فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

بوف بینا

نگاهی به زندگی صادق هدایت به مناسبت 28 بهمن زادروز او (قسمت دوم)

 “سکوتی که در آن دوران حکومت می‌کند، درخودفرورفتگی و انزوایی که ناشی از حکومت سانسور است، نه‌تنها در اوراق انگشت‌شمار مطبوعات رسمی و در سکوت نویسندگان نمودار است، بیش از همه در بوف کور خوانده می‌شود. ترس از گزمه، انزواء، گوشه‌نشینی، عدم اعتقاد به واقعیت‌های فریبنده، به ظاهرسازی‌هایی که به جای واقعیت جا زده می‌شوند، غم غربت (نوستالژی)، انکار حقایق موجود، قناعت به رؤیاها و کابوس‌ها، همه از مشخصات طرز فکر مردمی است که زیر سلطه جاسوس و مفتش (انکیزیتور) و گپئو زندگی می‌کنند. وقتی آدم می‌ترسد با دوستش، با زنش، با همکارش و با هر کس دیگر درددل کند و حرف بزند ناچار فقط با سایه خودش می‌تواند حرف بزند. بوف کور گذشته از ارزش هنری آن یک سند اجتماعی است؛ سند محکومیت حکومت زور”.

نظر جلال آل احمد در مورد بوف کور

ما همه از زیر شنل صادق هدایت بیرون آمده‌ایم؟ / مرگی که تمامی ندارد!

www.honaronline.ir

  

مترجم

شایسته ساسانی مقدم

 در قسمت نخست بوف بینا بحث پیرامون زندگی و عقاید صادق هدایت را آغاز کردیم. در این قسمت ضمن  پرداختن به ادامه بحث، محتوای آثار هدایت و جایگاه علمی او را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

قالب و محتوای آثار صادق هدایت

هدایت اگرچه در آثار طنز و هجونامه هایش بیانی پرخاشگر و بی پروا داشت اما ذاتا فردی خجالتی بود و غالبا از بحث و جدال جدی با سایرین )به جز دوستان بسیار نزدیک)، بویژه پیرامون آثار و مسائل کاری پرهیز می کرد. هدایت دایره ی واژگان و مجموعه اصطلاحات کنایه آمیز و منحصر به فردی داشت که بعدها بوسیله ی برخی از طرفدارانش نیز مورد تقلید قرار گرفت؛

به طور مثال در مقابل عبارت” حال شما چطور است؟” پاسخ می داد: “در قید حیاتیم” (نوعی اشاره به اصطلاحی عرفانی با مضمون وارستگی و پارسایی) هدایت معمولا آثارش را تحت عنوان”معلومات” برای دوستانش ارسال می کرد. تاکید وی در به کارگیری واژگان فارسی و به طور مثال جایگزینی واژه ی عربی وطن با”میهن “مورد استقبال محافل تخصصی و آکادمیک زبان فارسی نیز واقع شد و پس از چندی این واژه عملا جایگزین واژه عربی وطن گردید. آثار و تالیفات هدایت را می توان در دو گروه عمده طبقه بندی نمود:

نخست رمان ها، داستان های کوتاه، درام ها و تالیفات طنزگونه شامل: پروین دختر ساسان، افسانه آفرینش، زنده به گور، سه قطره خون، انیران، علویه خانم، بوف کور، سگ ولگرد، حاجی آقا، ولنگاری، مجموعه نوشته ها، توپ مرواری و کاروان اسلام  (البعثت الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه) و دوم مجموعه مطالعات ادبی و پژوهشی وی نظیر بررسی متون و ادبیات فولکلور، مقالات، سفرنامه ها، ترجمه ها و تحلیل ها شامل:

ویرایشی بر رباعیات حکیم عمر خیام، انسان و حیوان، مرگ، فواید گیاهخواری، La Magie en Perset ، اصفهان نصف جهان، افسانه، نیرنگستان، کارنامه ی اردشیر بابکان، گزارش گمان شکن، گجستک ابالیش، زند و هومن یسن، پیام کافکا، مسکو و شماری از متون و ترجمه ها و نقدهای پراکنده وی همچون “مجموعه ی نوشته ها”  که بوسیله ی حسن قائمیان گردآوری و منتشر گردید و نیز مجموعه 82 نامه به شهید نورایی که در سال 2000 میلادی انتشار یافت.

نثر هدایت، سلیس و ساده بوده و از قابلیت درک، تجسم ادبی و ذهنی بالایی از سوی مخاطبین برخوردار است. او در نگارش آثار خود، عمدتا از عبارات و اصطلاحات کنایه آمیز ادبی و عرفانی، برخی محاورات، ضرب المثل ها و …به نحوی متناسب و هنرمندانه بهره می جست و از به کار بردن الفاظ و عباراتی با خاستگاه عربی اجتناب می ورزید. در غالب تالیفات هدایت ردپای پررنگ ادبیات و دستور زبان منحصر به فرد وی به چشم می خورد. به نظر می رسد که رویکردهای روانشناختی او در داستان بوف کور بیش از باقی آثار وی تبلور یافته است.

 هدایت به گونه ای بی پروا و عجولانه به تبیین احساسات، عقاید، ذهنیات و انتقادات خویش پرداخته و در به کارگیری الگوی نگارشی و ادبی خود نیز، مهارت بسیار بالایی در بهره گیری از تشبیه و استعاره برخوردار است. در مجموع می توان آثار هدایت را در 4حوزه گوناگون طبقه بندی و تحلیل نمود: داستان هایی وطن پرستانه و ملی با پی رنگ عاشقانه، انتقادی، طنزگونه و روانشناختی؛ درام تاریخی پروین دختر ساسان، مازیار و داستان کوتاه سایه ی مغول همگی در قالب یک مجموعه با همکاری علوی و پرتو به سال 1311 انتشار یافتند.

دو کتاب “مجموعه نوشته ها” و”آخرین لبخند” به لحاظ حسی و فنی دارای ساختاری ساده و سلیس هستند. این آثار منعکس کننده ی احساسات و عواطف برخاسته از ایدئولوژی و جریان ملی گرایانه ای بود که پس از جنگ جهانی اول عملا بلوغ مدرنیستی و تجدد گرانه ی اغلب نخبگان و روشنفکران ایرانی را از میان برده بود.

اینگونه درام های هدایت (آخرین لبخند) نیز به واسطه ی ماهیت خام خود، عملا در سطح داستان هایی ملی گرایانه روایت گردیده اند. با این وجود بسیاری از داستان های کوتاه واقع گرایانه ی هدایت از قابلیت بسزایی در اقتباس و تنظیم نمایشنامه برخوردارند. در تالیفات هدایت، طیف گسترده ای از شیوه های طنز و نقیضه نویسی ادبی و… به چشم می خورد.

 این آثار عمدتا برخلاف جریان و دیدگاه غالب در آن دوره، با دقت و شفافیت تمام، به بازتاب جنبه های اجتماعی فرهنگی و نقد بسیاری از باورهای سنتی مرسوم در جامعه معاصر شهری، فارغ از هرگونه تسامح، محافظه کاری و یا ابراز همدردی با سوژه های مورد نظر می پردازند.

آثار هدایت نمایانگر نوعی فضای آمیخته با خرافات، تیره روز، غم، شادی، مهربانی، قصاوت و در کلیت روایتگر داستان زندگی شخصیت هایی واقع گرایانه و آشنا است. این گونه ی خاص از داستان نویسی، یادگار جمال زاده است که بعدها از سوی نویسندگانی چون هدایت، چوبک و آل احمد نیز تداوم یافت.

“علویه خانم” یکی از بهترین نمونه های داستان کوتاه هدایت است که در قالب طنز و با بهره گیری از طیف متنوعی از عبارات و محاورات و اصطلاحات اصیل روایتگر داستانی با محتوای سیره ی عملی و اعتقادی توده ی شیعیان جامعه است .آثاری همچون” محلل” و “مرده خورها ” نیز داستان هایی با طنزی بسیار غنی و تاثیرگذارند

. “وغ وغ ساهاب” نیز طنزی کنایه آمیز و متناقض، مشتمل بر مجموعه ای از داستان ها و قضایا است که به سبک نقیضه نگاری و در قالبی تقلیدگونه از برخی قطعات و اشعار ادبی نگاشته شده و طیفی از موضوعات روزمره، نظریه های نوین و مسائل حوزه دبیات و…  را دربرمی گیرد.

وغ وغ ساهاب اثر صادق هدایت
وغ وغ ساهاب اثر صادق هدایت

تمامی داستان های طنز آمیز هدایت، ریشخندی تمسخرآمیز و انتقادی بر مبنای سه حوزه ی ادبیات، مذهب و اندکی سیاست است. نویسنده با بهره گیری از دانش خود در این سه حوزه، آزادانه به بیان انتقادات و عقاید شخصی خود نسبت به اینگونه مفاهیم در قالب برخی کنایه ها و خیال پردازی های طنزگونه و روایاتی گیرا پرداخته است.

به طور مثال در بخش هایی از داستان وغ وغ ساهاب، مخاطب شاهد نوعی الگوی نگارشی طنزگونه و تقلیدی بوده و در فصل”قضیه اختلاط نامه”در همین اثر نیز از شیوه ی نگارشی دقیق و ظرافتی منطقی از برخی عناصر کاریکاتورگونه به منظور بیان مفاهیم و مضامین جدی و انتقادی نویسنده بهره گرفته شده است؛

چنین داستانی را می توان به نحوی ماحصل اشراف و وقوف جامع هدایت بر ابعاد و قواعد و مبانی گوناگون ادبی و یا سابقه ی بازبینی و ویرایش شماری از آثار ادبیات فارسی نظیر فرهنگ فرهنگستان و یا ویرایشی معاصر از خمسه ی نظامی اثر حسن وحید دستجردی، بوسیله ی  هدایت و تحت عنوان مستعار علی اصغر سروش تلقی نمود که طی آن وی به نقد خطاهای فاحش ویراستار اشاره کرده بود.

رمان “کاروان اسلام”)البعثت الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه( را می توان بهترین نمونه طنز مذهبی هدایت قلمداد نمود. رمانی که خشم و انتقادات گسترده ای را از جانب منتقدان و مخالفین عمدتا مذهبی هدایت براگیخت. کاروان اسلام نیز همچون غالب آثار هدایت، شامل مضامینی انتقادی در قالب بیانی واقع گرایانه و طنزگونه با محوریت فقدان توسعه فرهنگی و اجتماعی در سرزمین های اسلامی و نقد و نکوهش رهبران و حکام دینی و مذهبی است.

این رمان دربردارنده ی سه گزارش و متن روایی است که بوسیله ی خبرنگار یک نشریه اسلامی به نام المنجناب تدوین گردیده است، که به همراه  چهار مبلغ اسلامی به منظور تعلیم و هدایت مسیحیان، رهسپار اروپا شده اند؛ در انتهای داستان، هر  چهار مبلغ مسلمان در پاریس به سر می برند.

یکی در بار مشغول کار است و دیگری دلال محبت شده است، یکی قمارباز کازینوهای پاریس است و دیگری نگهبان کاباره ی مشهور شهر (فولیس برگر). “حاجی آقا” طویل ترین و بارزترین هجونامه ی هدایت پیرامون قواعد تجارت سنتی و بازاری ایران و نمایانگر ضعف و انحطاط فاحش حرفه ای و اخلاقی رایج است.

اثری مشتمل بر تبیین و توصیف وضعیت موجود و نقد و نکوهش نظام بورژوازی و عملکرد سیاستمداران محافظه کار. توپ مرواری، آخرین اثر طنز هدایت نیز هر سه حوزه سیاست، ادبیات و مذهب را به نحوی جامع و هوشمندانه در برگرفته و بیش از ماهیتی طنزگونه، نمایانگر خشم و انتقادات تند نویسنده است.

 

 

 

مقام علمی صادق هدایت

صادق هدایت همواره از جایگاه برجسته ای در میان پژوهش ها و موضع گیری های تحلیلی پیرامون تاریخ ادبیات فارسی برخوردار است. آنچه بیش از سایر عوامل در شکل گیری این جایگاه متمایز و منحصر به فرد، موثر بوده است، جنبه های روانشناختی است که به نحوی هنرمندانه در رمان بوف کور تبلور یافته است.

این رمان در کنار رمان سه قطره خون، از سبک و سیاقی مدرن برخوردار بوده و در نگارش آن ها از شیوه ی نمادگرایانه ی فرانسوی و برخی جلوه های سورئالیستی به کار رفته در شماری از آثار ادبی و سینمایی اروپا، بهره گرفته شده است. اما در بسیاری دیگر از رمان ها و داستان های هدایت مانند زنده به گور، عروسک پشت پرده، بن بست، تاریکخانه، سگ ولگرد و… از شیوه های نگارشی و ادبی واقع گرایانه به منظور تبیین پی رنگ ها و مفاهیم روانشناختی استفاده شده است.

اصطلاح “روان شناختی” که در توصیف بوف کور به کار می رود، با سایر آثار هدایت متفاوت بوده و بیانگر ماهیت منحصر به فرد داستان های هدایت است که غالبا تلفیقی از مفاهیم روانشناسانه، هستی شناسانه و انتزاعی و… تالیفات هدایت می باشد.

برخی از این آثار اعجاب آورند، رمان بوف کور منعکس کننده ی سیر تدریجی انحطاط و زوال اخلاقی و هویتی انسان است و سایر داستان ها نیز پیرامون مرگ سگ یا گربه ای، خودکشی زن یا مردی و یا سایر شیوه های مرگ یا حذف عینی و ذهنی شخصیت ها شکل گرفته اند و عمدتا دربردارنده ی مفاهیمی فراتر از روایت و ترسیم طرحی ساده و ملموس از شکست و عجز و ناامیدی اند.

در سراسر داستان، مخاطب بدون هیچ دلیل روشنی، با نوعی حس ترس و تردید مواجه است. جبرگرایی افراطی، بی تابی و تعلیق لجام گسیخته ای که ماهیتی نامانوس و مهلک را شکل داده اند. گناهی خالی از آمرزش، گناهی فاقد مجازات، سقوط و انحطاطی تهی از امید به رستگاری و خشم و غضبی خداوندگا گونه که بر زمین و آسمان ها حکمفرما است.

مردان به واسطه ی بهره مندی از اندک مجالی برای ترفیع و بالندگی روحی و هویتی خویش، حائز اندک منزلتی در قیاس با رجاله ها )فرومایگان خرچنگ مانند) بوده و شماری از آنان که در صدد قتل شهوات نفسانی خویش اند نیز در نهایت به واسطه ی اضمحلال روحی و نفسانی خویش، به تخریب و تلاشی کالبد جسمانی نیز دچار می گردند.

زنان یا همگی تن فروش اند و یا پریزادانی که در آنی ظاهر و به آنی از نظر محو می گردند. در رابطه با هر دو شخصیت تن فروش رمان بوف کور و زن داستان “عروسک پشت پرده” به نکاتی مشترک پیرامون موضوعاتی چون سقط جنین، زنا …اشاره شده است. نوعی بیگانگی و نگاه منفی و تنفرگونه نسبت به زنانی که نویسنده هرگز قادر به درک و یا شناخت و عشق ورزیدن به آنان نبوده و بارها به سرزنش و تحقیر آنان می پردازد.

تحقیر به واسطه ی نگاه شخصی وی نسبت به جنسیت و ماهیت روحی-رفتاری زنان و حتی سرزنش آنان بابت برخورداری از قلب هایی که یگانه رسالتشان، عشق ورزیدنی بی مرز و منطق گریز است. هدایت اغلب مردان و زنان را خائن، سطحی نگر، ریاکار، منفعت طلب، ناامید و نادان می داند، با این حال این رمان به هیچ وجه یک اثر تماما تاریک و منفی نیست.

ممکن است مخاطب در خلال بخش عمده ای از داستان، شاهد هیچگونه جذابیت و کشش عاشقانه و ایده آل گرایانه ای نباشد، اما در دل اینگونه آثار، آرمانی نهفته است که با توسل به طرق گوناگون تخریب و فروپاشی، سعی در احیا و بازآفرینی خود دارد.

در این اثناء مرگ شاید پاسخی باشد در برابر طلب عشقی آنی و غیرمنتظره، دوستی، وفاداری، افتخار، امید، اعتماد و درستی، شایستگی، دانش، هنر، زیبایی و اتحاد یگانگی. آرمان هایی که آدمی به نیت تحقق و حصول تام و مطلق آن ها می کوشد اما هرگز بدان دست نمی یابد.

شکافی به ظاهر عمیق ترمیم ناپذیر، میان ظاهر و باطن، دروغ و حقیقت، آرمان و واقعیت، انسان و خدا و یا به تعبیری میان آنچه که هست و آنچه که باید باشد. جدالی که طی آن انسان مغلوب است و مرگ حقیقتی گریز ناپذیر. طرح مایه و پی رنگ کلی رمان بوف کور، مبتنی بر رویکردهای روان شناختی و تلفیقی جذاب از اصول نگارشی آثار پیشین هدایت، به خصوص چهار رمان سه قطره خون، زنده به گور، مردی که نفس اش را کشت و عروسک پشت پرده می باشد.

تلفیق و ماهیتی که در شماری از آثار بعدی وی مانند سگ ولگرد، تاریکخانه، بن بست و فردا نیز کمابیش قابل مشاهده است. بوف کور رمانی دو بخشی است. بخش اول، روایتگر داستانی معاصر پیرامون ماجرای مواجهه ی راوی با یک پریزاد زیبارو و سیر قهقرایی انحطاط و شکست روحی و درونی راوی در خلال داستان است.

نویسنده معاصر صادق هدایت
نویسنده معاصر صادق هدایت

پریزاد داستان چندی پس از ظهور و همبستر شدن با راوی، به نحوی مرموز جان می سپارد و راوی نیز جسد وی را پس از مثله نمودن، به کمک گورکنی کوژپشت و پیر در گورستانی مدفون می نماید. بخش دوم رمان، به ماجرای روابط میان راوی و تن فروشی اختصاص دارد که در واقع نسخه ی اضمحلال یافته و مبتذلی از فرشته یا پری بخش اول داستان با وجنات و خصایص ظاهری مشابه او است که در انتهای داستان بوسیله راوی  (در هیئت پیرمردی دوره گرد)  و از طریق وارد نمودن چاقویی مشابه در چشمش به قتل می رسد.

در جریان داستان، راوی به تقابل با رجاله هایی می پردازد که به توصیف وی دارای روده هایی امتداد یافته از دهان تا آلت تناسلی بوده و تنها در پی کسب پول و ارضای شهوانی خویش اند. زخم های عدیده ی روحی و درونی راوی هرگز التیام نیافته و تن فروش نیز هرگز به فرشته ی ابتدای داستان مبدل نمی گردد.

تاکیدی بر این عقیده ی نویسنده مبنی بر عدم امکان تکامل و تحقق و اشباع عشق (شهوانی و غیرشهوانی) و یا تحولی آرمانی در حیات بشری (از منظر ابعاد گوناگون عینی و ذهنی) گمانه زنی های بسیاری پیرامون منابع و وابستگی های ادبی احتمالی رمان بوف کور صورت پذیرفته است که برخی از آثار مشهور ادبیات جهان نظیر شاهنامه فردوسی، هملت شکسپیر، لسید راسین، فاوست گوته و شماری از آثار فرانتس کافکا، ژان پل سارتر، ادگار آلن پو، ریلکله، دنروان و…را در برمی گیرند.

حتی به شماری از سنت های بودایی نیز به عنوان منبع الهام این رمان اشاره شده اما کلیه ی فرضیات مطرح پیرامون این نکته تا به امروز منتفی گردیده اند. بوف کور در سال 1309 یعنی دو سال پیش از اولین اثر سارتر نگاشته شده بود. هدایت پس از خلق این اثر با کافکا و تالیفات وی آشنا شده و جذب برخی آثار بی نظیر وی گردیده بود.

با این حال نمی توان با قطعیت، هیچ یک از آثار فوق را به عنوان منبع الهام رمان مدرن بوف کور اعلام نمود. این اثر نه یک رمان لزوما شرقی است و نه یک تالیف الزاما غربی، بلکه یکی از نمونه های تعامل میان ادبیات جهان، مشتمل بر خصایص، اصول و قواع فرهنگی و ادبی- محتوایی ایران و اروپا است.

صادق هدایت در طول حیات خود، به عنوان انسانی روشنفکر، مدرن و نویسنده ای با استعداد و خواهان آرمان های والای اجتماعی، فرهنگی، معنوی و اخلاقی دارای خاستگاهی روستایی و آمیخته با سنت های دیرینه ی زندگی ایرانی، متحمل فشار و مشقت های حرفه ای و شخصی متعددی گردیده بود، روزمره ای ملال آور و مرگی فجیع، هزینه ای بس گزاف و گریز ناپذیر که هدایت به عنوان یکی از پیشگامان عرصه ی نویسندگی ایران، در مسیر تحول ادبیات معاصر فارسی متحمل گردیده است.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.