فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

صدا و سیما؛ ملی یا میلی؟

نقدی بر رسانه ملی به مناسبت 21 نوامبر روز جهانی تلویزیون

شکیب ضربی
نویسنده:
شکیب ضربی

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

معنا و مفهوم رسانه ملی از ابعاد مختلف مورد بحث و نظر کارشناسان، مسئولان و مخاطبان عمومی است. ترکیب موزائیکی حوزه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، انتظارات متفاوت و گاه متقابل را از رسانه‌هایی که از نظر ساختار مدیریتی، منابع مالی و حوزه فراگیری در جایگاه "ملی" قرار داده، ایجاد کرده است. در این میان سازمان صدا و سیما به دلیل قرار گرفتن در این جایگاه و همچنین فراگیری و انحصار در بخش رسانه های دیداری - شنیداری بیش از همه در معرض این انتظارات و توقعات قرار دارد. مردم بعنوان مخاطب اصلی رسانه‌ ملی در سالیان اخیر به طرز قابل توجهی به این سازمان پشت کرده‌اند و صدا و سیما بعنوان پرچمدار رسانه‌ ملی کمترین نرخ اعتماد اجتماعی را در سالیان اخیر تجربه می‌کند

رسانه در کنار ثروت و دارایی از مهمترین ابزار حکومت بر مردم است. قدرت القایی رسانه‌های جمعی، آن هم در عصر دهکده‌ جهانی بیش از پیش ثابت شده است و همین مهم سبب شده تا بخش اعظمی از سرمایه‌گذاری های کلان ابرقدرت های جهانی در حوزه رسانه و ارتباطات باشد. وابستگی شدید مردم به رسانه‌ها و همچنین حذف تدریجی تقریبا تمامی کانال‌های اطلاع رسانی کلاسیک و سنتی باعث شده تا رسانه‌های نوظهور در سرتاسر جهان نقش پررنگی را در زندگی روزمره مردم بازی کنند بطوریکه در حال حاضر دیگر به هیچ وجه نمی‌توان جهان را بدون انواع رسانه‌های مختلف تصور کرد.[1]

بدیهی است که در این چارچوبِ عرضه و تقاضا که ملت بعنوان متقاضیان بهره‌گیری از فضای رسانه و دولت بعنوان فراهم کننده‌ زیرساخت های لازم و همچنین مسئول اصلی تولید و نشر محتوا در رسانه‌های در دسترس دو وجه اصلی را تشکیل می‌دهند، اتفاقات بسیار زیادی رخ می‌دهد که می‌تواند زیربنای قابل توجهی از فرهنگ و هویت یک کشور را تشکیل دهد. بطور حتم، مهمترین و البته پرکاربردترین رسانه‌ای که بستر استفاده از آن در سرتاسر دنیا مهیاست و تقریبا مورد اقبال تمامی ملل و اقوام مختلف جهان قرار گرفته، تلویزیون است.

 

رسالت رسانه ملی

تلویزیون بعنوان سردمدار رسانه‌های پرطرفدار، نقش بسیار پررنگ و مهمی را در انتقال مفاهیم به مخاطبین بازی می‌کند. معمولا تمامی اخبار و اطلاعات مهم یک کشور در گام اول از طریق تلویزیون – بعنوان اصلی‌ترین عضو رسانه‌ ملی – منتشر می‌شود و تقریبا بخش اعظمی از رسالت آگاه سازی و همچنین جهت دادن به افکار عمومی از طریق همین تلویزیون اتفاق می‌افتد. بدیهی است که رسانه بعنوان یک سرمایه اجتماعی که دارای رسالتی نوین و همچنین متضمن ابزارهای کاربردی بسیار زیاد و مهمی است، بایستی در راستای منافع اجتماعی و همچنین در خدمت ملت باشد و اساسا از وفاداری به هر حزب، گروه و جناحی بپرهیزد.

وقتی صحبت از رسانه‌ ملی می‌کنیم درواقع در مورد بستری حرف می‌زنیم که وظیفه و تکلیف آن حرکت در مسیر آگاه‌سازی جریان های ملی، انتشار محتوای مورد پسند مردم و بالاخص احترام به علائق و خواسته‌ آحاد ملت است. تلویزیون بعنوان پرچمدار رسانه‌ ملی، قطعا بیش از سایر ابعاد مورد توجه و انتقاد است. نظر به اینکه، تلویزیون همواره مخاطبینی از تمام بدنه‌ اجتماع با گروه‌های سنی متفاوت، قومیت‌ها و مذاهب مختلف دارد، کاملا بار رسالت سنگین آن مشهود است و اولین چیزی که برای مدیران رسانه‌ای و مسئولین صدا و سیما بایستی توجیه شده باشد، اهمیت و کیفیت محتوایی است که از قاب تلویزیون منتشر می‌شود.

رعایت اعتدال و برابری، توجه به عناصر تاریخی و فرهنگی، بازتاب اقتدار ملی و قومی، احترام به عقاید، حرکت در راستای حفظ و صیانت وحدت ملی، ترویج وطن پرستی توامان با قوم‌مداری، فرهنگ‌سازی در چارچوب پذیرش تفاوت ها و اختلاف آراء از وظایف و ویژگی‌های رسانه‌ ملی است. رسانه‌ ملی باید آیینه تمام نمای ملت باشد، باید زبان ملت باشد. رسانه‌ ملی تنها مجرایی است که آحاد مردم از طریق آن می‌توانند حرف خود را به گوش جهانیان برسانند و نباید در انحصار تفکر و عقیده‌ خاصی باشد. رسانه‌ ملی و در صدر آن، قاب تلویزیون بایستی در راستای تحکیم ملی –  مذهبی مردم حرکت کند و مشوق اصلی آن ها به سمت همبستگی و همگرایی و همپوشانی باشد.

مردم و رسانه ملی
مردم و رسانه ملی

رسانه ملی، ملی است؟

رسانه‌ ملی ما برغم ظرفیت بالا و پتانسیل فوق العاده‌ای که دارد دست کم در مواردی، پیام‌آور انزجار و عامل اصلی گسست رشته‌های وحدت و همبستگی شده است. نه تنها به زوایای مختلف اقوام و مذاهب نپرداخته است بلکه در موارد متعدد و زیادی دیده شده که در فضای رسانه‌ ملی به عقاید، باورها، مقدسات و آداب و رسوم برخی از آن ها نیز توهین شده است که این مورد یک تخطی و تعدی بسیار بزرگ از اصول تعریف شده برای رسانه ملی بشمار می‌رود. علیرغم تذکر مقامات ارشد سازمان صدا و سیما به تهیه کنندگان و وعده‌ برخورد با آن ها و عدم تکرار موارد مشابه، اما باز هم هرگز محتوای رسانه ملی و قاب تلویزیون از این اقدامات پاکسازی نشد که این مورد به تنهایی یک ضعف اساسی و دلیل محکمی برای ریزش مخاطبین رسانه‌ ملی است.

نکته‌ دیگری که بنظر می‌رسد از نقاط ضعف روشن و البته از توجیهات محکم تحریم کنندگان رسانه‌ ملی باشد، بحث سانسورهای بیجا و افراطی است. در عصر ارتباطات که دسترسی به انواع و اقسام محتوا سهل الوصول شده و کمتر مانعی بر سر راه کاربران در مسیر دستیابی به اطلاعات وجود دارد، سانسور و حذف محتوایی که به راحتی خارج از قالب تلویزیون قابل مشاهده است، کار بیهوده و عبثی بنظر می‌رسد و بیانگر نوعی بی‌احترامی به شعور مخاطب است. افزون بر این بایکوت و عدم اجازه‌ پخش آثار مفاخر هنر این مملکت که عده‌ای هم خارج کشور زندگی می‌کنند و همچنین ممنوع التصویر شدن عده‌ای دیگر از هنرمندان نیز قطعا یکی از دلایل عدم اقبال عمومی از رسانه‌ ملی است.

اگرچه یکی از وعده‌های دلگرم کننده‌ دولت جدید صدور مجوز فعالیت هنرمندانی است که در خارج از کشور بسر می‌برند اما سالیان درازی است که مردم ایران برای پیگیری آثار بسیاری از هنرمندان طراز اول این دیار دست به دامان رسانه‌های خارجی شده‌اند. این سوء تدبیر از سوی تصمیم گیرندگان صدا و سیما قطعا نه تنها موجب افزایش اقبال عمومی از رسانه‌ ملی نشده است بلکه بستر تمایل مردم به رسانه‌های خارجی را بیش از پیش مهیا کرده است.

ماهواره
ماهواره

راه حل چندصدایی است

مک لوهان در کتاب “برای درک رسانه‌ها” جمله معروفی دارد که می‌گوید : “رسانه، خودِ پیام است.” با عنایت به مطالبی که در بالا به آن ها اشاره کردیم، اینگونه می‌توانیم سخن مک لوهان را تفسیر کنیم که ما رسانه مستقل و آزاد و کاملا فارغ از ارزش‌های فردی و جمعی نداریم. به این معنی که در نهایت، گروهی وظیفه دارند تا تعیین کنند که چه چیزی در رسانه پخش شود و چه چیزی پخش نشود و این گروه که در واقع به دروازه بانان خبری هم مشهور هستند، آگاهانه یا ناخودآگاه روی جریان پیام تاثیر می‌گذارند. در چنین شرایطی، اصولا کلیت رسانه ملی زیر سوال می‌رود.

با این وجود تا زمانی که صدا و سیما مدیر واحدی نداشته باشد، تمام جریان‌های فکری امکان طرح مباحث خود را در رسانه‌های مختلف نخواهند داشت که این واقعیت در دراز مدت ضرر جبران ناپذیری به پیکره‌ دولت و نظام وارد می‌کند. راه حلی که بنظر می‌رسد ایجاد بستر لازم برای تولید و رشد رسانه‌های متکثر و متنوع هست به طوری که جریان‌های مختلف در بیان نظرات خودشان از آزادی عمل و آزادی بیان برخوردار باشند و همچنین تعیین خط قرمز در رسانه‌ ملی که مانع از انتشار مطالب کذب، آسیب زا و تفرقه انگیز باشد.

اگرچه این امر نیاز به کار اصولی و البته زمانبری دارد که با برنامه‌ریزی دقیق و ایجاد زیرساخت‌های لازم در دسترس خواهد بود، ضمن اینکه این قضیه را با رویکرد جامعه ذره‌وار یا اتمیستی[2] هم می‌توان مورد نقد و بررسی قرار داد. به هر روی، استقبال عمومی مردم از تلویزیون همیشه چشمگیر و عیان بوده و این نکته به تنهایی بر بار مسئولیت سنگین رسانه‌ ملی می‌افزاید؛ اگرچه برای جذب حداکثری مخاطب بگونه‌ای که شاهد کوچ دسته جمعی مخاطبین از رسانه‌های خارجی و گاها مغرض به سمت رسانه‌ ملی باشیم، نیازمند حرکتی انقلابی و بنیادین در راستای اصلاح رویکرد فعلی سازمان صدا و سیما و همچنین ارائه‌ خط و مشی جدیدی برای شروع فصلی نو در این بعد بسیار مهم و تاثیرگذار نظام هستیم.

 

پانویس ها

[1]–  رسانه شامل انواع مختلفی مانند رسانه غیرنمایشی همچون کتاب و عکس، رسانه مکانیکی مانند تلفن، رادیو و رسانه‌های اجتماعی (Social Media) می شود.

[2]–  در جامعه ذره ای شده، حوزه عمومی زندگی اجتماعی تضعیف یا محدود و بی‌اعتبار می گردد؛ طبق این رویکرد به وجه عمومی رسانه و رسالت آن در قبال تمامیت افراد جامعه عنایت چندانی نمی‌شود و انتشار محتوای رسانه‌ها مطابق خواسته‌ها و امیال طبقه قدرتمند اتفاق می‌افتد.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا