فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

پیش گویی؛ قدرتی پوشالی / در پیرامون گرایش به خرافات در جامعه ی ایران

پیش گویی
رمال اثر کمال الملک

سر ز کمند خرد چگونه کشم

فضل خرد داد بر حمار مرا

کشتی خرد است دست در وی زن

تا غرقه نگردی اندر این دنیا

ناصر خسرو قبادیانی؛ دیوان اشعار؛ مجتبی مینوی، مهدی محقق؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ چاپ نهم؛ ۱۳۹۳

 

پیش گویی؛ قدرتی پوشالی

در پیرامون گرایش به خرافات در جامعه ی ایران

نسیم داودی پناه

 

« با دقت به ته گودالی که در برابرم هویدا شده بود و با اشک های پریشانی سیراب می شد، نگریستم و در آن دره کسانی را دیدم که خاموش و گریان به جانب ما می آمدند و راه رفتنشان، راه رفتن آنان بود که روی زمین تسبیح خوانان در حرکت می شوند. چون نگاهم به سوی ایشان فروتر آمد، این نکته ی شگرف را دریافتم که تن هر یک از آنان از زنخ[۱] تا به بالای سینه، به گرد خود تابیده. چنانکه جملگی چهره در جانب سرین داشتند و ناگزیر باید باز پس راه می رفتند زیرا روبه روی خویشتن را نمی توانستند دید. شاید پیش از این کسانی بر اثر فلج به چنین حالی گرفتار آمده باشند اما من خود این چنین کسان را ندیده ام و نپندارم که بتوان دید».[۲]

سطور فوق، تصویری است که دانته در سرود بیستم کتاب دوزخ« کمدی الهی» از حال پیش گویان و غیب گویان ترسیم کرده و مخاطبان را با وضعیت تأسف بار این دسته از افراد در دنیایی دیگر مواجه می کند. این تمثیل تأمل برانگیز، نماد کسانی است که همواره ادعا کرده اند از غیب آگاهند و آنچه را دیگران از کشف و دانستنش محرومند، می دانند. از این رو در دوزخ، به جای نگاه پیش رو، به پس پشت تابیده و قادر به دیدن پیش پایشان نیستند! درصد مراجعین به این دسته یا آمار تحصیل کردگانی که به این مقولات گرایش دارند، هدف این جستار نیست. هر چند تمام این موارد در جای خود، قابل تأمل و تحقیق می باشند اما قصد بر این است که به پیشینه ی فرهنگی و تاریخی این امر و همچنین دلیل گرایش مردمان جامعه ی معاصر به پیش گویان و فال بینان پرداخته شود.

 

پیش گویی در فرهنگ ایرانی

آثار و متون زیادی در تاریخ گذشتگان وجود دارد که گواهی است بر رواج امور پیش گویانه و طالع بینی ها و دفع شیاطین در زندگی بشر. از این رو می توان گفت گرایش به اطلاع از آینده و یا خبر یافتن از امری غیب، رفتار و خواستی است که در ناخود آگاه جمعی بشر حک شده و قابل انکار نیست و با وجود پیشرفت علم در قرون اخیر و غلبه یافتن قدرت علم بر خرافات یا مسائل ماورایی، هنوز در جوامع بشری از رونق نیفتاده و برخی از مردم به آن اقبال دارند.

« از روزگار کلدانیان و تمدن بابل و شاید پیش از آن، پیش گویی و خبر از آینده به فرهنگ عمومی جوامع مختلف راه یافته است. بشر ابتدا به دلیل ترس از عوامل گوناگون طبیعت، خطرات و بیماری ها و نبود اطلاعات کافی و به دنبال آن قدرت تحلیل و تجزیه محدود، قادر به توصیف و پاسخ گویی به تمام وقایع موجود در زندگی خود نبود. از این رو بسیاری از مسائل از جمله بیماری ها را با عوامل غیر طبیعی مرتبط می دانست. به دنبال چنین باورهایی، بازار سحر و جادو برای مبارزه با این ناپاکی ها شکل گرفت و از سویی دیگر با رواج این بازار، گروه هایی به عنوان پیش گو و کاهن شکل گرفتند. از آنجا که اعتبار و موقعیت اقتصادی این پیش گویان و کاهنان در گرو تبلیغ پیش گویی و به دنبال آن سحر و جادو بود، این گروه بسیار تلاش کردند باور مردم درباره ی سحر و جادو را استوار و ریشه دار سازند[۳]

در فرهنگ ما ایرانیان نیز رد چنین تفکراتی قابل مشاهده است. در شاهنامه به کرّات از پیش گویی ها، خواب گزاری ها و تفأل ها یاد شده است. پس از اسلام نیز با وجود یک دوره رشد عقل گرایی و خرد ورزی و علم آموزی، ظهور قشر متصوفه و غلبه ی آرای ایشان بین مردم، ضربه ی سختی بر پیکر عقل گرایی ایران وارد آورد. به طوری که غزالی در کتاب «تحافه الفلاسفه» می نویسد: «شنیدن اسامی پر تنطنه یونان چون سقراط، افلاطون، ارسطاطالیس و فهرست علومی که سخت بدان می بالند همانند الهندسه، المنطقه، الطبیعیه و الاهیه عقل آن ها را ذایل کرده، سبب گرویدنشان به کفر و الحاد گشته است.»[۴]

ترویج عقاید این چنینی و همچنین فقر، افسردگی و تضعیفی که پس از حمله ی وحشیانه ی مغول در خانواده های ایرانی به وجود آمد، موجب شد مردم برای رهایی و نجات به روش هایی روی بیاورند که ایشان را در لحظه اغنا کند و رویاهاشان را پرورش دهد و از همه مهمتر، به آنها حس قدرت ببخشد. این روش ها چیزی جز افراطی گری و ایجاد فرقه های مختلف عرفان و همچنین دخالت لحظه به لحظه ی امور ماورایی و غیبی در تمام سطوح زندگی نبود. اموری که کماکان ما بین افراد جاری است و می توان با عناوین مختلف از قبیل پیش گویی و کف بینی و طالع بینی و رمالی از آنها یاد کرد. رواج چنین باورهایی نه تنها در ایران زمین، بلکه در اغلب جوامع کهن دیده می شود. «در بین النهرین هم پیش گویی وجود داشت و بر اساس کارهای جادوانه، همچون دریدن شکم جانوران، توجه به پرواز پرندگان، نبرد پرندگان و چیزهای دیگر انجام می گرفت»[۵] نکته ی قابل تأمل این است که اصولا چرا انسان ها به دانستن امور غیبی مشتاق هستند و دلیل این همه اشتیاق برای خبر یافتن از مسائل نامکشوف چیست؟

پیش گویی یا تلاش برای فرار از حقیقت؟

انسان به واسطه ی مادی بودن جسم، دارای محدودیت هایی است اما قوه تخیل و رویا پردازیش از مرزهای مادی می گذرد و بلند پروازی می کند. اغلب انسان ها بر این واقعیت واقفند که نمی توان از آینده مطلع شد اما هنگامی که با فردی مواجه می شوند که با قاطعیت راجع به آینده و یا امور نامعلوم و نامکشوف سخن می راند، نسبت به وی در دل حس قدرت و احترام پیدا می کنند زیرا آن شخص قادر به درک و آگاهی از پیشامدی است که خود و دیگران از دانستنش عاجزند. از این رو یکی از دلایل گرایش به این مقولات، دست یابی به قدرتی خاص و برتری جویی است. اما چه کسانی نیازمند تبلور این گونه احساسات در خود هستند؟ افرادی که در زندگی از اعتماد به نفس برخوردار نیستند و ضعف نفس آنان را در زندگی اجتماعی منزوی، غیر قابل اعتماد و یا شاکی ساخته است، به طور ناخود آگاه سعی می کنند از طرق دیگر کسب اعتبار کنند؛ دلایل معضلات خود را به دیگران نسبت داده و سرچشمه ی بیشتر امور را به مسائل ماورایی نسبت دهند.

فروید در کتاب «مکانیسم های دفاعی روان» زیر عنوان مکانیسم برون افکنی می گوید: در برون افکنی انسان، دیگران را مقصر اعمال و رفتار خود می داند و چون دیگران سر منشأ آن رفتار قلمداد می شوند، بنابراین خواسته ها و امیال به طور موقت از وجود شخص خارج شده و او دیگر برای ارضای خود فاقد هرگونه نیازی خواهد شد تا با مراقب بودن در رفتار خود به مقابله و کشمکش بپردازد. در این حالت روال امور و چهره ی دنیای بیرونی در نظرش متحول شده و باژگون نشان داده خواهد شد و این همان خطری است که در پی استفاده از این مکانیسم، به وجود می آید. حال اگر فرد توانایی داشته باشد می تواند احساس گناه و عذاب وجدان را که سبب ایجاد اضطراب می شود، به دنیای بیرونی نسبت دهد و در نتیجه خود را از این عذاب رها کرده و خود را معصوم و بی گناه نشان می دهد![۶]

کم نیستند افرادی که به واسطه ی عدم توانایی در امور شخصی و زندگیشان به نزد رمالان و غیب گویان رفته و سبب تمام گرفتاری هاشان را در بدخواهی اطرافیان و یا سرنوشت بد محتوم خویش جسته و یافته اند. آنگاه با وجدانی آسوده از توجیه، دست از تلاش برای آگاهی و رشد فردی کشیده و محدوده ی امنی برای خود مهیا می کنند. آنها با تکیه بر گفته های افراد غیر معمولی، قدرت می یابند چرا که افراد معمولی به خاطر سرشت همه جا حاظرشان مورد توجه قرار نمی گیرد و همان طور که «حسین باهر» رفتار شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با جام جم آن لاین توضیح داده است:« افراد مظطرب و نگران، راحت تر عقاید خرافی را قبول می کنند و افرادی که بر افکار و احساسات خود کنترل درونی دارند، کمتر دچار خرافات می شوند و واقع بینانه تر با مسایل برخورد می کنند. در مجموع افراد ضعیف و فاقد اعتماد به نفس و همچنین کسانی که تصویر منفی از خود دارند و عزت نفسشان پایین است، امکان خرافی شدنشان بیش از دیگر افراد می باشد». از این رو به گمان غیر معمول بودن افراد غیب گو و برتر دیدن آنان نسبت به دیگران، به گفته هاشان چنگ زده و با تکیه بر راه کارهای واهی آنان، توهم قدرت در وجودشان ریشه می دواند!

با وجود این تفاسیر، نیک ترین شیوه برای مقابله با سود جویی افراد غیب گو در جوامع و سرگردانی و گمراهی مراجعانشان، گام نهادن و طی کردن مسیر آگاهی است. مسیری که شخص بتواند به خلاء ها، ضعف ها و یا ناتوانی های خویش اشراف پیدا کند و در روند رشد فردی، از اعتماد به نفس و سلامت روان برخوردار گردد. در غیر این صورت همان طور که تجربه ثابت کرده است، مادامی که دولت ها از طریق مراجع قانونی بساط غیب گویان را بر هم زنند و یا جمع کنند، از آنجایی که همچنان افراد رشد نیافته و ناآگاه خواهان گمانه زنی های قاطع و پر هزینه شان هستند، باز از گوشه و کنار، چه در کوچه و خیابان و خانه و چه در فضای مجازی، بساطشان را علم می کنند و روز از نو، روزی از نو! هر چند ممکن است نتوان رد پای وجود امور ماورایی و نیاز به پیشگویی را از ضمیر نا خودآگاه جمعی زدود، اما به طور قطع می توان از راه خرد ورزی، کسب دانش، اهمیت دادن به اختیارات بشری و تلاش برای حفظ سلامت روان، رونق و رواج کار غیب گویان و رمالان و کف بینان را محدود کرد.

 

منابع


۱- زنخ یا زنخدان به معنی چانه

۲- دانته؛ آلیگیری؛ کمدی الهی؛ جلد اول، دوزخ؛ شجاع الدین شفا؛ نشر امیر کبیر؛ چاپ هشتم، ۱۳۷۸، ص ۲۶۳

۳- کاوه بقایی، کاهنان معبد ژنتیک، روزنامه شرق؛ شماره ۲۲۲۸؛ ۱۳۹۳ www.sharghdaily.ir

۴- غزالی؛ ابوحامد؛ تحافه الفلاسفه؛ ترجمه علی اصغر حلبی؛ تهران؛ انتشارات زوار؛ ۱۳۶۳، ص ۳۲

۵- جادو در ایران باستان و کیش زرتشت؛ مجتبی دماوندی؛ پاییز ۱۳۸۵؛ شماره۱۰، صص ۹۱ تا ۱۰۸

۶- فروید؛ زیگموند؛ مکانیسم های دفاعی روان؛ سید حبیب گوهری؛ نشر رادمهر؛ ۱۳۹۵، ص ۸۳

 

پاسخ دهید