تاریخ ایران عصر پهلویتاریخ و اندیشه

کمدی کودتا؛ پیرامون سیاست زدگی تاریخ با نگاهی به کودتای 28 مرداد

دفتر روزنامه باختر امروز در روز کودتای 28 مرداد
دفتر روزنامه باختر امروز در روز کودتای 28 مرداد

 

در تاریخ کم نیستند حوادث و رویدادهایی که تفسیرهایی کاملا متفاوت از آن ها به دست داده شده است. گرچه این تفاوت ها تا حدی ریشه در نوع نگرش مورخ به رویداد دارد اما در مواردی هم دخل و تصرف سیاست سبب می شود تا تاریخ هم دچار سیاست زدگی گردد. بی شک یکی از پر مناقشه ترین این حوادث وقایع 25 تا 28 مرداد سال 1332خ است که منجر به سقوط دولت محمد مصدق شد. حادثه ای که از سوی حکومت وقت و دولت جانشین به رستاخیر 28 مرداد یا قیام ملی موسوم شد و حتی تمبر یاد بود به چاپ رسید و میدانی به همین نام گذاری گردید و در طرف مقابل که از آن به کودتای آمریکایی انگلیسی 28 مرداد یاد می شود. برغم گذشت بیش از 6 دهه از این رخداد و با وجود اسناد و مدارک متعدد و حتی اشخاصی که در آن دوره زیست کرده اند چرا هنوز کودتا یا قیام ملی بودن این واقعه محل بحث است؟

 

کمدی کودتا

پیرامون سیاست زدگی تاریخ با نگاهی به کودتای 28 مرداد

قسمت اول

سپهر ساغری

 

در این مجال قصد ندارم به مسئله نفت و ریشه های بحران برآمده از آن بپردازم، هدف بررسی رویدادی تاریخی است که دو روایت کاملا متضاد از آن وجود دارد. گروهی که وقایع 25 تا 28 مرداد 32 را به قیام یا خیزش ملی یاد می کنند و در مقابل گروهی که از آن به کودتای دول استعماری نام می برند. اهمیت این مهم از آن رو است که توان ارزیابی مسایل بدون حب و بغض، مسئولیت پذیری و ارجح دانستن منافع ملی بر منافع فردی و جناحی را در اندیشه ی ایرانی بررسی کنیم. بویژه آن که چند دهه از این واقعه می گذرد اما تاثیرات سیاسی و اجتماعی آن همچنان در ایران امروزی قابل مشاهده است.

 

آغاز نهضت نفت

پس از برکناری رضاشاه در شهریور 20، پسرش محمدرضا پهلوی جانشین پدر شد. در این آمد و شد نقش انگلیسی ها پررنگ بود: متفقین حکومت رضاشاه را نگه داشتند اما برای جلب دوستی مردم ایران که سخت بدان نیاز داشتند، برکناری اش را برنامه ریزی کردند. به گزارش سرریدر بولارد  ایرانیان از ما انتظار دارند که برای جبران هجوم به کشورشان حداقل آنان را از خودکامگی شاه نجات دهیم.”[1] او گرچه اسما پادشاه ایران بود اما به سبب جوانی و با وجود دالان ها و پستوهای متعدد قدرت در صحنه سیاسی ایران چندان مجالی برای نقش آفرینی و اعمال نظر نداشت. در حقیقت پهلوی دوم چه از روی تاثیر زندگی و تحصیل در سوئیس و چه از روی واقعیات شطرنج سیاسی ایران پادشاه مشروطه ایران بود و نه سلطان آن! در نبود چهره ای مقتدر در راس هرم قدرت، جریان های سیاسی و اجتماعی مختلفی پا به میدان عمل گذاشته بودند. حال این کنشگری را تمرین دموکراسی بنامیم یا تلاش برای تصاحب قدرت و منصب، خروجی آن نمایشی تمام عیار از جامعه ای در حال گذار بود که قوام اجتماعی و سیاسی لازم را نداشت. احزابی که بوسیله چند نفر اداره می شدند تا دولت هایی که عمرشان بعضا به چند هفته هم نمی کشید! در طول دوازده سال یعنی در محدوده سال های 1320 تا 1332خ، 12 نخست وزیر تشکیل دولت دادند. به طور میانگین هر سال یک نفر رئیس دولت بود. دموکراسی نوپا سختی های خاص خود را داشت. در همین حال گشایش فضای سیاسی و اجتماعی کشور به بروز و ظهور خواست ها و مطالبات چندین ساله مردم[2] کمک شایانی کرد. بسیاری از مسایل و مطالبات سیاسی و اجتماعی در نشریات کشور به چاپ می رسیدند و لاجرم اگر نه تماما تا حدی به آگاهی اجتماعی در کشور کمک کرد.  یکی از این مطالبات مسئله استقلال کشور بود که سخت با نفت و سود حاصل از آن که به جیب انگلیسی ها سرازیر می شد در تضاد بود.

