تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

هویت ملی پس از اسلام

نگاهی به هویت ایرانی پس از اسلام قسمت ششم

“… جمیع معلومات و اطلاعاتی که در این کتاب نفیس جامع التواریخ درج کرده است یا از مشاهدات و محسوسات خود اوست که مدت طویل ملازمت پادشاهان مغول فراهم آورده یا مسموعات و منقولاتی است که از افواه علما و حکما و … ملل … نقل و ترجمه کرده است و اهمیت این کتاب فوق آنست که به حد تصور آید یا در حوصله تحریر این دیباچه گنجد.”

بخشی از نظرات علامه محمد قزوینی در پیشگفتار جامع التواریخ، تالیف رشیدالدین الفضل الله همدانی، تصحیح و تحشیه محمد روشن و مصطفی موسوی، ناشر میراث مکتوب، چاپ اول 1394، ص 33

زهرا ناگهی مترجم: زهرا ناگهی

در ادامه بحث پیرامون هویت ملی ایرانیان پس از اسلام، نگاهی به مفهوم هویت ملی در عصر مغول و تیموریان می پردازیم.

 

واژه ایران در عصر مغول و تیموریان

سقوط خلافت عباسی در قرن سیزدهم با تغییر رویکرد از سخت گیری مذهبی به تحمل نسبی مذهبی، اتحاد و یکپارچگی فلات ایران در دوران حکومت ایلخانیان همراه بود. این امر نشانگر دوره‌ جدیدی در پیشینه‌ هویت ایرانی است.

این تحولات فرصت‌های جدیدی برای ادیبان فارسی پدید آورد تا پیشینه‌ قومی-ملی ایران را دوباره تنظیم کنند. به این ترتیب برای اولین بار از زمان سقوط امپراطوری ساسانیان، فرصت استفاده از اصطلاح ایران و ایران‌زمین برای قلمروی حکومتی ایرانیان فراهم شد.

اغلب کتاب جامع‌التواریخ را نخستین “تاریخ جهانی” می‌دانند که در حقیقت پژواک مفهوم حکومت و تسلط جهانی مغول است. کشورگشایی های مغول، از شرق به غرب و در اروپا و نقاط دیگر، نگرش تاریخی جدید را پدید آورد که با کنجکاوی درباره‌ مذاهب مختلف ترکیب شده بود.

رشیدالدین فضل‌الله به طور مکرر در اثر تاریخی و جاویدان خود از جمله جامع‌التواریخ، هم‌چنین تاریخ مبارکه غزنویان و سوانح الافکار به واژه ایران اشاره کرده است. هم‌چنین به کشور ایران اشارات متعددی دارد. به نظر می‌رسد که این مورد جزء نخستین موارد استفاده از مفهوم کشور برای نشان دادن پادشاهی ایران باشد.

در موردی دیگر، او به مرزهای ایران به عنوان گستره‌ای از رودخانه آمودریا به رودخانه جهلم در شمال هند (آب جوان) در شرق و از بیزانس[1] به مصر در غرب اشاره می‌کند. اشاره‌های دیگر به ایران شامل”مردم ایران” (اهالی یا خلایق ایران‌زمین)، “استان‌های ایران” (ممالک ایران)، “خان‌های ایران‌زمین” و “حاکمیت ایران” (ملک ایران) می شود.

رشیدالدین مانند تعداد بی‌شماری از مورخان و جغرافی‌دانان، تحت تاثیر مفهوم جدیدی از “جهان” به پادشاهی‌های آن زمان چون ایران، فرنگ، مصر، و مراکش(مغرب)، بیزانس (رم)، هند و چین اشاره کرده است. این مهم نشانگر باور به وجود هویتی مجزا برای ایران در بین کشورهای بزرگ جهان است.

