مسایل اجتماعی

پهلوانان نمی میرند

درباره نقش آفرینی اجتماعی با نگاهی به اظهارات فیروز نادری در مورد درسا درخشانی قسمت اول

“این همه سال در ورزش ایران حضور داشتم و افتخارآفرینی کردم اما از لحاظ مادی چیزی به دست نیاوردم اما ۲۰ سال در آمریکا کار کردم به هرچه که می‌خواستم رسیدم. در آمریکا از من خواستند که هدایت تیم ملی کشتی این کشور را بر عهده بگیرم اما قبول نکردم. خیلی دوست داشتم در ایران مربی شوم اما به هر دلیل جلوی آن را گرفتند. وقتی آمریکایی‌ها به من این پیشنهاد را دادند پیش خودم گفتم چرا باید به عده‌ای کشتی یاد بدهم که بروند مقابل هموطنانم این فنون را به کار گیرند و آن‌ها را شکست دهند. پول بسیار خوبی به من می‌دادند اما حاضر نشدم کمک کنم. بابی داگلاس که روزی حریفم بود یک شب به خانه من آمد و به من گفت دو برابر بیشتر از صحبتی که داشتیم به تو می‌دهیم اما باز من قبول نکردم. وقتی سرسختی من را مشاهده کرد رو به من کرد و گفت what do you want به این معنا که چه می‌خواهی و من در جواب به او گفتم تو حرف من را نمی‌فهمی!”

بی‌پرده با عبدالله موحد؛ از ۶ طلای جهان و المپیک تا مکانیکی در آمریکا   www.isna.ir

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

توسعه، بهبود، تغییر، اصلاحات و یا هر واژه ی دیگری که مبین گامی به جلو باشد، بسیار ساده نوشته و خوانده می شوند با این حال پشت این سادگی ظاهری، سختی و رنج کاری فکری و یدی بسیاری نهفته است. ما ایرانیان بویژه از زمان آشنایی با غرب از حدود 150 سال پیش، تلاش هایی را جهت دست یابی به توسعه انجام داده ایم. با این حال همچنان در چنبره ی مشکلات عدیده گرفتاریم. نویسنده معتقد است حوزه اندیشه و تغییرات اجتماعی از پایین، به مراتب مهم تر از حوزه های دیگر و یا مقوله اصلاحات از بالا، درخور توجه است. در حقیقت آن جا که حوزه اندیشه کشش لازم برای فهم تغییر را نداشته باشد می تواند دچار بدفهمی و به تبع آن انجام فعالیت هایی گردد که به زعم خود مثبت و موثر است اما در حقیقت چنین نیست. به هر روی در این نوشتار مقصود نویسنده نقد کنشگری اجتماعی در درجه اول و سپس نقد رویکرد مسلط بر جامعه به بهانه پست اینستاگرامی پرفسور نادری درباره درسا درخشانی و حضور این شطرنج بازی در ترکیب تیم ملی آمریکا است.

 

درج پست اینستاگرامی، مبارزه اجتماعی است؟

“درسا درخشانی را یاد می آورید؟! همان دختری که به خاطر که بخاطر حجاب از بازی شطرنج برای تیم ملی ایران محروم شد، دیشب برای تیم ملی آمریکا بازی کرد.”    

#صرفا جهت اطلاع[1]

از پست دکتر نادری چنین استنباط می شود که بانو درسا درخشانی انتخاب درستی انجام داده است. با کمی اغماض اکثر مخاطبان هم نظراتی در تایید چنین حرکتی مرقوم داشتند. پرسش های متعددی قابل طرح است با این حال نویسنده به چند مورد بسنده می کند. نخست آن که اساسا درج پست اینستاگرامی فعالیت سیاسی یا اجتماعی محسوب می شود؟ تغییر که شالوده کلام اکثریت ما ایرانیان است، چگونه می تواند جامه عمل به خود بپوشاند؟ با تکیه بر حرف زدن؟ پست اینستاگرامی درج کردن یا در تلگرام مطالب دیگران را به اشتراک گذاشتن می تواند منجر به تغییرات بنیادین و البته پایدار در کشور گردد؟ اگر می شود یا شده است در کدام حوزه و به چه میزان عامل بهبود و تغییر وضعیت شده است؟ اساسا می توان چنین نقش آفرینی را فعالیت سیاسی یا اجتماعی تعبیر کرد؟ از رویکرد اکثر مخاطبین پرفسور نادری این طور استنباط می شود که ارزش های مای یا دینی چندا برای ایشان اولویت نیست و گذران زندگی در خوشی بر همه چیز اولویت دارد. پس عجیب نیست که چنین پستی را لایک کنند یا در حمایت از آن نظری درج کنند. اما نویسنده می پرسد در جامعه ایران گروه دیگری هم هستند که چنین نمی اندیشند و باورهای دینی بویژه حجاب برای ایشان بالاترین ارزش ها است.

پرسش ساده است؛ چه برنامه ای برای گفتگو در باب حجاب با این بخش از هموطنان خود دارید؟ باید پذیرفت که جامعه ایران دست کم در این مورد تا حدی قطبی است و طرفین عموما  ارزش های یک دیگر را نفی می کنند و مشغول کنایه زدن به دیگری اند. در چنین جوی البته پیدا کردن راه حلی مرضی الطرفین سخت و دشوار است. باری، به اصل مطلب باز گردیم. در جامعه ایران نه فقط دکتر فیروز نادری و نه فقط روشنفکران و تحلیلگران کشور که بسیاری از ورزشکاران و دیگر اقشار جامعه، ترک کشور را بر ماندن، ایستادن و ایجاد تغییر ارجح می دانند. این طرز تفکر آن قدر عمومیت دارد که اکثریت ایرانیان حتی در خارج کشور هم برغم برخوردار از امکانات و شرایطی به مراتب بهتر، کار چندانی برای بهبود زندگی در کشورشان نمی کنند. رویکردی که در میان شهروندان دیگر کشورهای در حال توسعه این میزان طرفدار ندارد. به عنوان نمونه در بسیاری از دانشگاه های دنیا استادان برجسته ای از کشورمان مشغول تدریس اند. با این حال فعالیتی چون خان آکادمی از ایشان دیده نمی شود.[2]

پرسش بسیار کوتاه و روشن است. ایرانیان خارج کشور آیا اقدامی عینی صورت داده اید؟ باید پرسید کار پر هزینه ای است که از کلاس درس شما فیلم برداری شود و در اختیار عموم قرار گیرد؟ چه تعداد از استادان داخلی و خارجی با مکتبخونه که فعالیتی مشابه خان آکادمی در داخل دارد، همکاری کرده اند؟[3] نویسنده اذعان دارد که شرایط در داخل برای اعمال اصلاحات سخت و دشوار است با این حال نادیده گرفتن تلاش های فکری و اجرایی نیروهای مصلح در بدنه جامعه و دستگاه قدرت را نادرست می داند. باید توجه داشت در سایه تلاش شبانه روزی و پرداخت هزینه های بسیار جمعی از روشنفکران، مردم عادی کوچه و بازار و کسانی در دستگاه قدرت، تغییراتی هر چند کوچک در کشور ایجاد شده است. نباید از نظر دور داشت که ایستادگی منجر به رفع موانع تحصیلی زنان شد. اگر بنا بر این می بود که با هر گفتار یا رفتار تندی فعالین مدنی عرصه را خالی می کردند وضعیت جامعه ایران، نه فقط در عرصه حقوق زنان که در کلیه امور به مراتب بدتر از حال می بود. چه در حوزه سیاست و مسایل اجتماعی و چه در حوزه های فرهنگی یا ورزشی.

غفوریان از همان اول متوجه استعداد من در کشتی شد و به من خیلی می رسید. یک روز به من گفت “موحد قبل از اینکه به خانه بروی، پیش من بیا، با تو کار دارم. باشگاه تهران جوان دوش نداشت و ما مجبور بودیم  بعد از تمرین به حمام عمومی بازارچه صبا باشی پشت عین الدوله برویم تا دوش بگیریم. بعد از تمرین دوش گرفتم و پیش غفوریان رفتم و گفتم آقا غفور با من امری داشتید؟ دیدم او یک پاکت جلویم گذاشت و به من گفت این گوشت راسته و فیله است، ببر خانه بپز و بخور تا قوی شوی. ما عادت نداشتیم کسی به ما رحم کند به همین خاطر به غفوریان گفتم این یک بار را قبول می‌کنم اما اگر بار دیگر این کار را بکنی دیگر به باشگاه نمی‌آیم و او هم دیگر این کار را نکرد. چون می‌دانستم وضع مالی خودش خوب نیست، این حرف را به او زدم. یک بار به خانه او رفته بودم دیدم حتی خانه‌اش فرش هم ندارد و حصیرهایش هم پاره هستند اما با این حال او به خیلی‌ها از جمله صنعت‌کاران (دارنده یک طلا و یک نقره جهان و برنز المپیک ۱۹۶۴)، نوایی (دارنده دو برنز جهان)، فرهنگدوست (دارنده دو نقره جهان) و بسیاری دیگر از کشتی‌گیران کمک می‌کرد. غفوریان واقعا مرد بزرگی بود و به خیلی از کشتی‌گیران رسیدگی می‌کرد.[4]

باید از دکتر نادری و دیگرانی چون بانو درخشانی پرسید آیا می دانید عبدالله موحد کیست؟ زندگی نامه جهان پهلوان تختی را خوانده اید؟ آیا به یاد دارید که علی دایی با طحال پاره و سرشکسته برای تیم ملی ایران باز کرد؟[5] جالب آنکه علی دایی، برغم این میزان تعهد، فداکاری و ایستادگی به دفعات بویژه در ماه های های پایانی بازی اش به شدت مورد انواع توهین ها و تحقیرها قرار گرفت. با این حال دایی بجای ترک کشور، که بسیار برای چهره ای بین المللی چون او ساده و سهل الوصول است، ایستادن و ایجاد تغییر را انتخاب کرد. در میان بانوان هم شاید اشاره به نیلوفر اردلان و دیگر بانوان فوتسالیست کشورمان قابل تامل باشد. کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان کشورمان بواسطه عدم اجازه کتبی همسرش نتوانست به مسابقات آسیایی اعزام شود.

نیلوفر اردلان
نیلوفر اردلان

مسابقات جام ملت‌های آسیا برای نخستین بار برگزار می‌شود و من هم در اردوهای تیم ملی تمرینات خوبی را زیر نظر خانم سلیمانی انجام دادم اما همسرم پاسپورتم را برای حضور در این مسابقات نداد و به دلیل مخالفت همسرم برای سفر به خارج از ایران این رقابت‌ها را از دست دادم. ای کاش مسئولان قانونی برای بانوان ورزشکار بگذارند تا در چنین مواقعی بتوانیم از حقمان دفاع کنیم. این مسابقات برای من اهمیت زیادی داشت و من به عنوان یک زن مسلمان می‌خواستم برای بالا بردن پرچم کشورم تلاش کنم، نه اینکه برای گردش و تفریح بروم. من این مسابقات را از دست دادم اما از مسئولان درخواست می‌کنم برای بانوان نیز مثل سربازی قانونی بگذارند تا این‌گونه به تیم ملی و ورزشکار لطمه نخورد. من هم سرباز تیم ملی هستم و می‌خواستم برای پرچم کشورم بجنگم. تیم ملی به وجود من احتیاج دارد اما نمی‌توانم ملی‌پوشان را همراهی کنم.[6]

 با این حال ره آور مبارزه طلبی این زنان، قهرمانی فوتسال آسیا و تقدیم جام قهرمانی به بانو اردلان بود. از هموطنان بویژه عزیزانی که ساکن آمریکا هستند می پرسم. آیا تاریخ آمریکا را مطالعه فرموده اید؟ آیا می دانید زمانی در این کشور دامن زنان را اندازه می گرفتند؟ اساسا دیگر زنان و نام آوران کشور چه باید بکنند؟ زنان جراح، استاد دانشگاه، وکیل، کشاورز، کارمند و … همه کشور را ترک کنند یا تابعیت خود را تغییر دهند؟ دعوت به ایستادگی و ایجاد تغییر مبین فعالیت اجتماعی است یا تشویق و ستایش پشت کردن به کشور؟

 

پانویس ها


[1]– بر اساس بررسی های نویسنده این اقدام به معنا تغییر تابعیت نیست و عملی مرسوم در بین شطرنج بازان محسوب می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به

بیات: درسا درخشانی فدراسیونش را تغییر داده، نه تابعیتش را  www.tasnimnews.com

[2]– خان آکادمی یک مجموعه آموزشی غیرانتفاعی آموزش رایگان است که بوسیله سلمان خان بنگلادشی تبار تاسیس شده است.

www.khanacademy.org

[3]– برای ملاحظه سایت مکتبخونه به آدرس زیر مراجعه فرمایید

www.maktabkhooneh.org

[4]– بی‌پرده با عبدالله موحد؛ از ۶ طلای جهان و المپیک تا مکانیکی در آمریکا   www.isna.ir

[5]– تيموريان: دايي هم با طحال پاره در يك مسابقه مهم بازي كرده بود  www.online.goaldaily.ir

[6]– حواشی ممنوع‌الخروجی بانوی فوتبالیست  www.isna.ir

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.