جامعهزنانمسایل اجتماعی

پشت پرده ی خشونت

درباره ی تاثیر ناآگاهی اجتماعی و کوتاهی قانون گذار در بروز خشونت علیه زنان

نویسنده

مرضیه بنی هاشمیان

خشونت علیه زنان به صورت عمده به صورت خشونت فیزیکی تعریف و تصور می شود. با این حال خشونت ابعاد گسترده تری را شامل می شود. علاوه بر خشونت جسمی، جنسی، عاطفی، خشونت اقتصادی و خشونت اجتماعی از انواع مصادیق خشونت علیه زنان هستند.

در حالی که در بسیاری از جوامع دنیا قوانین شفافی در حمایت از حقوق زنان وجود دارد، متاسفانه در ایران ضعف فرهنگی و به تبع آن فقدان قوانین مدرن و همچنین عدم وجود نهادهای حمایتگر از زنان خشونت دیده، باعث تداوم و گسترش این آسیب اجتماعی شده است تا جایی که در شکل حاد آن شاهد قتل های ناموسی، تجاوز، اسیدپاشی و … و صد البته اثرات جبران ناپذیر روحی بر زنان در سطح جامعه وخانواده ها بوده و هستیم.

دیدگاه سنتی و مردسالارانه جامعه ایران، نخستین سد در راه رسیدگی به خشونت علیه زنان و رسیدن به برابری است. جامعه ای که پیشرفت و ترقی اجتماعی را به طور غالب حق مردان دانسته و از همان سال های ابتدایی زندگی افراد با زدن برچسب های جنسیتی زمینه ساز عدم برابری و سلطه مردان بر زنان می شود.

تفکراتی که در ذهن و زندگی خود زنان نیز نهادینه شده است و با عدم اطلاع از حق و حقوق خود، زندگی با خشونت را طبیعی انگاشته و تحمل آن را وظیفه خود می پندارند و شگفتا در صدد انتقال آن به نسل های بعد نیز بر می آیند!  

بنظر می رسد آگاهی رسانی عمومی و رسیدن به اجماع در جامعه مدنی از طریق سمن ها(سازمان های مردم نهاد)، متشکل از مردم، وکلا، جامعه شناسان، روانشناسان و … مؤثرترین شیوه برای آگاه سازی جامعه، تغییر نگرش مردم و رویه دستگاه قدرت جهت تصویب، اجرا و نظارت بر قانون حمایت از حقوق زنان است.

حائز اهمیت است که جامعه و دولت ها بدانند خشونت علیه زنان به دلیل پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … که در پی دارد، یک مسئله شخصی و خصوصی نیست. خاصه از آن جهت که زنان به عنوان نیمی از جامعه می توانند نقش بزرگی در توسعه یافتگی کشور و پیشرفت اقتصادی ایفا نمایند.

از طرفی مادامی که زنان، بدون آگاهی درباره حقوق اولیه ی خود و خشونتی که بر آنان اعمال می شود، تصور کنند این امر طبیعی و موضوعی مربوط به درون خانواده است، همچنان چرخه ی خشونت ادامه می یابد.

چنانچه روایات اینگونه خشونت ها و تبعات آن بر زنان و جامعه شنیده شود، با حساس سازی و تغییر نگرش عموم مردم، نه تنها زنان به انزوا کشیده نمی شوند بلکه تابوهای حاکم بر جامعه در هم شکسته و با افزایش مطالبه گری مردم از دستگاه قدرت سبب تسریع تصویب قوانین حمایتگر از زنان و در نتیجه شاهد کاهش خشونت علیه زنان خواهیم بود.

باید در نظر داشت هیچ فردی در ذات خود خشن نیست و کودکان، خشونت ورزی را در وهله ی نخست در خانواده خود می آموزند. در نتیجه سکوت در برابر خشونت مصداق دیگری از خشونت ورزی است که کمترین تبعات آن تداوم خشونت در جامعه است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.