آثار تاریخی دیگر مثل تاریخ بانکاتی، مجمع‌النصب، دستورالکتاب نخجوانی، تاریخ گزیده از حمد الله مستوفی و مطلع سعدین و مجمع بحرین از عبدالرزاق سمرقندی به واژه ایران و اصطلاحات مرتبط با آن اشاره می‌کنند. در توضیح جنگی که در آن سلطان الجایتو دشمنان خود را به سختی شکست داد، سمرقندی اظهار می کند:

“اگر به دلیل خیرخواهی خدا نبود، چیزی از قلمرو حکمرانی ایران باقی نمی‌ماند به جز یک اسم.” در جایی دیگر، او به مرزهای قلمرو ابوسعید از آمودریا به فرات اشاره می کند: “ایران‌شهر از شهرهایی بین این دو مرز تشکیل شده است.”

از آثار تاریخی دیگری که اشارات فراوانی به ایران می‌کنند می توان به جامع التواریخ و جغرافیا، جامع‌التواریخ حسنی از حسن یزدانی و روضه الصفا از میر محمد بن صیاد برهان الدین اشاره کرد. به طور متوسط، در 42 مورد، اصطلاح ایران و مفاهیم مربوطه در هر یک از آثاری تاریخی بالا استفاده شده است که به دوره‌های قبل و پس از اسلام اشاره می‌کند.

 

بازسازی تاریخ ملی پیش از تجددگرایی

اهمیت تاریخ‌نگاری و جغرافیای تاریخی این دوره به استفاده‌ مکرر از واژه “ایران” و اصطلاحات مرتبط با آن یا حتی تثبیت مجدد واژه ایران‌زمین محدود نیست بلکه به بازسازی مفهوم “تاریخ قومی- ملی” قبل از تجددگرایی ایران در دوران معاصر قابل تعمیم است.

به عنوان نمونه بیضاوی شخصیت برجسته‌ای در جناح مذهبی ادیبان فارسی بود. کسی که به عنوان رئیس کل دادگستری ایالت فارس در اوایل دوره ایلخانی‌ها فعالیت می‌کرد و کمک‌های شایان توجهی به زبان عربی و فلسفه اسلامی کرد. تنها اثر او به زبان فارسی به نام نظام التواریخ، در حقیقت تنظیم تاریخ قومی- ملی ایران بود. از زبان خودش می‌خوانیم:

“من توالی حکمرانان و شاهان ایران را به هم متصل کردم، که این توالی از فرات تا آمودریا، یا تقریبا از سرزمین‌های عرب به مرزهای خجند- از آدم تا به امروز- گسترش یافته است. من این توالی را به چهار قسمت تقسیم کرده‌ام و به زبان فارسی نوشته‌ام که مزیت‌ها و فواید آن گسترده‌تر شود.”[2]

همان‌طور که چارلز ملویل بیان می کند تنظیم دوباره تاریخ ایران بوسیله بیضاوی از زمان‌های باستان تا دوره مغول “دستورالعمل سیاسی کاملا روشنی” است که نشان از حمایت او بوسیله افراد صاحب منصب دارد.[3]

اگرچه تعدادی از تاریخ‌نگاران بعدی، از جمله رشیدالدین فضل الله، به ندرت از نظام‌التواریخ نقل کردند، به نظر می‌رسد که حمدالله مستوفی در اثر تاثیرگذار خود “تاریخ گزیده” به بازسازی دوباره روایت بیضاوی از تاریخ قومی-ملی ایران پرداخته است.

مستوفی در مورد سلسله‌هایی توضیح می دهد که در چهار دوره بر ایران حکمرانی می‌کردند: نخست سلسله‌های پیش از اسلام، پیشدادیان، کیانیان، ملوک‌الطوایف و ساسانیان؛ دوم حکومت بنی امیه؛ سوم، حکومت عباسیان و چهارم سلسله‌هایی که تا اوایل اسلام حکمرانی می‌کردند.

