تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

هویت ملی پس از اسلام

نگاهی به هویت ایرانی پس از اسلام قسمت چهارم

فرانک بدو گفت کای نامجوی // بگویم ترا هر چه گفتی بگوی
تو بشناس کز مرز ایران زمین // یکی مرد بد نام او آبتین
ز تخم کیان بود و بیدار بود // خردمند و گرد و بی‌آزار بود
ز طهمورث گرد بودش نژاد // پدر بر پدر بر همی داشت یاد

ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، ضحاک

زهرا ناگهی مترجم: زهرا ناگهی

در قسمت سوم هویت ملی پس از اسلام، بررسی آگاهی اجتماعی از ایرانی بودن در فرهنگ ایرانی را آغاز نمودیم و در همین راستا به بررسی اجمالی بکارگیری واژه “ایران” در آثار مختلف اشاره کردیم. در قسمت چهارم این نوشتار ضمن پیگیری این مهم به بررسی جایگاه واژه ایران در عصر سامانی و غزنوی می پردازیم.

 

واژه ایران و هویت ملی

اهمیت آثاری چون تاریخ طبری، تاریخ بیهقی و … تنها در استفاده مکرر کلماتی مثل، ایران و ایران‌شهر یا فارس و عجم نیست‌، بلکه نهادینه کردن تاریخ سنتی ایران در تاریخ‌نگاری اسلامی به عنوان فصل مهمی در تاریخ جهان باستان به نظر می رسد. کما اینکه روایت آن ها از تاریخ باستانی ایران در دوره‌های بعدی عینا ارائه شده است. همانطور که اشاره کردیم کلمه “ایران” در این آثار به جنبه‌های مختلفی از تاریخ سنتی ایران در دوران قبل از اسلام اشاره دارد.

با این توصیف، چنین اشاراتی به نظریه‌پردازی درباره ریشه سرزمینی و تبارشناسی ایرانیان کمک می‌کند که این نظریه‌پردازی اساس هویت فرهنگی ایرانیان در قرن‌های بعدی را ایجاد می‌کند. عامل دیگر در ماندگاری تاریخ قومی-ملی ایران ممکن است به دلیل خوانش گسترده و تک‌خوانی شاهنامه بوسیله قصه‌گوهایی باشد که مخاطب‌شان عموم مردم بودند. تمرکز ادبیات حماسی فارسی و نوشته‌های تاریخی این دوره عمدتا بر ایران قبل از اسلام بود که به بخش گسترده‌ای از مفهوم تاریخی ایران در دوره قبل از اسلام اشاره دارد تا به واقعیت زندگی معاصر ایران بعد از پیروزی اسلام.

مفاهیم معاصر واژه “ایران” در دوره ای پدیدار شد که پیشگامان شعر فارسی شروع به استفاده از آن ها در پاورقی کردند(هر چند به صورت نمادین برای وقایع معاصر). چنین اشاراتی به پادشاهان معاصر ایرانی، قلمرو پادشاهان، حکمرانان، فرماندهان، فرزانگان و سرزمین‌ها، در دیوان اشعار فارسی این دوره قابل مشاهده است. برای مثال رودکی، حکمران سیستان را نجیب‌زاده‌ای از تبار ساسانی و “غرور ایران” نامید که این امر دلالت بر مفهوم پیوستگی در هویت ایرانیان از دوره ساسانی به سامانی دارد (تاریخ سیستان. ص.ص 319-320). ابوشکور بلخی (در آفرین‌نامه، به نقل از سجادی، ص 751) به فرزانگان ایران اشاره می‌کند. علاوه براین، مفهوم معاصر “ایران” در اوایل دوره غزنویان شکوفا شد.

 

واژه ایران در ادبیات عصر سامانی و غزنوی

در اوایل دوره غزنویان که نشانه سلطه ترک‌ها است، زندگی فرهنگی و سنت ادبی سامانیان ادامه یافت. غزنویان در ابتدا از سربازان برده در ارتش سامانیان بودند. بخشی از شکل‌گیری شخصیت آن ها در محیط غنی از فرهنگ دربار ایران اتفاق افتاد. در همین فضا بود که ادیبان فارسی شجره‌نامه‌ای برای مرتبط کردن غزنویان به سامانیان ایجاد کردند. مطابق شجره‌نامه ای به نقل از ابوعبید جوزجانی[1]، سبکتگین (شش نسل از پدرش) نواده دختر یزگرد سوم بود.

