جامعهزنانمسایل اجتماعی

دشنام های زنانه

پیرامون فحاشی با مضامین جنسی در فرهنگ ایرانی

آدمی مخفی است در زیر زبان                                  این زبان پرده­ ست بر درگاه جان

چونک بادی پرده را در هم کشید                            سر صحن خانه شد بر ما پدید

مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

به نظر ساده ترین ساز و کار حل اختلاف در فضای مجازی، فحش و در فضای حقیقی، فحش و مشت است! در ورزشگاه ­ها مودبانه ترین حرف­ ها از رسانه ­­های دیداری و شنیداری قابل پخش نیست! کوچکترین تصادفی در خیابان کافی است تا عنان زبان را از دست داده و در سودای چیرگی قاطع ولو مقطعی، مرزهای هنجاری کلامی را درنوردیده، با صدایی بلند به یکدیگر دشنام داده و در تخطئه­ ی طرف مقابل با شتاب از یکدیگر پیشی بگیریم.

پدیده ­­ای که در روزمرگی زندگی بعضی از ما، از فرط آشنایی نه به چشم می آید و نه احساس تالم و یا تشویشی را برمی انگیزد. پنداری از دیرباز گوش ­ها به شنیدن دشنام و ناسزا خو کرده ­اند و این مهم به تعمق چندانی نیاز ندارد!

اگرچه کلماتی که به منظور دشنام استفاده می شوند، به لحاظ بار معنایی و عاطفی در طیف وسیعی قرار می­ گیرند اما نوک پیکان دشنام های با مضامین جنسی همواره کالبد زنان را مورد هدف قرار می­ دهند، مگر خلاف آن ثابت شود! دشنام ­های مالوف و نام آشنایی که همواره  متوجه­­ ی زنان، مادران، خواهران و نه مردان، پدران و برادران است، گواهی بر این مدعاست. از این رو در این نوشتار برآنیم یکی از مهم ترین دلایل خشونت کلامی جنسی علیه زنان را مورد مداقه قرار دهیم.

 

چرا دشنام می دهیم؟!

صرفنظر از تعاریف لغوی، دشنام و ناسزا کلامی است که خاستگاه و زمینه ­­های بروز آن از برساخت­ه ای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه جان و جولان می­ گیرد و بار عاطفی آن نیز قابل توجه است. چه بسا ناسزاها یا عباراتی که در یک جامعه ­ی انسانی متداول و رایج هستند با این حال زمانی که به زبان دیگری ترجمه و رمزگشایی می شوند، نامالوف و نامانوس باشند؛ فرضا “قربان شما” یا “فدای شما” برای انگلیسی زبان ها!

یکی از کاربردهای ناسزاگویی، بیان احساسات درونی است. از مزاح و اظهار محبت گرفته تا بیان و بروز احساساتی مانند خشم، برآشفتگی، تالم، نامیدی و … به سخن دیگر ناسزاگویی گاهی به منظور شوخی یا تحسین و گاهی به قصد تهدید، توهین و خوارشمردن طرف مقابل به کار می رود.

این که مردم ایران، عصبانی­ترین مردم دنیا هستند[1] یا به لحاظ افسردگی در میان 10 کشور نخست دنیا جای گرفته ­اند[2] نشان دهنده­ ی بحران عمیق و نادیده انگاشته شده ­ای است که قرینه­ ی روشن و مبرهن آن جای خالی مفاهیمی همچون مهارت گفتگوی منطقی، کنترل خشم، حل تضاد، تعارض و … است.

انباشت خشم ­های فروخورده­ ی ناشی از مشکلات فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اقلیمی و… و همچنین استیلای احساس ناکامی، ناامیدی از دستیابی به حقوق فردی و اجتماعی، سرخوردگی از اجرای عدالت و احساس ناتوانی جهت اصلاح و تغییر وضع موجود و… لاجرم راه برون رفتی برای خود خواهد یافت.

یکی از روش­ های کاهش خشم درونی، برون فکنی و پرخاشگری است که حتی اگر متوجه ­ی بانی اصلی مشکلات مزبور نشود اما ممکن است در جایی دیگر مانند ترافیک، به هنگام تصادف، در ورزشگاه­ ها و حتی در فضای مجازی رخ نماید.

به عبارت دیگر عصبانیت، پرخاشگری و ناسزاگویی یک مکانیسم دفاعی و راه حلی نسبتا آسان برای حل تضاد و تعارض است که با تمسک به آن می توان به راحتی از هنجارهای کلامی مرسوم فاصله گرفت و به طور آنی ولو مقطعی مقصود خود را پیش برد و در نهایت با عباراتی مانند “نتوانستم خویشتن داری کنم” از خود سلب مسئولیت کرد.

علاوه بر این، ناسزاگویی می­ تواند فرد را در مرکز توجه ولو به شکلی متفاوت قرار دهد و احساس اهمیت و قدرت را در او ایجاد و تقویت نماید. از آن جایی که مسائل جنسی در گفتمان متداول جامعه ی ما مکتوم است و همواره در زمره ­ی ناگفته­ ها و ناشنیده ­ها قرار دارد، بنابرین چندان عجیب نیست که ناسزاگویی مبتنی بر امور جنسی مکانیسم دفاعی قدرتمندی به شمار آید!

 

فحش های ناموسی
فحش های ناموسی

فرود پیکان دشنام های جنسی بر کالبد زنان

خشونت ­ورزی و خشونت­ ستیزی هر دو آموختنی است و نه تنها پدیده­ای اتفاقی نیست بلکه بازتاب استیلا و چیرگی بر ساخت­ه ای کهن نهادینه شده ­ای است که از آبستن نابرابری ­های ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی زاییده می­ شوند.

این که چرا دشنام­ های با مضامین جنسی همواره متوجه­ ی خویشاوندان مونث فردی است که مورد توهین قرار می ­گیرد، پرسشی است که پاسخ آن را باید در مفاهیمی چون “جنسیت” و “جامعه پذیری جنسیتی” جستجو کرد. در جوامع مردسالار، سلسله مراتب خانوادگی و اجتماعی و همچنین دستگاه قدرت، یک سویه عمل می کنند.

از این رو فرآیند جامعه پذیری در این جوامع به شیوه­ ای است که تصور اقتدارگرایانه از مرد و تصور فرمانبردارانه از زن را ایجاد و تقویت می ­نماید. در واقع  در این جوامع در طی فرآیند جامعه پذیری جنسیتی از دوران کودکی، به فرزند پسر اقتدارگرایی و به فرزند دختر اقتدار پذیری آموخته می ­شود و تلاش می گردد تا با درونی کردن مفاهیم و ارزش­ های مبتنی بر جنسیت، از زنان تصویری آرام، مطیع، عاطفی، وابسته و نیازمند مراقبت و در مقابل از مردان تصویری مستقل، استوار و مصمم ترسیم شود.

به این ترتیب تبعیض و نابرابری قدرت و احترام، مردان را در جایگاهی فرادست و زنان را در جایگاه فرودست تری قرار می دهد و قدرت تقریبا نامحدودی که نهاد­های مختلف در طول سالیان متمادی به جنس مرد اعطا نموده ­اند، علاوه بر شکل گیری  می­ تواند به استمرار فرادستی مردان و فرودستی زنان منتج شود.

از این رو دشنام ­های با مضامین جنسی، مبین مفهوم نه­ چندان مستتر فرودستی زنان در جوامع مردسالار است. دشنام­های جنسی خطاب به خویشاوندان مونث یک مرد، در واقع حمیت و همچنین میزان توانایی مرد را در حمایت و مراقبت از خویشاوندان مونث مورد هجمه و آماج قرار می دهند و زهر این تحقیر و ناکامی به نظر به مراتب مهلک­تر است!

مسئولیتی که محتملا بر دوش زنان سنگینی نمی کند. بنابراین بار عاطفی و معنایی مورد نظر را نیز برای آنان ندارد! شاید به همین دلیل است، دشنام های جنسی که جایگاه پدر و برادر را مورد آماج قرار می دهند، کمیاب و یا حتی نایاب هستند!

 به این ترتیب جامعه پذیری جنسیتی و یادگیری اجتماعی با نهادینه کردن نابرابری قدرت و تداوم بخشیدن به آن باعث استمرار روابط نابرابر قدرت، فرادستی مردان، فرودستی زنان و شکل­گیری و تداوم خشونت علیه زنان به طور عام و خشونت کلامی جنسی علیه آنان به طور خاص می­ شود.

این بار شاید بتوان در بحبوحه ­ی خشم و ناسزاگویی­ های آنی، لحظه­ای به امتناع و دیگر لحظه­ای به انقطاع اندیشید و در پگاه یک تلاش فکری جمعی، چیرگی و استیلای این کلیشه­ه ای ذهنی را به محاق فراموشی سپرد یا دست کم به چالش کشید.

 

پانویس


1- مؤسسه مطالعاتی «گالوپ» ایران را در سال ۲۰۱۷ عصبانی‌ترین کشور جهان معرفی کرده است. طبق داده‌ های این مؤسسه، از میان ۱۴۲ کشور مطالعه شده جهان در سال ۲۰۱۷، به ترتیب ایران (50 درصد)، عراق (49 درصد) و سودان جنوبی (47درصد) عصبانی‌ترین مردم جهان را دارند.   www.fararu.com

2- کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران و مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در گفتگو با ایلنا: ایران جزء 10 کشور نخست به لحاظ میزان افسردگی است. مراجع مذهبی، علمی و دانشگاهی برای ترویج نشاط، ایجاد انگیزه و امید در جامعه باید وارد میدان عمل شوند.  www.ilnanews.com

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.