این سلسله‌ها عبارتند از صفاریان و سامانیان که در بخش هایی از ایران حکومت می‌کردند، غزنویان که در 30 سال ابتدایی حکومت خود بر بخش اعظمی از ایران حاکم بودند، غوریان، دیلمیان، آل بویه، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، اتابکیان، اسماعیلیان ایران و مصر، قراختاییان کرمان؛ اتابکیان لرستان و در نهایت سلسه مغول که برخی از آن ها بر تمام ایران حکمرانی کردند و تعدادی دیگر فقط بر بخشی از ایران حاکم بودند.

ذکر این نکته مهم است که اگرچه مستوفی بخش اعظمی از تاریخ خود را به خلفای بنی امیه و عباسی اختصاص داد اما او آگاهانه اثر خود را با اصطلاحاتی از قبیل “حکومت در ایران” و نه به طور کلی جهان اسلام روایت می کند. به عنوان نمونه می نویسد:”مدت ملکشان بر ایران.”

در حقیقت ویژگی منحصر به فرد اثر مستوفی تمرکز بر “تاریخ ایران” از خلقت آدم تا دوره مغول است که آن را از آثاری چون تاریخ جهان‌گشایی جوینی، یا کتاب جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله که انحصارا به تاریخ مغول پرداخته اند، متمایز کرده است.

آرامگاه حمدالله مستوفی - ایران
آرامگاه حمدالله مستوفی

جامع التواریخ، تاریخ جامعی از آغاز بشر تا دوره مغول است. به طور کلی از طریق محبوبیت این آثار بود که تغییری جدیدی در تاریخ ایران رخ داد، که روح تازه‌ قومی- ملی را به نمایش گذاشت. به هر روی، ویژگی مهم دیگر این شیوه‌ بازسازی تاریخ سلسله‌ای ایران، آگاهی جغرافیایی از ایران یا ایران‌زمین از نظر کلیت و اجزای تشکیل دهنده‌ی آن است که عمق تاریخی این ایده را با وسعت جغرافیایی ترکیب می‌کند.

مقدمه این کتاب با توضیحی از دو مکان مقدس مکه و مدینه، که خارج از مرزهای ایران هستند، شروع می‌شود سپس مستوفی با بحث درباره‌ دیدگاه‌های مختلف درباره شکل‌گیری ایران بوسیله ایرج و جایگاه آن در هفت اقلیم جهان، ادامه می‌دهد. او بیان کرد که تمام مفسران (اعم از یونانی، هندی و ایرانی) موافق هستند که ایران در مرکز جهان واقع شده است.

مطابق نظر مستوفی، مرزهای ایران‌زمین از رودخانه سند (در هند) به خوارزم و فرارود در شرق و بیزانس و سوریه در غرب، امتداد دارند. مستوفی با آگاهی از عمق و وسعت جغرافیایی ایران، دوباره تاکید کرد که او تنها به زمین‌های خارجی قلمرو ایران می‌پردازد.

اگرچه این مناطق زمانی تحت حاکمیت ایران بودند و حتی در این بخش‌ها برخی اظهار کردند که در حقیقت بوسیله حاکمیت ایران تاسیس شده است. مستوفی استان‌های ایران را در 20 فصل توضیح داد. این توضیح از عراق  یا “قلب ایران‌شهر” آغاز می‌شود و با آران، دشت مغان، شروان، گرجستان، ارمنستان، رابیا، کردستان، خوزستان، فارس و خلیج فارس، کرمان، هرمز و استان بین کرمان و قوچستان (بلوچستان امروزی)، نیمروز، خراسان، مازندران، قومز، طبرستان و در نهایت گیلان ادامه می‌یابد. این روش از مفهوم‌سازی تاریخ و جغرافیای ایران بوسیله دیگر تاریخ‌نگاران ادامه یافت.

 

پانویس ها


ا- بیزانس نام پایتخت امپراطوری روم شرقی است که امروزه با نام استانبول شناخته می شود.

[2]– ترجمه‌ ملویل. ص 76

[3]– همان ص 70

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن