تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

هویت ملی پس از اسلام

نگاهی به هویت ایرانی پس از اسلام قسمت دوم

سروش نقی زاده ترجمه و تلخیص: سروش نقی زاده

در قسمت نخست بحث پیرامون هویت ملی ایرانیان پس از اسلام را آغاز نمودیم. در این قسمت با پرداختن به هویت اسطوره ای ایران و پیوند آیین های ایرانی و ادیان ابراهیمی، ادامه بحث را پی می گیریم.

 

هویت اسطوره ای ایران

 اهورا مزدا اولین مرد و اولین پادشاهی که بانی پایه های تمدن ایرانیان بود را خلق کرد. فریدون کیانی که جهان را به سه بخش که هر کدام مردمان بومی خود را داشتند تقسیم کرد. ایران که قسمت میانی دنیا محسوب می شد و البته بهترینِ آن ها بود – به “ایرج” رسید. در حالی که روم (یونان و رم) در بخش غربی ایران، به دست “سَلم” رسید و توران و چین در شرق ایران به “تور” سپرده شد.

سلم پادشاه روم اولین نسخه یک پادشاه عاقل و صبور است. تور پادشاه توران و چین نیز شخصیتی عجول، شجاع و پراشتیاق شناخته می شود. ایرج، پادشاه ایران، هر دو شخصیت را به دوش می کشد. او عاقل، صبور و آینده نگر است اما م یتواند در صورت اطمینان سریع و جسورانه فرمان دهد و رفتار کند.

بر اساس فلسفه کیهان شناسی قدیم ایرانی، یکی از مهمترین ویژگی های شخصیت ایرانیان این است که آنان تا همیشه محکوم به غارت شدن و هدف توطئه علیه پادشاهان و مردمان خویش از جانب دشمنان خارجی هستند. چرا که موجب حسادت و یا ترس دشمنان هستند.

دشمنان ایران، مردمان عاقل غرب و یا مردمان جسور شرق اند که با نیروهای شیطانی اهریمن در ارتباط اند. خود ایران، در زمان آن ایران ( ضد ایران) پدید آمد. در زمان سلطه کیانی ها، جنگی میان سه بخش دنیا شکل می گیرد که با به اوج رسیدن اختلاف ایران و توران همراه می شود.

الکساندر به ایران یورش برده، کیانیان را از سلطه خلع می کند و به مشورت استاد خود، آریستوتل، ترتیب دومین توطئه علیه ایران را می دهد که ایران به بخش های مختلف تقسیم کرده و حکومت هر بخش را به شاهزادگان و فرمانداران – ملوک الطوایف – واگذار می کند.

این کار برای از بین بردن تهدید وجودیِ ایران علیه غرب صورت می گیرد و از آن بدتر، سرقت میراث های فرهنگی و علمی ایران: فلسفه، علم پایه و تکنولوژی است که بعضا به زبان دنیای غرب بازگردانده می شوند و نسخه اصلی آنان از بین برده می شود.

که نتیجه آن، ترجمه کارِ یونانیان به فارسی در اواخر دوران ساسانیان و نیز ترجمه آنان به عربی در اوایل دوره اسلامی است که از آن به عنوان بازگشت اصلِ دانش به دست صاحبان اصلی خود یاد می شود.

بسیاری از افسانه های شاهنامه که حول این وقایع سروده شده اند، ریشه در دوران ساسانیان دارد که در آن دوران، حوزه های سیاسی و مذهبی با همدیگر تلفیق شدند و ایده ی ایران یکپارچه، مجددا پایه ریزی شد.  

پیوند هویت ایرانی با ادیان ابراهیمی
پیوند هویت ایرانی با ادیان ابراهیمی

پیوند آیین های ایرانی و ادیان ابراهیمی

بیان ایده تلفیق آیین زرتشتی و سنت های ابراهیمی، از طریق ایجاد ارتباط های تبارشناختی میان پادشاهان ایرانی و پیامبران کتب مقدس و یا حتی تلفیق آنان و ایجاد یک شخصیت واحد، بوسیله طبری، بلعمی و گردیزی، موجب رسمی شدن ارتباط شخصیت ایرانیان با جوامع اسلامی شد.

انگیزه پشت ایجاد چنین نگرشی می تواند به حساسیت طبقه عالمان به نظام های حکومتیِ همراه با مذهب و یا کمبود سواد تاریخی کافی و یا تنها خواستِ رسمی کردن ریشه ایرانیان – که به نظر می رسد هدف گردیزی و ترجمه های تفسیر طبری اینگونه باشد –  و یا حتی ملغمه ای از این سه مورد باشد.

با این حال جدای از انگیزه پشت این کار، این مهم موجب به رسمیت شناخته شدن ایرانیان نزد مسلمانان در قرون آتی شد. طبری پیشنهاد می کند که ایرانیان معتقدند که کیومرث حضرت آدم و هوشنگ پیشداد، نوه و وارث کیومرث اولین کسی بود که بر هفت قسمت زمین حکومت کرد.

در واقع بر اساس بعضی از افسانه های ایرانی، هوشنگ پسر آدم و حوا است. در ادامه داستان حضرت سلیمان، داستان های افسانه ای پادشاهان ایرانی نقل می شود. بلعمی در برداشت خود از تاریخ طبری، افسانه هایی از آن نقل می کند که در ماجرای پیدایش انسان و جوامع با هم متناقض اند تا بتواند تکامل جوامع اسلامی ایرانی و عربی را نشان دهد.

در حقیقت افسانه های ایرانی و ابراهیمی در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا بدنه افسانه های جدید را شکل دهند. دیگر تاریخدانان اسلامی نیز من جمله مقدسی و مسعودی برای هماهنگی و ایجاد ارتباط بین آیین های ایرانی و ابراهیمی تلاش کردند.  

در طی آمیخته شدن طبقه اشراف ایران و عرب، می توان به ظهور نسخه ایرانی شده تصور اسلامی مرکز بودن منطقه اشاره کرد. اینکه سرزمین ایران و عرب بوسیله خداوند به عنوان مرکز سه منطقه جهانی انتخاب شده و در آن نجیب ترین مردمان زندگی می کنند.

در نتیجه نجابت نژاد ایران و عرب در نواحی جدید مورد احترام و مقبولیت واقع بود. به نقل از گردیزی: و خدا مردمانی متفاوت را در مناطق مکه، مدینه، حجاز، یمن، عراق، خراسان، نیمروز و قسمت هایی از شام (سوریه) که به عنوان ایران شناخته می شود، آفرید.

او در ادامه اضافه می کند : از زمان پیدایش خلقت این مردمان مورد احترام بودند و از همسایگان خود والا تر بودند و هیچ یک از آنان بوسیله مردمان کشورهای دیگر، تحت بردگی گرفته نشده اند. مردمان این قسمت میانی زمین، عاقل تر، شجاع تر و سخاوتمندتر از همسایگان خود هستند و اطرافیان آنان در این صفات از آنان پایین ترند.

در حال حاضر نیز ایده متحد کردن سنت های ایرانی و ابراهیمی بوسیله مترجمین تفسیر طبری (که مفسران قرآن هم بودند) تصور شده است. به عنوان نمونه در مقده ای از این ترجمه های عنوان کرده اند که خداوند فرموده است: من هیچ گاه پیامبری نازل نکردم مگر از میان همان مردم و به زبان همان مردم تا با زبان خودشان با آنان سخن بگوید.

در ادامه زبان فارسی به عنوان اولین زبان ها و به عنوان زبان تمام پیامبران و پادشاهان از زمان آدم و حوا تا زمان اسماعیل پیامبر، یاد می شود. اولین کسی که به زبان عربی سخن بگوید اسماعیل پیامبر بود و پیامبر ما نیز از میان اعراب نازل شد و قرآن به زبان عربی بر او نازل شد اما در این ناحیه زبان فارسی است و تمام پادشاهان اینجا از نژاد پارس آمده اند.

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.