“از دیدگاه لندن، شرکت نفت ایران و انگلیس بزرگترین پالایشگاه جهان را در اختیار داشت و عملا دومین صادرکننده بزرگ نفت خام در جهان و دارای سومین ذخیره بزرگ نفتی بود. این شرکت همچنین برای خزانه داری بریتانیا 24 میلیون پوند ارز تامین می کرد. تامین 85 درصد از سوخت مورد نیاز ناوگان نیروی دریایی بریتانیان را برعهده داشت و همچنین 75 درصد سود سالانه داشت که بخش عمده ای از آن در اختیار سهام دارانش در انگلستان و همچنین دیگر سرمایه گذاری های نفتی در کویت، عراق و اندونزی قرار می گرفت.”[3] مسئله نفت سال های متمادی محل منازعه ایران و چشم آبی ها بود. دول خارجی جهت اخذ امتیازات چانه می زدند و بدنه جامعه چندان در جریان امور نبود و به روزمرگی روزگار می گذراند! روس ها سودای امتیاز نفت شمال را در سر می پروراندند و انگلیسی ها نفت خوزستان را سهم خود می دانستند. در داخل تاسیس کارخانجات و توسعه شهرنشینی آرام و پیوسته به شکل گیری طبقات اجتماعی جدید و به تبع آن تضاد و تنش منجر می شد. اوج این اختلافات را می توان در طبقه متوسط حامی استقلال و رفاه اجتماعی و سردمداران و زعمای حامی روس و انگلیس مشاهده کرد. نفت صرفا یکی از مهم ترین نیشترها به دمل رابطه فقیر و غنی و خادم و خائن بود. ثروتی قابل تامل و دست مایه کشمکش. فضای غبارآلود و پرتنش جامعه آن زمان ایران نیاز به شخصیتی مقتدر در راس امور اجرایی کشور را بیش از پیش ضروری می نمود.

 

نخست وزیری مصدق

نمایندگی مجلس، حکمرانی ایالات و وزارت بخشی از تجارب مردی بود که به فسادناپذیری، مواضع سرسختانه در برابر اعطای امتیاز به بیگانگاه و حمایت همه جانبه از مشروطه شهره بود؛ محمد مصدق. برغم آن که اشراف زاده بود با طبقه متوسط پیوندی عمیق داشت همان قدر که دموکراسی انگلستان را می ستود در برابر سیاست خارجی انگلیسی ها سرسختی نشان می داد. عجیب نبود که استمرار نظام سلطنتی مشروطه بر سلطنت مطلقه رضاشاهی را ارجح می دانست. پس از سال ها زندان و تبعید خلع رضاشاه از سلطنت، فرصت تازه ای به سیاستمدار کهنه کار داد. این بار در کسوت نمایندگی مجلس. در مجلس این استدلال را مطرح کرد که شاه ایران نیز باید به مانند همتایان بلژیکی و بریتانیایی اش، سلطنت کند و نه حکومت.”[4] راه نجات و استقلال کشور را نه در موازنه مثبت یا به تعبیر ساده تر اعطای امتیازات به شرق و غرب که در موازنه منفی یا عدم اعطای هرگونه امتیاز ویژه به روس یا انگلیس می دید. باور داشت اعطای امتیاز به یک قدرت جهانی دیگر قدرت ها را هم به فکر سهم خواهی خواهد انداخت. نطق های مصدق، پیشینه و محبوبیت او و البته شرایط سیاسی حاکم او را به گزینه اول نخست وزیری بدل ساخته بود. او از اردیبهشت 1330خ سکان دار کشتی طوفان زده ی ایران شده بود. حال پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت که در اسفند 1329خ به تصویب مجلس رسیده بود به رهبری محمد مصدق مسیر اجرایی شدن را آغاز می کند. این آغاز یک پایان است.

 

آغاز کشمکش

“ادامه فعالیت حداقلی صنعت نفت بدون مدیریت خارجی احتمالا برای ایرانی ها مطلوب خواهد بود اما مشکلاتی برای ما بوجود خواهد آورد: امنیت جهان آزاد به میزان بالای استخراج نفت از منابع منطقه خاورمیانه وابستگی دارد. اگر نگرش موجود در ایران به کشورهای عربستان سعودی یا عراق سرایت کند، کل ساختار (موجود) به همراه توانایی ما در دفاع از خود، دچار فروپاشی خواهد شد. بنابراین خرید نفت استخراجی (از ایران) حتی در حجم کوچک احتمالا پیامدهای خطرناک را همراه خواهد داشت.”[5] با این تفاسیر نگرانی انگلیسی ها از ملی شدن صنعت نفت ایران منطقی به نظر می رسید. وحشت از این مهم زمانی بیشتر می شد که دومینوی ملی شدن نفت از ایران به کشورهای نفت خیز دیگر و حتی دیگر ملل تحت استعمار سرایت کند. ایرانی ها غروب امپراطوری انگلیس را نزدیک می کردند. حلقه ی تحریم های علیه ایران تنگ و تنگ تر می شود. کشور در فروش نفت دچار مشکلات عدیده ای می گردد تا جایی که در یک بازه ی زمان 18 ماهه از دی ماه 1330 تا مرداد 1332خ، یعنی تقریبا در طول نخست وزیری مصدق، توانست 118 هزار تن نفت صادر کند. تقریبا معادل تولید یک روز! تحریم های نفتی همه ی فشار چشم آبی ها نبود آن ها کارت های بیشتری برای بازی داشتند. در اقدامی دیگر انگلیسی ها خط و نشان رسمی برای دولت ایران کشیدند. حضور ناوهای نظامی سلطنتی احتمال جنگ را افزایش می داد. ناوگان دریایی سلطنتی در تیرماه سال 1331خ یک نفت کش پانامایی متعلق به یک شرکت کوچک نفتی ایتالیایی را که در حال حمل نفت از آبادان بود، در آب های بین المللی توقیف کرد و بنا به گفته ی برخی هم آن را دزدید![6]

مخالفت صریح آمریکا با مداخله نظامی، انگلیسی ها را مجاب به پیگیری حقوقی مسئله نفت کرد. شکایت از ایران به شورای امنیت سازمان ملل نهایتا با دفاع دکتر مصدق و رای دادگاه لاهه به نفع ایران پایان یافت اما خشم انگلیسی ها تازه آغاز شده بود. حالا توجه آن ها بیش از پیش به عوامل داخلی بود شاید مصدق از داخل کشور ضربه پذیرتر باشد! مداخله روزافزون انگلیسی ها و تلاش برای ایجاد ناامنی در کشور بویژه از طریق تهییج اقوام و تخریب چهره های نزدیک به دولت و … مصدق را به واکنش واداشت. سفارت و کنسولگری های انگلیس در ایران بسته شدند. او در آبان 1331خ ارتباط با انگلیس را قطع کرده بود. چندی بعد در آمریکا جمهوری خواهان در کاخ سفید به قدرت رسیدند.. ریاست جمهوری ژنرال آیزنهاور موجب نزدیکی بیش از پیش واشنگتن به لندن شد. مصدق که به حمایت آمریکا و فاصله انداختن بین کاخ سفید و دوستان انگلیسی شان امیدوار بود، در شرایط دشواری قرار گرفته بود. مصدق برای مقابله با تحریم نفتی، بودجه ی بدون نفت را تنظیم کرد. او حقوق مقامات دولتی را کم کرد، استفاده از خودروهای با راننده را برای مقامات ارشد ممنوع کرد، پروژه های توسعه ای را به تعویق انداخت، واردات کالاهای تجملی را محدود کرد، اوراق قرضه ی دولتی را منتشر کرد، ذخائر ارزی و طلا ایجاد کرد، اسکناس بانکی چاپ کرد و به تدریج ارزش پول رایج را کاهش داد.

محمود افشارطوس
محمود افشارطوس

برای تخریب دولت مصدق همه گزینه ها روی میز بود. یک روزنامه مدعی شد که حسین فاطمی همجنس باز، است در خلوت به بهاییت تغییر دین داده و به دلیل دزدی از مدرسه ی میسینوری اخراج شده بود! خود مصدق هم به یهودی تبار بودن متهم شده بود وابسته ی مطبوعاتی بریتانیا در واشنگتن این شایعه را دامن زد که مصدق تا جایی که می توانسته تریاک کشیده است. در یادداشت دست نویسی در وزارت امورخارجه تلویحا آمده است که سفارت (بریتانیا) در تهران، به طور منظم مطالب نیش دار و مسموم برای وابسته ی مطبوعاتی در واشنگتن تهیه می کرد تا از بی بی سی پخش شود. وی می افزاید واشنگتن از این سم به صورت تمام و کامل استفاده می کرد.”[7] خود مصدق نیز از این هجمه ها در امان نبود. مطبوعات داخل و خارج تقریبا روزی را بدون بدنام کردن او شب نکردند: مصدق فردی متعصب، دیوانه، پریشان حال، خیره سر، بی ثبات، نامتعادل، عوام فریب، نامعقول، کودک صفت، مزاحم و کله شق، فتنه جو، فرار و بی ثبات، به لحاظ حسی پیچیده، وحشی، حیله گر شرقی، بی تمایل به رویارویی با واقعیت، خودکامه، بیگانه ترس، روبسپیرگونه، فرانکشتانین گونه، بی تمایل به شنیدن حرف های معقول و منطقی و دارای عقده ی شهیدنمایی است.”[8]مخالفین دولت ملی به جنگ روانی اکتفا نکردند. بخش عینی تر مبارزه ربودن و قتل سرتیپ محمود افشارطوس رئیس پلیس وقت بود. MI6 با کمک حامیان داخلی اش محمود افشارطوس رئیس شهربانی و مسئول پاکسازی نیروهای مسلح را ربودند، شکنجه کردند و به قتل رساندند. جسد کاملا شکنجه شده ی او برای مشاهده همگان و نمایش ناتوانی دولت در حمایت از چهره های رده ی اول خودش در اطراف تهران رها شد.[9] قتل فجیع افشارطوس پیامی آشکار به دیگر نظامیان حامی مصدق بود.

 

 

 

پانویس ها


استخوان‌هایی که دور انداخته شد/ روایتی تلخ از «نا»آرامگاه رییس شهربانی دوره مصدق www.tarikhirani.ir

1- آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، نشر نی، چاپ چهارم، تهران 1389، ص 182

2- دست کم بخشی از مردم

3- آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، نشر نی، چاپ چهارم، تهران 1389، ص 218

4- همان، ص 211

5- همان، ص 219

6- آبراهامیان، یرواند، کودتا، نشر نی، چاپ سوم، تهران 1392 ص 230

7- همان، ص 221

8- همان، ص 220

9- همان، ص 250

یکی از ربایندگان بعدها به ساواک پیوست و پس از انقلاب 1357 به دلیل مشارکت در قتل افشارتوس اعدام شد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.