی خصایص و صفات ویژه و منحصر به فرد را به وجود می آورد؟

در پاسخ می توان به این اصل اشاره نمود که وجود می بایستی به نحوی هستی شناسانه مقدم بر موجودیت باشد و نه صرفا به واسطه پوچی یک موجود پیش از وجود، نظر به منزه و قائم بالذات بودن خداوند، پیوند علیت گونه او با جهان و موجودات نیز صرفا در خصوص موجودی صدق می نماید که درصدد صیانت از ذات الهی خویش در برابر سایر صفات و خصایص چندگانه و التقاطی و بعضا پلید غیرالهی و دنیوی است.

ملاصدرا از این نگرش به عنوان بخشی از فرایند اثبات نظریه هستی شناسانه خود پیرامون وجود خداوند تحت عنوان برهان الصدیقین بهره جسته است. فحوی و پی رنگ اصلی این نظریه در قالب این جمله از “بسیط الحقیقه کل الاشیاء” تبیین گردیده است: خداوند موجودیتی واحد، خالص و ساده است لذا چنین ماهیتی اساسا وجودی (موجود) است.
نظریه دوم، مدولاسیون یا تشکیک الوجود (شبیه سازی الگو و ساختار وجود) نام دارد. وجود به واسطه ماهیت چند ساحتی و غامض و انتزاعی خود، حقیقتی منحصر به فرد است، اما نفس چندگانگی و پیچیدگی در این جهان همچنان مستلزم ارائه تعاریف و تفاسیر تکمیلی می باشد.

موجودات گوناگون نیز در این جهان بر همین اساس از یکدیگر متمایز می گردند. درجات متنوعی از شدت و ضعف وجودی در قالب کلیتی واحد. بنابراین نوعی سلسله مراتب وجودی افقی و عمودی به گونه ای زنجیروار درون یک کلیت یکپارچه و در قالب زنجیره ای به هم پیوسته واقع شکل گرفته است.

ارسطو
ارسطو

درجات و سطوح مشخصی از وجود عنصر یا ماده پایدار در نظریه ارسطویی تعیین نگردیده است بنابراین این پرسش به نحوی اعتراض گونه از جانب هستی شناسی صدرایی مطرح می گردد که چگونه همه چیز می تواند از یک ماده باشد؟ شرح یکی از قواعد متافیزیکی از منظر ارسطو بیانگر آن است که بودن به طرق گوناگونی قابل پیش بینی و تحقق است.
اصطلاح و حقیقتی مشترک که در قالب سطوحی متفاوت تبلور می یابد زمینه انتزاعی(ذهنیت/ موجودیت مفهومی)، زمینه گفتاری یا بیانی(حین گفتار و روابط کلامی)، زمینه متنی(مکتوب) و زمینه عینی و واقعی. در تمامی زمینه های مذکور، بودن یک مفهوم مشترک است و حقیقت به شیوه ها و انحاء متفاوتی بیان می گردد.

اما شاید جالب توجه ترین جنبه این نظریه آن است که نه تنها بودن، وجه اشتراک و عامل وحدت و اجتماع جهان آفرینش است و این اصل، به تعبیری موید ماهیت کانونی (برآیند مفهومی و معنایی) تمامی ابعاد و انواع وجود از منظر سنت ارسطویی است، بلکه در عین حال وجه تفرق و تمایز حوزه ماوراءالطبیعه نیز تلقی می گردد زیرا سلسله مراتب وجودی از طریق درجات متفاوتی از تشدید و تضعیف وجود شکل می گیرند.

بنابراین مباحث سنتی و باستانی ماوراءالطبیعه به تعبیری موید یک یا هردوی این مفاهیم می باشند: وجود یا بودن هردو مقولاتی منحصر به فرد و در عین حال غامض و چندوجهی به شمار می روند. لذا نظریه مدولاسیون یا درجه بندی نه تنها به تبیین و تفسیر ماهیت سلسله مراتبی و پلکانی جنبه های معنوی، خصایص، قابلیت ها و اختیارات افراد گوناگون می پردازد بلکه بر یگانگی، تمایز و انحصار غایی موجودیت انسان نیز تاکید می ورزد.

از این رو پیامدهای اخلاقی این نظریه مبتنی بر لزوم تحقق برابری اجتماعی و هستی شناختی موجودات گوناگون (اعم از انسان ها و حیوانات و…) در عین توجه به نظم آفرینش و تنوع سلسله مراتب معنوی و عینی-ذهنی آن است. نتایج فوق در نهایت ما را به سوی نظریه سوم موسوم به حرکت جوهری رهنمون می سازد.

نظریه ای براین مبنا که کلیه پدیده های موجود، به نحوی توامان بر فرایند شار و جریان آفرینش تاثیر گذار بوده و در عین حال متاثر از آنند. به بیان دیگر، نهاد و ماهیت موجودات، ثابت و ساکن نبوده و طی گذر زمان دچار تغییر و تحول می گردد. به طور مثال فردی جوان در قالب روندی تدریجی به پیری و فرسودگی دچار می گردد.

فرد جوان به موجودی متمایز از نسخه کهنسال خویش بدل گردیده و این تحول نه به واسطه بروز حادثه ای آنی که محصول فرآیندی تدریجی متشکل از تغییرات حقیقی و عوامل گوناگون است. یکی از مبانی بنیادین این نظریه آن است که کلیه موجودات واجد اصل وجود، دچارتجدید و تغییر گردیده و به این ترتیب پاسخی نسبت به برخی پرسش های تاریخی پیرامون دو مقوله زمان و آفرینش تدریجی جهان ارائه می نماید، چرا که بنا بر نگرش مذکور هر لحظه، تمامی موجودات و پدیده های جهان در بازه زمانی جدیدی نسبت به لحظه یا لحظات پیشین به سر می برند.

دیدگاهی سازگار با عقاید غالب فیلسوفان عهد صفوی و به تعبیری موید نگرش سنتی ابن سینا پیرامون برخی آموزه های دینی با محوریت آفرینش تدریجی جهان بوسیله خداوند از هیچ و طی گذر زمان. ملاصدرا دیدگاه ماوراءالطبیعه خود را به حوزه مفاهیمی نظیر روانشناسی و آخرت شناسی نیز تعمیم می دهد.

همانگونه که تمامیت وجود به واسطه تنوع درجات شدت و ضعف، منحصر به فرد به شمار می رود، عقل(آگاهی) و روح نیز حقایقی منحصر به فرد و حائز درجات گوناگونی از شدت و قوت تلقی می گردند. زیرا میان وجود و عقل و روح به عنوان ابعاد ماهیتی و انتزاعی مقوله ی بودن، پیوند و تعاملی بنیادین برقرار است.

این دیدگاه مستلزم وجود نوعی نگرش جامع روانشناختی است که بر مبنای آن ملاصدرا کلیه موجودات را ماهیت هایی انتزاعی می داند که خواهان نیل به سطوح و درجات بالاتری از منظر هستی شناسانه هستند. همه چیز وجود دارد لذا همه چیز حائز آگاهی است. از آنجایی که تمامی وجوه و سطوح عقل و آگاهی با یکدیگر مرتبطند.

دانش نوعی رابطه حقیقی متشکل از شناخت و هویت و ادراک است که مشخصا به واسطه آن موضوعی عقلانی بوسیله فاعل یا عاملی روشنفکر، شناسایی و تبیین می گردد. (اتحاد العاقل و المعقول). علاوه بر این ملاصدرا از نظریه مدولاسیون خود به منظور تبیین و تفسیر تحول فیزیکی نیز بهره گرفته است؛ نظریه ای الهیات محور که از منظر سنتی فاقد نمود و کارایی فلسفی است.

او به دو بعد تحول شامل تغییر کالبدی و عینی و تغییر تخیلی و ذهنی اشاره می نماید. همانند یک کالبد حقیقی که جنبه ذهنی آن مقدم بر ابعاد عینی آن و ماهیتی قابل تبلوراست. این امر موید وجود نوعی موقعیت هستی شناختی آشنا موسوم به حالت “متعالی” در عالم مفاهیم، ایده ها، افکار و جهان محسوسات است.

هدف عمده این نگرش، تفسیر و تحلیل آن دسته از اصول و سنت هایی است که به تبیین مفاهیم انتزاعی نظیر ترس و یا تمایل نیل به خصایص ویژه کالبدی و عینی از سوی موجودات می پردازند. مفاهیم عالم ادراک به واسطه ابعاد انتزاعی وجود و بودن، قادر به محقق ساختن و مجسم نمودن ماهیت فیزیکی این جهانند.


میراث فکری ملاصدرا

ملاصدرا فیلسوف شهیر شرق اسلامی به شمار می رود که دیدگاه های وی بر طبیعت و محتوای فلسفه به شدت تاثیرگذار بوده است. دستاورد حقیقی او فارق از گزاره های عقیدتی و مذهبی، ایجاد رویکردی نوین بر مبنای تلفیق و انطباق سیاق ذهنی، شهودی، فلسفی و عرفانی یا به تعبیری ایجاد تحولی ساختاری در الگوهای سنتی و به تبع آن ارائه خط مشی و خوانش نوینی در عرصه آموزش و فراگیری فلسفه در مکاتب و مدارس فلسفی پس از ابن سینا بوده است.

مطابق دیدگاه ملاصدرا، فلسفه نوعی شیوه و سبک زندگی است که طی آن وقوف عینی و ذهنی بر مبانی نظری در سایه ممارست معنوی تکامل می یابد. به بیان دیگر، شکل گیری شخصیت صرفا ماحصل تلاش فکری افراد نبوده و شخص نیز بدون تکیه بر آموزه های علمی- استدلالی و صرفا با تکیه بر شهود عرفانی قادر به دریافت و ادراک حقایق نخواهد بود.

بدین ترتیب ملاصدرا از سویی نماینده طیفی از اندیشمندان اسلامی است که بر جنبه های شهودی و اعتقادی تاکید می ورزند و از سوی دیگر نمایانگر حد اعتدال میان عقل گرایی افراطی برخی متفکران و ادعاهای بی حد و حصر صوفیان است. تاثیر وی در عرصه آموزش و یادگیری فلسفه به وضوح نمایان است.

تفسیر او بر آثار ثقیل و پرابهامی همچون “الهدایه”(هدایت) اثر اثیرالدین ابهری، بعدها سنگ بنای الگوی هنجارگرایانه آموزش در مدرسه هند طی قرن 18ام گردید. در ایران فراگیری فلسفه اسلامی بر مبنای مطالعه و تفسیر آثار اصلی ملاصدرا از قرن19ام رواج یافت.

مرتضی مطهری
مرتضی مطهری

احیای فلسفه اسلامی بوسیله علی نوری و پس از او ملاهادی سبزواری صورت پذیرفته است که به تعبیری از وی به عنوان آخرین فیلسوف بزرگ جهان اسلام یاد می کنند. این دو تن نیز صدرالمتالهین را فیلسوفی می دانند که ماهیت اندیشه و استدلالش فراتر از حدود فلسفه تفسیری بوده و توازن میان استدلال و گفتمان عرفانی و متجلی را به نفع نوعی تلفیق مبتنی بر هم افزایی شیوه های متقابل استدلالی، بینش عرفانی و سایر الگوهای مبتنی بر مظاهرتصوف نظیر بهره گیری از تمثیل و روایت و… دگرگون ساخته است.

برخی متفکران و رهبران فکری انقلاب 1357 ایران همچون آیت الله خمینی و مرتضی مطهری نیز عمیقا تحت تاثیر آراء و اندیشه های ملاصدرا بوده و حتی در مقاطعی علی رغم وجود تمایز میان ماهیت دیدگاه های فلسفی وی و نظریات و رویکردهای سیاسی، سعی در معرفی او به عنوان فیلسوف انقلاب اسلامی داشتند.

از نظر بنده، روحیه مرحوم شهید مطهری و جناب صدرالمتألهین در برخورداری از روحیه ابتکار، توجه به آرا و منابع علمی و تلاش برای نوعی مطالعات بین رشته‌ای و تلفیقی، وجه اشتراک این دو شخصیت را تشکیل می‌دهد. اگر چنین ادعایی را بپذیریم معنای این سخن آن نیست که شهید مطهری فقط از ملاصدرا متأثر بوده است. بلکه شهید مطهری در دیدگاه‌های خویش هم نظریات ملاصدرا، قبل و بعد از ملاصدرا و اندیشمندان معاصر را مد نظر دارد.

وجه شباهت شهید مطهری با ملاصدرا؛ گفت‌وگویی را با رضا محمدزاده معاون آموزش دانشگاه امام صادق(ع)

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن