فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

نوروز در گذر زمان

درباره ی جشن نوروز (قسمت دوم)

«نوروز عالم آرای این سال میمنت مآل در روز دوشنبه بیست و یكم شهر رجب سنه مذكور اتفاق افتاد… بندگان حضرت اعلی شاهی ظل اللهی به دستور معهود در ایوان چهل ستون دولتخانه مباركه قزوین به لوازم جشن نوروزی پرداخته…»

 اشاره ای به برگزاری جشن نوروز در دوران شاه عباس اول صفوی

اسکندرمنشی، عالم آرای عباسی، ج‌2،1350 :518

 

www.anthropologyandculture.com

مترجم

صفورا صادقی

در شماره ی گذشته به پیشینه ی جشن نوروز[1] پرداختیم. در این قسمت به آداب و رسوم برگزاری این جشن باستانی در دوره های صفوی تا قاجار خواهیم پرداخت.

 

نوروز در عصر صفوی

 بزرگداشت شادمانه نوروز در دوره صفویان کاملاً اثبات شده است. در هنگام مهیا شدن برای جشن‌های نوروزی، بخش‌هایی از بوستان وسیع نقش جهان اصفهان برای تزئین و چراغانی به فرماندهان، وزرا، مقامات مقرب، بازرگانان و رهبران اتحادیه‌های صنفی سپرده می‌شد. هر گروه چادرهایی با سایبان‌های ابریشمین و زربفت برپا می‌کرد و غرفه‌هایی با آذین‌بندی‌های متنوع طراحی می‌کرد و خادمان به مدت چندین روز از جمعیتی عظیم با نوشیدنی و شیرینی پذیرایی می‌کردند. در کاخ شاهی، پارچه‌ای بزرگ (سفره) بر کف تالار آینه می‌گستردند و بر آن کاسه‌های بزرگ آب و ظروف میوه، سبزیجات، شیرینی و تخم‌مرغ‌های رنگی می‌گذاردند. بنابه گفته شاردن (دوم، ص ۲۶۷)، بنا بر یک سنت باستانی ایرانی، در شب نوروز مردم برای یکدیگر تخم‌مرغ‌های رنگی هدیه می‌فرستند.

شاه حدود پانصد تخم‌مرغ رنگی برای زنان حرمسرایش می‌فرستاد. این تخم‌مرغ‌ها در پوششی از طلا قرار گرفته و با چهار نقاشی مینیاتور تزئین می‌شده‌اند. شاه بر بالای سفره، در بین محبوب‌ترین زنان حرمسرایش، که همگی خود را با جواهرات آراسته بودند، می‌نشست. آن ها به گپ‌و‌گفتی دلپذیر مشغول می‌شدند و سپس به فرمان شاه، رقاصان زن، نوازندگان و خوانندگان برای سرگرم کردن حضار، به داخل می‌آمدند. در اتاقی دیگر، منجم‌باشی دربار مشغول تعیین لحظه دقیق «تحویل سال»[2] بود. به محض این که او علامت می‌داد که سال نو فرا رسیده، نوکران ترقه‌ای هوا می‌کردند و خادمین زن حرمسرا با دیدن این صحنه، کِل می‌کشیدند و به این ترتیب شاه و مصاحبینش را نوید از بهار می‌دادند.

نوروز در عصر صفوی
نوروز در عصر صفوی / نمایی از میدان نقش جهان

در همین زمان، خبر تحویل سال نو از طریق شلیک تیر بوسیله ی برخی محافظان کاخ و شلیک توپ بوسیله ی دژبان‌ها به عموم اعلام می‌شد و در همان هنگام، گروه موسیقی مستقر در مرکز میدان بزرگ شهر (میدان نقش جهان) بر طبل‌ها و کوس‌هایشان می‌کوفتند و در سورناهایشان می‌دمیدند. هوا پر می‌شد از فریادهای شادی؛ خواجه‌ها کیسه‌های مخصوص اسپند را می‌گشودند و دانه‌هایش را به آتش می‌انداختند تا عطری خوشایند هوا را فرا گیرد. شاه، همچون دیگر ایرانیان، در لحظه «تحویل» سال چشم به کاسه آبی می‌دوخت. ایرانیان باور داشتند «آب روشنایی‌ است» یعنی نماد بهروزی و هر کس در لحظه تحویل سال به آن چشم بدوزد در تمام طول سال شاد خواهد بود.

چند دعا به طور معمول آیات قرآنی[3] خوانده می‌شد و همه با لباس‌های نویی که به تن داشتند، کمی آب یا گلاب می‌نوشیدند، به بزرگ‌ترها، خویشان و دوستان تبریک می‌گفتند و شیرینی‌ می‌خوردند. بزرگ‌ترها به اعضای خانواده، خویشاوندان، خادمین و دوستان عیدی می‌دادند و بین فقرا، درویشان و سیدهای محلی[4]

خیرات پخش می‌کردند. در کاخ، شاه برای فرماندهان نظامی، مقامات ارشد سیاسی، سفرای خارجی و تجار مشهور، ضیافتی بزرگ با شراب و موسیقی ترتیب می‌داد. در سایر خانواده‌ها، خوراکی‌هایی که با دقت و ظرافت فراوان تهیه شده بود، تناول می‌شد و به طور کلی هر کسی به نوعی از نوشیدنی، موسیقی، دید و بازدید، هدیه گرفتن و بذله‌گویی لذت می‌برد.

بچه‌ها به طور ویژه از این موضوع خوشحال بودند و از تعطیلات، ورجه ورجه کردن[5]، گرفتن هدایای متنوع، بازی‌های مختلف به‌ویژه تخم‌مرغ بازی[6]، تماشای چوگان، کشتی و اسب‌دوانی لذت می‌بردند. هدایا، بسته به وضعیت و مقام افراد، متفاوت بود. شاه در تالار بارعام می‌نشست و هدایا را – که معمولاً سکه‌های طلا و نقره‌ای بودند که در کیسه‌های کوچک رنگی قرار گرفته بودند – بین درباریان، خویشان، خادمین حرمسرا و سفرای خارجی پخش می‌کرد.

او خود نیز، هدایای ارزشمندی از حرمسرا، وزرا، نمایندگان گروه‌های اجتماعی و صنفی، والیان و نمایندگان کشورهای همسایه دریافت می‌کرد. هدایای معمول به شاه، عبارت بودند از دختران برده[7]، پول، اسب‌های باارزش و حیوانات باربر با زین‌های قیمتی.[8] شاه و برجستگان متمول، بر طبق سنن مذهبی، سفارش قربانی کردن حیوانات اهلی و تقسیم گوشت بین نیازمندان را نیز می‌دادند. مردم، در طول روزهای بعد، از منزل بیرون رفته و در هوای آزاد به بازی، سورچرانی، اسب‌سواری و در صورت امکان شکار، وقت می‌گذراندند.

 نوروز در دوران قاجار

نادر شاه افشار (دوره حکومت: 47-1736م)، همانند کریم خان زند (دوره حکومت: 79-1751م) و جانشینانش، همیشه نوروز را با برگزاری ضیافت و توزیع هدایا و خلعتی، جشن می‌گرفت. در دوره قاجار (1779-1925م) روال فعالیت‌های عمومی مشابه تشریفات معاصر بود اما جشن رسمی (سلام)، در جزئیات، دستخوش تغییراتی شد. به طور کلی، شاه پذیرای میهمانانی از قبیل خویشاوندان، مقامات نظامی و سیاسی، شخصیت‌های برجسته دینی، روسای قبایل، شاعران، سران صنوف مختلف و بیش از پیش، برجستگان خارجی بود.

ناصرالدین شاه با معرفی گروه‌های نظامی، ارسال دعوت‌نامه و برگزاری ضیافت سلام در سه نوبت بارعام، شروع به ساماندهی ضیافت‌ها نمود. سلامِ تحویل یا «تبریک سال نو»، یک ساعت پیش از تحویل سال آغاز می‌شد و حدود چهار ساعت ادامه می‌یافت. هفت سین در مقابل تخت طاووس در تالار موزه برپا می‌شد و صاحب‌منصبان به دورش گرد می‌آمدند: مقامات نظامی در یک سوی آن می‌نشستند و ولیعهد نیز در همان سمت، در بالای میز می‌نشست؛ مقامات سیاسی در سوی دیگر می‌نشستند ‌و وزیر ارشد دارایی مستوفی الممالک، در بالای میز می‌نشست.

روحانی اعظم، شاهزادگان قجر که سلاح و نشان‌های سلطنتی به دست داشتند و وزرای کابینه به ریاست نخست وزیر (صدر اعظم) در طرفین تخت پادشاهی قرار می‌گرفتند. رئیس تشریفات ورود شاه را اعلام می‌کرد و شاه، که خود را با جواهرات آراسته بود، از میان جمعیت تعظیم‌کنندگان به سمت تخت شاهی پیش می‌رفت و بر آن جلوس می‌نمود. سخنران دربار (خطیب الممالک) شروع به خواندن خطبه‌ای در ستایش پیامبر و امام اول می‌کرد تا زمانی که منجم‌باشی دربار تحویل سال را اعلام کند. شاه ابتدا به علما و سپس به مقامات شادباش می‌گفت، چند آیه از قرآن می‌خواند، جرعه‌ای آب می‌نوشید و به روحانیون عیدی[9] می‌داد و آن ها بلافاصله مراسم را ترک می‌کردند.

سپس گروه موسیقی آهنگ‌های شاد می‌نواختند و شاه به حاضرین عیدی می‌داد و به اندرونی دربار می‌رفت. در روز دوم، در کاخ سنگ مرمر بار عام داده می‌شد (سلامِ عام تخت مرمر). شاه و شاهزادگان ارشد قجر با نشان‌های سلطنتی‌شان، به همراه مقامات سیاسی و نظامی، پذیرای سفرای خارجی شده و هدایایی به آن ها پیشکش می‌نمودند – با توجهی ویژه به سفیر عثمانی. سپس شاه بر تخت جواهرنشانش که بر تخت مرمر سوار بود، می‌نشست و پیشکارش آغاز بار عام را اعلام می‌کرد؛ در آن هنگام گروه‌های موسیقی نواختن می‌کردند، توپ‌ها شلیک می‌شدند، کوس‌ها کوفته می‌شدند و شیپورها به صدا در می‌آمدند.

ملک‌الشعرا شعری به افتخار نوروز و در ستایش شاه می‌خواند و سخنران رسمی مراسم با خطابه‌ای به‌غایت تمجیدآمیز آن را خاتمه می‌داد. در روز سوم، سلامِ سرِ در، که یک رویداد پرنشاط عمومی بود، در کاخ مرمر برگزار می‌شد. شاه به همراه مقامات و همچنین زنان مورد علاقه‌اش و خدمه در ایوان حضور می‌یافت و مردم در جشن شرکت می‌کردند. بندبازها، صاحبان و مربیان میمون‌ها و خرس‌ها، و قوچ‌های مبارز، جمعیت جلوی کاخ را سرگرم کرده، و پاداش‌ دریافت می‌کردند. دلقک‌های دربار همه را می‌خنداند و کشتی‌گیران برای دست‌یابی به مقام بسیار پرطرفدار پهلوان ارشد (پهلوان پایتخت)، که منجر به دریافت بازوبندی ویژه می‌شد، به رقابت می‌پرداختند. در روز سیزدهم (سیزده‌به‌در) مردم از شهر خارج می‌شدند و پایان نوروز را در بوستان‌ها، باغ‌ها و در امتداد رودخانه‌ها جشن می‌گرفتند.

پانویس ها


[1]– متن حاضر ترجمه و تلخیصی است از مقاله ی NOWRUZ ii. In the Islamic Period  www.iranicaonline.org

[2]– یعنی زمانی که خورشید در اعتدال بهاری، وارد علامت برج حمل یا صورت فلکی بره می‌شود.

[3]– به تفصیل در «مجلسى، دوم» نقل شده است

[4]– نوادگان امامان شیعه

[5]– جست و خیز کردن . بالا و پایین پریدن

[6]– شبیه به بازی بچه‌ها با شاه‌بلوط در غرب

[7]– به‌ویژه از ارمنستان و گرجستان که سرنوشت بعضی‌شان تبدیل شدن به زنان سلطنتی بود و سایرین به مقامات مقرب داده می‌شدند

[8]– در رابطه با هدایایی که بین فرماندار استان فارس و شاه عباس اول ردوبدل شده نک آربری، ص ۱۹

[9]– سکه‌هایی داخل کیسه‌های ابریشمین قرمز

Save

Save

Save

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.