اختراع این شجره‌نامه شبیه تلاش ایرانیان برای پیوند امام چهارم شیعه به عنوان نوه مادری آخرین پادشاه ساسانی یعنی یزدگرد سوم با ایرانیان از طریق شجره‌نامه ای مشابه است. در نتیجه اشاراتی به “ایران” به عنوان مفهومی معاصر در اشعار این دوره وجود دارد. فرخی سیستانی شاعر برجسته این دوره، بیش از 30 بار در دیوان شعرش به “ایران” اشاره کرده است که از سلطان محمود و پسرانش به عنوان شاه ایران (و تهران) و خسرو ایران نام می‌برد. هم‌چنین اشاراتی به ایران‌شهر و ایران‌زمین می کند.

عنصری بلخی از “شاهان ایران” با نام‌های (شاه ایران و خسرو ایران)، قلمرو پادشاهی ایران (کشور ایران) و سرزمین‌های ایرانی (ایران زمین و سرزمین ایران‌شهر) نام می‌برد. منوچهری شاعر سده 5 ه.ق، به “ایران” و “تهران” و خسرو ایران اشاره می‌کند. هم‌چنین کلمه “ایران” در دیوان ابوحنیفه اسکافی (شاعر سده 5 ه.ق) و اسدی طوسی (شاعر سده 5 ه.ق) مشاهده شده است. فخرالدین اسعد گرگانی (شاعر سده 5 ه.ق) در ویس و رامین از “ایران” در 25 رویداد نام برده است. به هر روی دو تحول جدید در دوره سلطان محمود به فراگیری زبان فارسی کمک کرده است.

اولین تحول تبدیل تمام اسناد و نوشته‌های ضبط‌شده از عربی به فارسی به دستور وزیر اول سلطان محمود، ابوالحسن اسفراینی است. اگرچه جانشین او، احمد بن حسن میمندی، زبان عربی را حفظ کرد با این حال اقدام اسفراینی آغاز نهادینه‌کردن زبان فارسی به عنوان زبان ادبی خزانه اسناد و مدارک در دربار سلسله‌های ترک و مغول در ایران، آسیای مرکزی، هندوستان و آناتولی در سده‌های آینده، بود. علاوه بر این مهم می توان فتح هندوستان بوسیله سلطان محمود را آغاز رواج زبان فارسی در شبه‌قاره هند دانست.

از طرفی اگرچه مفهوم “ترک‌ها و تاجیک‌ها”، که تحت سلطه غزنویان رواج پیدا کرد، ضربه‌ای به استفاده از کلمه “ایران” وارد کرد با این حال چیرگی رو به رشد زبان فارسی در این دوره به گسترش میراث فرهنگی ایران در ادبیات فارسی کمک کرد. برای نمونه، بیهقی با اینکه خود را “تاجیک” معرفی می‌کرد با این حال از این کلمه به ندرت استفاده می‌کرد.

خواجه ابوالفضل بیهقی
خواجه ابوالفضل بیهقی

تاریخ او گنجینه‌ای غنی از خاطرات فرهنگی فارسی، توصیف جشنواره نوروز و مهرگان، عظمت دربار و اصول آداب‌دانی، هم‌‌چنین شیوه‌های روابط اجتماعی و سیاسی ایرانی است. بیهقی در متن نوشته شده به مناسبت تاجگذاری سلطان طغرل، سلطان سوم سلجوقیان، می نویسد: “زمانی که حضار در تالار اصلی کاخ که عاری از هرگونه جلال و شکوه بود، حاضر شدند، قاضی سعید خطاب به سلطان محمود می‌گوید:

عمر پادشاه طولانی باد! توجه کنید که این تخت سلطان مسعود است که شما روی آن نشسته‌اید. چنین اتفاقاتِ غیرقابل پیش‌بینی رخ می‌دهد و هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای پدیدار خواهد شد. سلطان پاسخ می‌دهد: ما در این سرز‌مین تازه‌وارد هستیم و به عنوان بیگانگان با آداب و سنت تاجیک (فارسی) آشنا نیستیم.” این متن چگونگی شناخته‌شدن غزنویان و هم‌چنین همگرایی با سنت ایرانی و چگونگی غفلت سلطان سلجوقی از میراث فرهنگی ایران را نشان می‌دهد. هم‌چنین دلالت می‌کند که چگونه یک مقام مذهبی به سبک ایرانیان آداب و رسوم مراسم و جشن‌ها را رعایت می‌کرده است.

 

پانویس


[1]– از شاگردان و شارحان آثار ابوعلی سینا

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.