جامعهمسایل اجتماعی

نامه ای به فرهادی

بررسی نقش جامعه مدنی در حل معضلات اجتماعی در نقد نامه ی اصغر فرهادی به رئیس جمهور

«اینجا منطقه فقیرنشینیه. مردم انقد از این کارتن‌خواب‌ها دیدن که انگار واکسینه شدند و بی‌تفاوت. ولی بعضی‌ها هم برای کمک ‌می‌آیند مثل گروه یاشار تبریزی که شب یلدا برای ساکنان گورها و چادرنشین‌های اطراف گورستان غذا و میوه آورده بودن، اما‌ کارتن‌خواب‌ها نیومدن.»

هر گور برای یک تا ۴ نفر

www.didban.ir

[author title=”نویسنده” image=”https://www.sarandmonthly.com/wp-content/uploads/2018/03/سپهر-ساغری.jpg”]سپهر ساغری[/author]

چندی پیش روزنامه ی شهروند در ضمن گزارشی به زندگی گورخواب ها پرداخت[1] خبر سکونت 50 زن، مرد و کودک در قبر آن قدر عجیب بود که موجی عظیم در جامعه و رسانه های مختلف داخلی و خارجی ایجاد کند. در این بین طبق معمول انگشت اتهامات تماما به سوی دولت نشانه رفت.[2] 

امروز گزارش تکان‌دهنده زندگی مردان، زنان و کودکانی را که در گورهای یکی از قبرستان‌های اطراف تهران شب‌های سرد را به صبح می‌رسانند خواندم و اکنون سراسر وجودم شرم است و بغض. به بهانه این نامه به شما، قصد دارم همه آنان که در این سرزمین و در این سی و چند سال مسئولیتی داشته و دارند را سهیم این شرمساری کنم.”[3] 

این عبارت آغازین نامه سرگشاده اصغر فرهادی کارگردان شهیر کشورمان به رئیس جمهور است. در این مجال به نقد نگرش جامعه ایران به معضلات اجتماعی و تاکید تام و تمام بر نقش دستگاه قدرت در رفع این معضلات می پردازم. اگرچه عنوان کار، نامه ای به فرهادی در نظر گرفته شده است اما حقیقتا مخاطب این مختصر شخص نیست، یک دیدگاه است.

ریشه های فرهنگ سیاسی جامعه ایران

فرهنگ سیاسی ایران چه در دوره باستانی و چه در دوره اسلامی مبتنی بر ویژگی های چون پدرسالاری، شدیدا غیرمشارکتی بودن، آمریت و تابعیت بوده که در آن ساخت قدرت سیاسی از سوی حکام و مردم، رابطه ای عمودی و آمرانه از بالا به پایین تصور می شده است.

خروجی چنین فضای زیستی ترس، بدبینی، سیاست گریزی، تملق، چاپلوسی و فرصت طلبی بود[4] و این فرهنگ سیاسی در نهایت بر شکل گیری ساخت قدرت در ایران تاثیر مستقیم داشت. در چنین باوری مردم انتظار دارند که حکومت همه کارها را انجام دهد و خود را از مسئولیت بری می پندارند.

بنابراین تفاوتی نمی کند در مورد کدام مقوله یا معضل اجتماعی یا اقتصادی صحبت کنیم تقریبا در همه امور دستگاه قدرت و مشخصا دولت می بایست پاسخگو باشد و شهروندان چندان به نقش شهروندی توجه نمی کنند. به طور دقیق تر اولویت های انسان ایرانی چیست؟ یک شهروند ایرانی به چه مسایلی می اندیشد؟

ساکنین این جغرافیای سیاسی به مسایل اجتماعی چه میزان توجه دارند؟ چرا فیلم رابطه جنسی یک بازیگر دست به دست می چرخد؟ تلگرام به عنوان محبوب ترین شبکه اجتماعی ایرانیان شناخته می شود، در این جامعه مجازی شهروندان ایرانی در جستجوی چه مسایلی هستند؟

چرا کانال های تفریحی، جدا از سطح و کم و کیف آن ها، چند ده هزار یا چند صدهزار مخاطب دارد اما کانالی چون انجمن جامعه شناسی ایران کمتر از 3000 مخاطب دارد؟ در این صورت جامعه مدنی به چه معنا است و اساسا قدرت شکل گیری و نقش آفرینی خواهد داشت؟

جامعه مدنی در ایران

اگر جامعه مدنی را مجموعه تشکل های صنفی، اجتماعی و سیاسی قانونمند و مستقل گروه ها، اقشار و طبقات اجتماعی است که از یک طرف تنظیم کننده خواست ها و دیدگاه های اعضای خود بوده و از طرف دیگر منعکس کننده ی این خواست ها و دیدگاه ها به نظام سیاسی حاکم و جامعه جهت مشارکت موثر در تصمیم گیری های اجتماعی و سیاسی تعریف نماییم[5]

در این صورت باید مطرح کنیم در جامعه ایران چه میزان مفهوم جامعه مدنی فراگیر و تا چه میزان عینی و عملیاتی شده است. به بیانی دیگر آیا جامعه ایران نسبت به محیط اطراف خود حساسیت به خرج می دهد؟ آیا مردم نسبت به یکدیگر معتمدند یا مردد؟ اساسا در جامعه  ایران می توان کار گروهی و تشکیلاتی انجام داد یا همان طور که پیش از این اشاره شد به جهت غیرمشارکتی بودن فرهنگ ایرانی این مهم لاجرم بر رفتار اجتماعی و سیاسی مردم تاثیر گذاشته است؟

اگر جامعه مدنی از یک سو در نقش یک واسطه در انتقال مشکلات به دستگاه قدرت و از سوی دیگر در مقام مجری در حل معضلات اجتماعی نقش دارد، در آن صورت باید پرسید آیا جامعه مدنی در ایران به رسالت خویش عمل کرده است؟ شاید عده ای از فشار بر جامعه مدنی سخن بگویند در آن صورت می توان مطرح کرد اگر مبانی جامعه مدنی به حد کافی فراگیر شده باشد در آن صورت امکان تحت فشار قرار دادن جامعه مدنی وجود خواهد داشت؟ به دیگر سخن فشار به جامعه مدنی از آن جهت وجود دارد که جامعه مدنی فراگیر نشده است و نه بالعکس!

در واقع جامعه مدنی محصول دولت نیست و در روندی منظم و منطقی از درون جامعه سربرمی آورد و عواملی چون وضعیت فرهنگی و نوع ساختار سیاسی، ساز و کارهای حل منازعات در درون ساخت سیاسی، نهادمند شدن حیات سیاسی و مشروعیت یافتن نهادهای قانونی در به وجود آمدن آن نقش اصلی و پایه دارند.[6] 

جامعه مدنی مجموعه گسترده از سازمان های مردمی، گروه های مذهبی، فرهنگی، خیریه ها، باشگاه های ورزشی و اجتماعی، تعاونی ها تا گروه های زیست محیطی، محیط های آموزشی و پژوهشی، رسانه ها، نهادهای اقتصادی، سیاسی و … را شامل می شود. مهم ترین رکن در شکل گیری جامعه مدنی، نخبگان جامعه هستند.

بشیریه در این مورد معتقد است: “در فرآیند توسعه سیاسی برخی عوامل و زمینه ها موجبات تحقق و تکوین جامعه مدنی را فراهم می آورند که می توان گفت فرهنگ سیاسی نخبگان از مهم ترین عوامل در این زمینه است و با جرات می توان یقین داشت که موثرترین دلیل این شکل گیری است”  هانتینگتون در این باره می نویسد: “تجربه های تاریخی نشان می دهد که ترقی و تعالی یا سقوط و فروپاشی هر مملکتی متاثر از نقش نخبگان سیاسی و اجتماعی و چگونگی تحقق خواست های مردم است.”[7] در این صورت می توان پرسید نخبگان جامعه ما چه رویکردی نسبت به مسایل اجتماعی دارند؟

در تاریخ خوانده‌ایم که گاهی حاکمان با لباس مبدل به میان مردمان می‌رفته‌اند تا به دور از محافظان و ملازمان و متملقان گوشه‌ای از درد و رنج مردم را بی‌واسطه درک کنند. پیشنهاد می‌دهم لااقل برای تنوع در نگارش تاریخ امروز که آیندگان بهت‌زده خواهند خواند، گاهی صاحب منصبان بی‌همراه و ناشناس به میان مردم بروند. به روستاها و شهرهای دور افتاده. اگر ناشدنی‌ست به همین حوالی، محله‌های حاشیه تهران تا ببینند صورت‌های سرخ از سیلی آبرومندان بی‌بضاعتی که بیش از هر صاحب قدرتی جان و جوانی‌شان را برای این سرزمین قربانی داده‌اند.[8]

آیا درخواست از مقامات برای پوشیدن لباس مبدل و گشت زنی در میان مردم امکان پذیر است؟ اساسا این پیشنهاد در مملکتی 85 میلیونی با طیف گسترده ای از مشکلات قابلیت اجرایی شدن دارد؟ آیا می توان از مقامات انتظار داشت تا با لباس مبدل به خانه های مردم بروند تا فرضا از خشونت پنهان خانگی مطلع شوند؟

یا برای کشف آثار خودزنی، بدن یک یک دخترانمان را بررسی کنند؟ به بیان دیگر آیا چنین رویکردی علمی است یا احساسی؟ آیا صرفا اطلاع از مشکل یا معضل به معنا حل تام و تمام آن است یا مشارکت و اقدام عینی آحاد جامعه حایز اهمیت است؟ از طرفی دیگر چه تعداد از نخبگان اجتماعی و اقتصادی جامعه ی ایران در باب توانمندسازی طبقات فرودست صحبت می کنند؟ چه میزان فعالیت خدماتی و توزیع غذا و لباس را هم ردیف فقرزدایی می پندارند؟ و از همه تامل برانگیزتر اینکه چه تعداد نسبت به چنین مسایلی دغدغه دارند؟

از طرفی دیگر آیا جامعه مدنی و روشنفکران در جوامع مدرن و توسعه یافته صرفا نظریه پردازی می کنند؟ یک مورد قابل تامل در این زمینه تاسیس رستوران های عاطفه در فرانسه است. این مهم به ابتکار کلوش[9]، کمدین شهیر فرانسوی و جمعی از هنرمندان، ورزشکاران و فعالین اجتماعی و با هدف تغذیه رایگان برای نیازمندان (از جمله زنان سرپرست خانوار) و مقابله با طردشدگی اجتماعی صورت پذیرفت.[10]  آن چه در جامعه ی ما عموما، و نه تماما، یا با پاک کردن صورت مسئله، نظیر آن چه تحت عنوان عقیم سازی زنان کارتن خواب مطرح می شود[11] و یا با نامه نگاری و شریک شرم دانستن دیگران با گله به پایان می رسد، اما از توانمندسازی و بازپروری کمتر می شنویم.

فقرزدایی؛ وظیفه دولت به تنهایی؟

شاید گورخوابی را بتوان مولود مطلق فقر دانست اما آیا وظیفه فقرزدایی صرفا بر دوش دولت است؟ آیا طرح این مسله که منابع عظیم نفت و گاز می بایست مانع وجود فقر در جامعه باشد، تلقی درستی از روابط پیچیده ی اجتماعی و اقتصادی است؟ آیا بین ثروتمند بودن و فقرزدایی رابطه مستقیم وجود دارد؟

اساسا برخورد جوامع توسعه یافته با مشکلات اجتماعی چگونه است؟ آیا شهروندان یا کنشگران اجتماعی نقش خود را در نامه نگاری یا پست گذاشتن در شبکه های اجتماعی خلاصه کرده اند؟ اساسا می شود با نامه نگاری مشکلی را حل کرد؟ جدا از نقش مهم و غیرقابل انکار دستگاه قدرت، آیا بدنه جامعه و نهادهای اجتماعی وظیفه ای در قبال مسایل پیرامونی خود متصوراند؟

چرا از حوادث مختلف چندین فیلم در فضای مجازی پخش می شود اما در همین فیلم ها نشانی از کمک دیگر شهروندان نیست و عموما در حال فیلمبرداری هستند؟  آیا می توان ریشه های مشکلات کشوری با ۳۰۰۰ سال تاریخ مدون را به چند دهه اخیر تقلیل داد؟

تجربه دیگر ملت ها در این زمینه چه به ما می گوید؟ دولت برخلاف شبکه پهناور و گسترده ای که دارد می تواند به طور فیزیکی و اجتماعی از فقرا فاصله داشته باشد. بنابراین سازمان های جامعه ی مدنی زمینه هایی را که می توانند نقش مهم و واسطه ای برای خدمات به فقرا داشته باشند، ترویج می کنند.

این سازمان ها، کارآیی، اثربخشی و انعطاف پذیری را در اجرای برنامه ها در سطح اجتماعات محلی اثبات کرده اند. ظهور سازمان های مردم نهاد ویژه ای که دارای کارکردهایی در بعضی بخش ها هستند دولت ها را قادر ساخته است که با این سازمان ها در اجرای مسائلی مانند مشاوره و اطلاع رسانی، آموزش، برنامه های اجتماعی و دیگر برنامه های توسعه اقتصاد محلی همکاری داشته باشند.[12]

امروزه دولت تنها بازیگر صحنه کشور محسوب نمی شود و حکمرانی صرفا حاصل عمل او نمی باشد. بازیگران حکمرانی در جامعه دولت، بخش خصوصی، بخش سوم یا تشکل های غیر دولتی، گروه های ذینفوذ، سازمان های مذهبی، رسانه ها و در برخی جوامع نیروی انتظامی است.[13]

به دیگر سخن حکمرانی خوب در رابطه ای شبکه ای و نه سلسله مراتبی میان بازیگران تحقق می یابد و در این رابطه همه اجزا در شبکه با هم ارتباطی هم ارز و هم سطح دارند و یکی را بر دیگری برتری نیست. بازیگرانی که در حلقه شبکه ها با هم زندگی می کنند تعامل و مشارکت را پیشه می کنند.[14]

در حقیقت با پیچیده و گسترده شدن فعالیت های دولت و افزایش انتظارات و نیازهای جامعه دیگر نمی توان دولت را به تنهایی متولی و مسئول همه مسائل جامعه دانست. دولت ها به دلیل کمبود دانش و مهارت های لازم در بدنه کارشناسی، منابع مالی محدود، عدم انعطاف سازمانی، بوروکراسی های متمرکز و قانون مدار از انجام بسیاری از فعالیت های ضروری بازمانده اند و نیاز به همکاری سایر نهادها را به خوبی احساس کرده اند.[15]

فقرزدایی
فقرزدایی

فقرزدایی؛ همکاری دولت و جامعه ی مدنی

فقرزدایی در یک جامعه مستلزم مجموعه ای از اقدامات همزمان است. از جمله این اقدامات می توان به نقش سازمان های جامعه مدنی در این زمینه اشاره کرد. اهمیت مشارکت مردم، خاصه گروه های مردم، در زمینه فقرزدایی بسیار مهم است. سازمان های جامعه مدنی به عنوان بازیگران اجتماعی نقش موثری در طراحی راهبردهای ملی برای فقرزدایی، خدمت رسانی، دفاع از حقوق بشر و نظارت بر دولت به منظور مهار فساد و بزهکاری و آسیب های اجتماعی و بی کفایتی در مدیریت کشور دارند.

امروزه ثابت شده است تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی که پایدار و عادلانه باشد به طور فوق العاده ای پیچیده است و دانش و منابع دولت و جامعه مدنی را که شامل سازمان های مردم نهاد می شود، طلب می کند. دولت هایی که به تنهایی عمل می کنند، به سختی می توانند با همه مسائل چنین توسعه ای کنار بیایند. بنابراین باید مسائل در حال تغییر توسعه بوسیله دولت ها، سازمان های مردم نهاد، اجتماعات محلی و خانواده ها مورد توجه قرار گیرد و یک مشارکت و همکاری قوی بین دولت و جامعه مدنی پدید آید و به طور جدی پیگیری شود.[16]

جامعه ی مدنی اغلب به عنوان کثرت گرایی خودمختار فعالیت های خصوصی و عمومی خارج از کنترل دولت مشخص می گردد که با آزادی فردی، خودگردانی محلی و منطقه ای، مشارکت شهروندان در امور عمومی و جنبش های اجتماعی و همچنین خودمختاری فرهنگی و اتحادیه ی آزاد اصناف بیان شده است.[17]

به سخنی دیگر جامعه مدنی موجب می شود که جامعه از غلتیدن به قالب یک توده بی شکل نجات یابد.[18] قبل از هر چیز، ضروری است موقعیت طبقه میانی از حالت فقر (موجود در آن) بهبود یابد. طبقه ای که ستون فقرات جامعه مدنی به شمار می آید. علاوه بر آن لازم است توسعه فرهنگ سیاسی دموکراتیک که بدون آن نهادهای سیاسی دموکراتیک به فساد و انحطاط گرایش می یابند، تشویق گردد.

فرهنگ سیاسی، فرهنگ مدنی، موثرترین پاسدار و انتقال دهنده ارزش های اساسی فرهنگی، چشم انداز اخلاقی زندگی اجتماعی و روابط میان جامعه و دولت و جامعه و سیاست است.[19] در واقع تحقق توسعه ی اقتصادی و اجتماعی پایدار و عادلانه یا به عبارتی حل معضلات اجتماعی، در گرو نقش آفرینی دولت و جامعه مدنی است و در سایه همکاری و مشارکت هر دو می توان به آینده امیدوار بود. اما آن چه عینی تر به فقرزدایی می انجامد مشارکت خود فقرا در برنامه های فقرزدایی است.

بر اساس رهیافت توسعه مشارکتی مسئولیت برنامه ریزی، اجرا، نگهداری و نظارت بر عهده خود مردم است. در حقیقت توسعه ی مشارکتی معتقد است تنها راه غلبه فقرا بر مشکلاتشان شرکت مستقیم آنان در تدوین سیاست های اجتماعی، پیشبرد طرح ها، اجرای آن ها در سطح جامعه و تقسیم منابع حاصل از آن ها است.

بنابراین در برنامه های فقرزدایی، فقرا به عنوان یکی از شرکای اصلی باید عامل فقرزدایی باشند نه صرفا گیرنده ی خدمات. برای کاهش پایدار فقر، فقرا بایستی مقتدر شوند تا از فقر خودشان بکاهند و به این خاطر آن ها نیازمند ابزارهایی هستند تا خودشان به کاهش فقر بپردازند.

رهیافت توسعه مشارکتی ریشه در خواست یک جامعه برای صرف فعل توانستن دارد. این رهیافت برای کاهش فقر، ابتکار یا مدلی است که عمدتا خاستگاه آسیایی دارد. تجربه گرامین بانک بنگلادش، کمیته ی پیشرفت روستایی بنگلادش، پروژه بایلوت اورنگی در کراچی و برنامه حمایت فقرای روستای آقاخان در پاکستان، انجمن زنان خویش فرما و مجمع زنان کارگر در هندوستان نمونه هایی موفق از توسعه مشارکتی هستند. در واقع جامعه مدنی به مثابه یک کاتالیزور برای توسعه مشارکتی عمل می کند.[20]

پانویس ها


1- زندگی در گور، گزارش ویژه «شهروند» از گورخواب‌های نصیرآباد، شماره ی 1024، سه شنبه 7 دی 1395

2- جدا از اهمیت و نقش غیرقابل انکار دولت در رفع مشکلات اجتماعی، نمی بایست از نقش بدنه جامعه غافل بود.

3- نامه سرگشاده اصغر فرهادی به روحانی درباره گورخوابی در جنوب تهران   www.asriran.com

4- علم، محمدرضا. بررسی موانع تاریخی استقرار جامعه مدنی در ایران معاصر با تکیه بر ناکارآمدی نخبگان، پژوهشنامه ی دانشکده ی ادبیات، ص 2

5- همان، ص 7

6- عبداللهی، محسن، بشیری موسوی، مهشید، نقش سازمان های جامعه مدنی در فقرزدایی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پانزدهم، شماره 59، ص 7

 7- علم، محمدرضا. بررسی موانع تاریخی استقرار جامعه مدنی در ایران معاصر با تکیه بر ناکارآمدی نخبگان، پژوهشنامه ی دانشکده ی ادبیات، ص 8

8- نامه سرگشاده اصغر فرهادی به روحانی درباره گورخوابی در جنوب تهران   www.asriran.com

9- Coluche

10- برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به:   www.telegraph.co.uk   Working poor queue for food on Paris streets

11- امروز از عقیم کردن فقرای کارتن خواب می گویند؛ چند ماه آینده شاید از کشتن آنان www.alef.ir

12- عبداللهی، محسن، بشیری موسوی، مهشید، نقش سازمان های جامعه مدنی در فقرزدایی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پانزدهم، شماره 59، ص 12

13- الوانی، مهدی، حکمرانی خوب شبکه ای از کنشگران جامعه مدنی، مجله مدیریت توسعه و تحول، 1388، ص 1

14- همان، ص2

15- همان، ص 3

16- عبدالهی، محسن، بشیری موسوی، مهشید. نقش سازمان های جامعه ی مدنی در فقرزدایی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پانزدهم، شماره ی 59

17- بیوتیگن، یاکوسلاو، ترجمه ی عبدالعزیز مولودی. منش سیاسی جامعه مدنی. مجله ی جامعه شناسی ایران، دوره ی چهارم، شماره ی 4، ص 191

18- عبداللهی، محسن، بشیری موسوی، مهشید، نقش سازمان های جامعه مدنی در فقرزدایی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پانزدهم، شماره 59، ص 11

19- همان، ص 192

20- عبداللهی، محسن، بشیری موسوی، مهشید، نقش سازمان های جامعه مدنی در فقرزدایی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پانزدهم، شماره 59، ص 18

Save

Save

هاست و دامنه ایران سرور

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا