جامعهمسایل اجتماعی

من فروشی نیستم

نگاهی به پدیده فروش نوزاد در ایران

 

برای پسرتان اسمی هم گذاشته بودید؟

شما که می دانید ما او را بعد از تولد اهدا کردیم. پس برای چی باید برایش اسم می گذاشتیم.

پس چطور درباره اش حرف می زنید ، یعنی اگر حرفش بین شما و همسرتان پیش بیاید، چگونه صدایش می کنید ؟

درباره اش حرف نمی زنیم و اگر مجبور شویم چیزی بگوییم توی حرف های مان صدایش می کنیم « پسر » یا « بچه ».

پس نمی دانید خانواده ای که او را گرفت برایش چه اسمی گذاشته است ؟

نخواستیم بدانیم.

چرا نخواستید ؟

( چند لحظه سکوت ) چرا باید می دانستیم؟ که چه بشود؟

فرزند دیگری هم دارید؟

بله یک دختر دارم که 8 ساله است به اسم جیران.

شما برای به دنیا آوردن جیران برنامه ریزی داشتید ؟

نه کاملاً اتفاقی بود .

برای به دنیا آوردن پسرتان، چه طور ؟

او هم مثل خواهرش، اتفاقی بود.

همسرتان چند ماهه بود که فهمید باردار است.

چهار ماهه بود

پیش فروش نوزاد متولد نشده، فقط 5 میلیون تومان

www.jamejamonline.ir

 

نویسنده

سپهر ساغری

 

دست های کوچکش را گره کرده است. او که نه به خواست خود که به لذت یا لغزش دیگران پا به این جهان گذاشته، حال در دنیایی پرتلاطم رها شده است. این فقط بخشی از سرنوشت نوزادی است که دخالتی در دیدن این جهان ندارد. گرچه عموم نوزادان در دنیا از موهبت پدر و مادر، دست کم به اسم و نه به رسم، برخوردارند اما هستند کودکانی که حتی پیش از تولد، پدر و مادرشان آن ها را می فروشند.

گروهی پس از به دنیا آمدن به معامله گذاشته می شوند. ایشان عموما نوزادان مادرانی هستند که یا کارتن خواب اند یا فراری! همان طور که گفته شد بعضی از شکم مادر معامله می شوند! در حقیقت پیش فروش می شوند. چون سازه ای در حال ساخت! والد یا والدین، هر که باشد و باشند و تحت هر شرایط، دیگر والد یا والدین نیست و نیستند. در این معضل اجتماعی مادر نخستین گزینه برای نقد است.

برای او که چون یک تولیدی در ازای دریافت وجهی سفارش را می فروشد. اما مادر بخشی از یک چرخه معیوب است. چرخه ای از فقر فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و … او به سادگی و صرفا در اولین نظر مظنون و محکوم اول و آخر است. در حقیقت بسیاری دیگر در سایه حضور مادر پنهان شده اند.

 

کدام مادر فرزند خود را می فروشد؟

دختری که خواسته یا ناخواسته در جامعه ای در حال گذار، بدون عقد شرعی باردار است خود را به بیمارستان می رساند.[1] سوداگران از میان بخش های آسیب پذیر جامعه راحت تر مشتری جذب می کنند. وعده ها روشن است. کودکت را بفروش، هم از سیل نگاه ویرانگر جامعه در امان خواهی ماند، هم پولی به دست می آوری! ثواب هم دارد که زوجی نابارور را صاحب فرزند می کنی. فرزندت هم بی شناسنامه نمی ماند!

برخی از دختران جوان فریب خورده چون برای سقط جنین به پزشک دسترسی ندارند و با راه های سقط جنین نیز آشنا نیستند، روزهای نزدیک به زایمان به بیمارستان مراجعه می کنند. دلالان به این دختران پیشنهاد می کنند به ازای پرداخت هزینه های بیمارستان آنان را از دردسرهای ناشی از بچه دارشدن خلاص کنند .خانواده این دختران اکثراً از وضعیت آنان با خبر نیستند. این دختران بدون اعضای خانواده و تنها به بیمارستان مراجعه می کنند، از آن گذشته برخی از این دختران حتی چند ماه قبل از زایمان در خارج از خانه به سر برده و اغلب بعد از زایمان نیز از بیمارستان می گریزند.”[2]

معادلات در چند ثانیه تغییر می کند. زنی تنها که نقش سرگردانی را بازی می کند، در سایه سکوت یا تحقیر جامعه به پیشنهاد سوداگران انسان، به سادگی و نه به آسانی تن در می دهد.[3] نگاه سرد و تجویزگر جامعه، یا به بیانی روشن تر جامعه ی مدعی مدنیت، به نظریه پردازی و سرکوفت زدن می گذرد.

سیل ویرانگر فحاشی ها و نادیده گرفتن ها آغاز می شود اما پایان ندارد. هرکس به حد خشم فروخفته خود حکمی صادر می کند. کسی معتقد است چنین زنانی را باید به دار آویخت. دیگری که نظر خود را روشنفکرانه می داند، عقیم سازی را راه حل می داند. جامعه ای که از ستمگری و زور بیزار است اما خود نسخه ای جز زور، تجویز نمی کند.

صحبت از ریشه ها کمتر در میان است. در میان آماج تجویزها، پرسش هایی مدفون اند؛ چه کسی فرزند خود را می فروشد؟ اساسا چه روی می دهد که مادر یا والدین یک کودک، فرزند خود را بفروشند یا حتی پیش فروش کنند؟ در مقابل چه کسانی (پدر و مادر ثانوی) حاضراند در برابر پرداخت وجه صاحب فرزند شوند؟ آیا چنین افرادی به مقوله مهم هویت کودک و تاثیرات آن در آینده اندیشیده اند؟ جدا از فروشنده و خریدار چه کسانی در این بین واسطه اند؟ از تولد یک انسان تا مرگ او، ثبت و ضبط می شود. چگونه نام والد یا والدین تغییر می یابد؟ این چرخه شوم چگونه تکمیل می شود؟

هیچ کدام از ماجراهای فروش نوزاد به اندازه ماجرای باند اصفهان پرسر و صدا نبوده است. اعضای این شبکه بزرگ فروش نوزادان، بعد از دستگیری به فروش 145 نوزاد اعتراف کردند. این باند از یک پزشک، سه ماما، سه پرستار و دو کارمند ثبت احوال تشکیل شده بود. گفته می شود که بسیاری از این بچه های اصفهانی را به کویتی ها فروخته اند. اعضای این باند، نوزادان را 10 میلیون تومان به زوج های نابارور می فروختند. سردسته باند یک پزشک بود. او نوزادان را به محض تولد می فروخت و سه ماما هم خریداران و فروشندگان را شناسایی می کردند. ماجرای این باند هم شبیه بقیه داستان های فروش نوزاد است.”[4] 

بی تردید در گام نخست حل یک معضل اجتماعی در شناخت درست و دور از احساس مسئله نهفته است. تخفیف یک امر چندوجهی و بسیار پیچیده به مقوله ای شخصی نه تنها کمکی به حل معضل نخواهد کرد که سبب پنهان ماندن ریشه ها و عوامل پدیدآمدن آن نیز می شوند. در پدیده شوم فروش نوزاد نظیر بسیاری از معضلات اجتماعی دیگر، شاهد این دست سطحی نگری ها و تقلیل ها هستیم. در واقع آن چه بیشتر به چشم می خورد تحقیر مادر و ناسزا گفتن است تا تحلیل پدیده.

 

پانویس ها


1- اگر به روش های غیرمرسوم و زیرزمینی سقط جنین روی نیاورد

2- نوزاد فروشی با قیمت هایی از سه تا 10میلیون   www.fararu.com

3- به طور مشخص راقم این سطور، خود جامعه را بخشی از چرخه مشکلات اجتماعی می داند که عموما بجای پذیرش نقش و تاثیرگذاری خود، سعی در فرافکنی و یا تحقیر فرد آسیب دیده، مجرم و گناهکار خواندن این دست شهروندان دارد.

4- نوزاد فروشی با قیمت هایی از سه تا 10میلیون   www.fararu.com

Save

Save

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن