تاریخ ایرانتاریخ و اندیشهتیتر اول

هویت ملی پس از اسلام

نگاهی به هویت ایرانی پس از اسلام قسمت هفتم

به نظر می رسد برای اولین بار- مفهوم وطن و عشق به آن از عشق به زادگاه و محل سکونت فراتر رفته باشد. شفیعی کدکنی استدلال می‌کند حدیث حب‌الوطن من‌الایمان ممکن است بوسیله ایرانی ها ساخته شده باشد، زیرا آن ها بیشتر به روابط ارضی، نسبت به عرب‌ها که در درجه اول با اصل و نسب شناسایی می‌شوند، اهمیت می‌دهند. محمد مفید بافقی، همزمان با مجلسی، در کتاب جامع مفید می نویسد که دلتنگ کشور شد و به ایران بازگشته است یا خود مفید که تصمیم به بازگشت به ایران از هند گرفت. آن هم برغم آسایش و مهمان‌نوازی که به شاه جهان‌آباد نسبت داده بودند. در موردی دیگر می توان به کابوسانی، شاعر اشاره کرد. کسی که در زمان اقامت در دربار پادشاهی هند احساس دلتنگی می‌کند و در شعری به نام “اشک‌های من جاریست تا سرزمین ایران را پاک کند” دلتنگی خود را ابراز کرده است.

زهرا ناگهی ترجمه و تلخیص: زهرا ناگهی

در قسمت پیشین هویت ملی پس از اسلام به بررسی این مهم در عصر مغول و تیموری پرداختیم. در این قسمت مفهوم هویت ملی در عصر صفوی را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

 

هویت شیعه ایرانی در زمان صفویان

ایران در دوران صفویان بار دیگر وحدت سیاسی خود را به دست آورد و هویت مذهبی متفاوتی به خود گرفت. بویژه از آن جهت که تشیع مذهب جدید دولت شده بود و پس از آن نقش بسیار مهمی در بازسازی هویت ملی-مذهبی برای ایرانیان ایفا کرد. علاوه بر این، ظهور امپراتوری صفوی با ظهور امپراتوری عثمانی در غرب آسیا و شمال آفریقا، امپراتوری مغول در هند و امپراتوری ازبک در آسیای مرکزی همزمان بود.

همه‌ی این امپراتوری‌ها پیرو اسلام سنی بودند. شکل‌گیری این ساختارهای سیاسی به ایجاد هویت سیاسی و متمایز شیعه ایرانی در میان این سیاست‌ها و هم‌چنین به گسترش تسلط زبان فارسی در اکثر کشورهای اسلامی کمک کرد. به ترتیبی که ادبیات فارسی از آناتولی تا آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند رواج پیدا کرد. در زمان حکومت صفویان، اقداماتی به منظور همخوانی سنت‌های مذهبی و قومی- ملی صورت گرفت.

 

ایران در تاریخ‌نگاری صفویان

“غیاث‌الدین خواندمیر” اولین مورخ برجسته صفوی بود. او یکی از آخرین مورخان دوره ایلخانی-تیموریان و نوه میرمحمد میرخواند بود. میرمحمد میرخواند نویسنده‌ تاریخ تاثیرگذار “روضه‌الصفا” است. غیاث‌الدین خواندمیر در نگارش کتاب “حبیب السیر فی افراد البشر” از سبک روضه‌الصفا و آثار تاریخی مشهوری مانند نظام‌التواریخ و تاریخ گزیده پیروی کرده است. فراوانی استفاده از کلمه ایران، ایران‌زمین و اصطلاحات مشابه در تاریخ سه جلدی حبیب‌السیر (در سال 1524 تکمیل شد) نشان‌دهنده‌ تکامل در استفاده از این اصطلاحات در دوره اسلامی است.

سایر آثار برجسته این دوره، اشارات مکرری به واژه “ایران” داشتند. از این قبیل آثار می‌توان به کتاب‌های شاه اسماعیل، کتاب‌های شاه طهماسب، احسان‌التواریخ از حسن بیگ روملو (متوفی. 1577)، روضه‌الجنان از ابن کربلایی (متوفی. 1589)، ملک‌شاه حسین سیستانی (متوفی. 1619)؛ تذکره المیخانه از ملا ابا نابی فخرالنظامی (1619)؛ الحسان‌التواریخ از اسکندر بیک روملو (متوفی. 1629)؛ خلد برین از واله اصفهانی (متوفی. 1648)؛ و دستور شهریاران از نصیری (متوفی. 1698) اشاره کرد.


محمد مفید بافقی (متوفی. 1679) علاوه بر اشارات زیادی که به “ایران” و “عجم” در کتاب جامع مفیدی داشته است، به مرزهای مشخص و مجزا ایران و همسایگان آن، هند، توران، بیزانس و هم‌چنین تهاجمات از این سرزمین‌ها به ایران هم اشاره کرده است. در برخی از این موارد، بافقی دلتنگی مردمی که از ایران به هند مهاجرت کرده بودند را توصیف می‌کند.

مردمی که بعدها به جهت عشق به سرزمین مادری خود به وطن بازگشتند. او در کتاب جغرافیای تاریخی ایران، مختصر مفید، درباره‌ هویت ایرانی و ویژگی‌های متعدد سرزمین‌های ایران نظرات خردمندانه‌ای ارائه داده است. بافقی درمقدمه‌ کتاب خود با اتخاذ الگوی “نذهب القلوب” از مصطفوی به ایران، ایران‌زمین و ایران‌شهر و هم‌چنین مرزهای زمینی ایران در 20 مورد اشاره کرده است.

از سوی دیگر، به چهره‌های برجسته‌ی اساطیری و افسانه‌ای ایران به عنوان بنیانگذاران شهرهایی در یزد، عراق، فارس، آذربایجان و بخش‌های دیگر ایران اشاره می‌کند. در نهایت، فهرستی ارزشمند از جزیره‌های ایرانی در خلیج فارس و دریای عمان برای خوانندگان فراهم می‌کند.

به طور متوسط اصطلاح ایران و مفاهیم مرتبط با آن در هر یک از آثار تاریخی بالا در 62 مورد استفاده شده است. قابل توجه است که از آغاز روابط بین ایران و غرب در این دوره، مقامات ایرانی تمایل داشتند تا فرهنگ و تمدن متمایز خود را به عنوان فرهنگی منحصربه‌فرد و برتر نسبت به دیگران، از جمله کشورهای غربی، در نظر بگیرند.



هویت ملی و مذهبی

مسجد شیخ لطف الله
مسجد شیخ لطف الله

برخلاف نظرات کسانی که نقش دین در شکل‌گیری هویت ملی را انکار می‌کنند، می‌توان به این نکته اشاره کرد که کلیساهای محلی در اکثر جوامع اروپایی نقش مهمی در ایجاد و حفظ مفهوم هویت ملی، به ویژه در دوران بحران‌های اجتماعی و سیاسی، ایفا می‌کند. اریک هابسبام استدلال می‌کند، اگرچه مذهب ممکن است به عنوان رقیبی برای میهن‌دوستی در جذب افراد وفادار ظاهر شود با این حال در حقیقت به عنوان واسطه‌ای برای میهن‌دوستی در هر دو دوره‌ی پیشامدرن و مدرن عمل کرده است.

او همکاری زرتشیان در شکل‌گیری هویت ملی ایرانی در دوره‌ ساسانیان و نقش تشیع در زمان صفویان را به عنوان مثالی از این فرآیند بیان می کند. شواهدی که به همزیستی سنت‌های ایرانی و شیعه اشاره می‌کند شامل استفاده از عناوین مرکب مذهب شیعه و هویت ایرانی بوسیله شاه صفوی، انتشار شجره‌نامه برای امامان به عنوان نوادگان مادری آخرین شاه ساسانی، طرح سنت حب‌الوطن من الایمان، انتشار سنت‌های مختلف که به امامان نسبت داده می‌شود.

تمامی این موارد برای تشریفات سال جدید ایرانی و آیین همراه آن مشروعیت مذهبی فراهم می‌کند.
باید در نظر داشت شاهان صفوی خود را “سگ ضریح علی” امام اول شیعیان می نامیدند، در حالی که فرض می‌کردند عنوان شاهنشاه ایران (شاه شاهان) را دارند. باید به خاطر داشت که عنوان شاه ایران بوسیله حاکمان آق‌قویونلو (اجداد مستقیم صفویان) استفاده می‌شد.

آن ها خود را به عنوان جانشینان شاهان اسطوره‌ای ایران باستان (فریدون، جمشید و کی‌کاووس) معرفی می‌کردند. حتی سلطان‌های عثمانی، در زمان اشاره به شاهان آق‌قویونلو و صفوی، عناوینی از قبیل “شاه ایران زمین”، “سلطان ایران زمین”، “شاه شاهان ایران”، “فرمانروای پارس”، “صاحبان جلال جمشید و چشم‌انداز فریدون و خرد دارا” استفاده می کردند. آن ها شاه اسماعیل را با این عناوین خطاب می کردند: “شاه زمین‌های پارسی و وارث جمشید و کیخسرو”.

 

ریشه مادری و ایرانی امامان

با گسترش تشیع در ایران، نظریه‌ پیوند امامان با ساسانیان (ریشه مادری) رواج یافت. شیعیان ایرانی به دودمان امامان به عنوان نوادگان مادری یزگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، افتخار می‌کنند. طبق سنن، امام چهارم شیعه (علی بن حسین، حضرت سجاد) فرموده است:

“من افتخار می‌کنم که از تبار پدری به امام حسین، از قبیله‌ قریش (نجیب‌ترین قبیله‌ عرب) و از تبار مادری به شاهزاده شهربانو پیوند دارم.”

شهربانو کسی است که پیامبر او را نجیب‌ترین فرد از مردم غیر عرب خواند. ازدواج شاهزاده ایرانی با امام سوم به عنوان رویدادی دراماتیک بیان شده است که در زمان خلیفه‌ی دوم، عمر، اتفاق افتاده است که در آن شاهزاده، دختر یزدگرد سوم، در میان غنیمت‌های جنگی ارتش عرب معرفی می‌شود.

در لحظه‌ای مهم زمانی که «عمر دستور فروش شاهزاده را به بازار برده‌ها می‌دهد، امام علی در صحنه حاضر می‌شود و به حکم نبوی “فروش فرزندان سلطنتی در اسلام” را ممنوع می‌کند. هنگامی که امام علی موفق شد او را تحت سرپرستی سلمان فارسی (یار افسانه‌ای و فارسی پیامبر) درآورد تا مقدمات ازدواج شهربانو با مردی به انتخاب خود شاهزاده را فراهم کند.

شهربانو انتخاب کرد که با امام حسین ازدواج کند و چهارمین امام شیعه را به دنیا آورد. در این روایت خیالی، تمام امامان از چهارمین امام تا دوازدهمین (مهدی، فرمانروای زمان) نوادگان مادری آخرین شاه ساسانی هستند. توجه کنید که صفویان هم دودمانی اختراع کردند که آن ها را با امامان پیوند داده است. آن ها اعتقاد دارند که در این روایت تبارشناسی ایرانی صفویان مهم است.

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن