جامعهمسائل اجتماعی

کودکان افیونی!

پیرامون اعتیاد نوزادان و پیامدهای آن

مادر هنوز نیامده که به پسرش سر بزند. مادری ۲۰ ساله که به پرستاران گفته از ۱۶ سالگی بی سرپرست بوده ام یگویند بروز نداده که اعتیاد دارد ولی وقتی نوزادش را برای معاینه آورده، علایم ترک را داشته و بستری شده تا درمان شود. نگاهم می ماند به سر کوچک پسر با موهای مشکی و پرپشت که از گریه تکان می خورد. درد می کشد روزانه 20 تا 200 نوزاد مبتلا به بیماری اعتیاد در ایران متولد می شود.

1- گزارشی تلخ از تر ک اعتیاد نوزادان یک روزه!   www.entekhab.ir

2- روزانه 20 تا 200 نوزاد مبتلا به بیماری اعتیاد در ایران متولد می شود    www.mashreghnews.ir

[author title=”نویسنده” image=”https://www.sarandmonthly.com/wp-content/uploads/2017/10/یلدا.jpg”]یلدا دنیایی مبرز[/author]

شیفت شلوغی را در بیمارستان سپری می کردیم. پاسی از نیمه شب گذشته بود. مردی درب واحد اورژانس را گشود و به همراه پسر خردسالی وارد اتاق شد. ظاهر خواب آلود، بی رمق و رنگ پریده کودک اولین چیزی بود که هر ذهن نه چندان کنجکاوی را به سوی خود جلب می کرد.

در حالی که با چشم پرسش به کودک می نگریستم، مرد همراه، که اتفاقا پدر کودک نیز بود، با صدایی تهی از هر گونه تشویش و اضطراب گفت: “همسرم در داخل خودرو و در حیاط بیمارستان در حال زایمان است!” همین حرف کافی بود برای آن که سراسیمه از جا برخیزیم و با در دست گرفتن دستکش و ست زایمان به سمت حیاط بیمارستان شروع به دویدن کنیم.

در آن شتاب و سراسیمگی، در سکوتی بی وقفه با خود حرف می زدم و به دنبال چرایی چهره رنگ پریده و فرتوت آن کودک، کنج و کنار جغرافیای ذهن را می کاویدم. دیری نپایید که به حیاط بیمارستان رسیدیم. عده زیادی اطراف خودرو جمع شده بودند. همهمه ی موجود برای گوش ها به شدت آزار دهنده بود.

به مادر نزدیک شدیم. زایمان به طور خودبه خود انجام شده و نوزاد متولد شده بود اما پیش از آن که دمی برآرد، زندگی را بدرود گفته بود! نوزادی افیونی! خاموش و بی صدا! به مادر که گویی در خلسه و هوشیاری دست و پا می زد نگریستم. از دیدن چهره او کام و زبان خشک می ماند.

شاید چون تلخی چهره اعتیاد در زنان مشهودتر است و جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی گذاشت! چشم هایم این بار در میان جمعیت به دنبال آن کودک خردسال بود. ناگهان او را یافتم، مبهوت و بی رمق، تنها نگاه می کرد، شاید هم اصلا نگاه نمی کرد و فقط این طور به نظر می رسید! حالا دیگر فهمیدن علت رنگ پریدگی و بی رمقی او کار دشواری نبود، او هم می بایست درگیر اعتیاد باشد!

اعتیاد، آمارها سخن می گویند

سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد از عوامل مهم و تاثیر گذار بر وضعیت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد، در یک جامعه است. اگر با شنیدن واژه ی معتاد، اولین تصویری که در ذهن مخاطب نقش می بندد تصویر یک مرد در حال تزریق یا استعمال ماده ای خاص است، باید بگوییم مدت ها است که اعتیاد ( فارغ از آن که آن را جرم بدانیم یا یک بیماری) مرزهای جنسیت و هم چنین سن تقویمی را درنوردیده و شورمندی هراس آوری را رقم زده است.

بر اساس آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، یک میلیون و 325 هزار تن در کشور به اعتیاد مبتلا هستند.[1] این در حالی است که رئیس کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام از وجود 4 میلیون مصرف کننده مواد مخدر در کشور پرده برمی دارد. به گفته ایشان “بر اساس شیوع شناسی اعتیاد در سال 1390 آمار مصرف کنندگان مواد مخدر 3 میلیون و 720 هزار نفر بوده که از این تعداد 2.5 میلیون نفر مصرف کننده ی دایمی بوده اند و مابقی مصرف تفننی داشته اند.

آماری که رئیس جمهور وقت اجازه انتشار آن را ندادند.”[2]  بر اساس همین آمار سن اعتیاد در جامعه ی ایرانی روز به روز در حال کاهش است. به طوری که هم اکنون بر اساس آمارهای رسمی “سن اعتیاد در کشور به 15 سال رسیده است. یک درصد از دانش آموزان کل کشور مصرف کننده ی مواد مخدر هستند که 60% از این تعداد “شیشه” مصرف می کنند.

همچنین 2.6 درصد از دانشجویان وزارت علوم و 1.6 درصد از دانشجویان علوم پزشکی کشور مصرف کننده مواد مخدر هستند.”[3] در این بین سهم زنان از جمعیت معتاد و مصرف کننده کشور 10 درصد است. سهمی که به گفته ی سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر تنها در دهه ی 80 تا 90، دو برابر شده است[4] و پژواک هولناک آن، تولد سالانه 70 هزار نوزاد مبتلا به اعتیاد است.[5] 

چندی پیش فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران از آماری خبر داد که بر اساس آن، تنها در 5 بیمارستان شهر تهران طی 8 ماه، 150 نوزاد مبتلا به اعتیاد متولد شده اند. نوزادانی که اتفاقا وارد چرخه خرید و فروش نیز می شوند!

انتشار این آمار باعث شد که بر اساس هماهنگی سازمان بهزیستی کشور با دانشگاه های علوم پزشکی از ابتدای تیرماه امسال همه بیمارستان ها ملزم شوند تا به محض بستری شدن زنان معتاد برای زایمان، موضوع اعتیاد مادر را به اورژانس اجتماعی برای استقرار در بیمارستان اطلاع دهند تا مددکاران این سازمان برای جلوگیری از خرید و فروش این نوزادان وارد عمل شوند.

پس از بررسی های لازم و دقیق از سوی اورژانس اجتماعی اگر مادری صلاحیت نگهداری از نوزاد خود را داشته باشد به همراه نوزاد خود ترخیص می شود، در غیر این صورت نوزاد به مراکز بهزیستی تحویل داده می شود.[6] این تدبیر هر چند، شاید، گامی مثبت برای این نوزادان باشد اما با نقد هایی نیز همراه بوده است.

مریم کیانی، مسئول “خانه علم فرحزاد جمعیت امام علی” در نشست “بررسی وضعیت نوزادان مبتلا به اعتیاد” خاطر نشان کرد که: «در بخشنامه‌های اخیر، گفته شده که نوزاد معتاد متولد شده در بیمارستان را به بهزیستی تحویل دهند که در واقع، در این بخشنامه‌ها، مادر، مادری که سال بعد دوباره یک نوزاد معتاد به دنیا می آورد حذف شده است.

بنابر اعلام مسوولان شورای شهر و وزارت بهداشت، روزانه ٢٠ الی ٢٠٠ نوزاد معتاد در ایران متولد می شود که تمام این نوزادان باید در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌ها بستری شده و به بهزیستی تحویل داده شوند. آیا بیمارستان‌ها و مراکز بهزیستی توان پذیرش این تعداد کودک را در خود ایجاد کرده‌اند؟

البته انتقال به مراکز بهزیستی برای نوزادان و کودکان معتاد اقدام خوبی است که حداقل، کودک بعد از بهبودی از اعتیاد، تحت نظارت بهزیستی باشد و به شرط امن شدن محل زندگی، به خانواده بازگردد.»[7] در سال 1369 به همت انتشارات “روشنگران” کتاب “بچه های اعتیاد: یک گزارش، یک اخطار” به قلم خانم مهرانگیز کار در ایران منتشر شد. کتابی که نگارنده آن را یک گزارش و یک اخطار معرفی می کند که نه تنها شنیده نشد بلکه از چاپ مجدد آن نیز جلوگیری شد!

نوزادان معتاد در ایران
نوزادان معتاد در ایران

نوزادان معتاد، آغاز یک پایان

فارغ از شورمندی هراس آور بازی اعداد و ارقام، قصه زندگی این نوزادان و کودکان کوتاه و بسیار تلخ است. این داستان از نقطه ی صفر زندگی آغاز می شود. جنین، ناخواسته شریک اعتیاد مادر می شود و در بحبوحه ی نشئگی و خماری مادر، خاکسترنشین این میراث افیونی می گردد.

از این رو شوربختی و دردمندی در گهواره با او زاییده می شود، با او می بالد و بی درنگ او را به همزیستی با خود وا می دارد. این قصه اما سر چندان درازی ندارد. در ستیز و آویز با دنیایی که این چنین باژگونه بنا نهاده شده، زندگی، تماشاگر نستوه و ناآرام خود را به کام فرسایشی محتوم و ناگزیر فرو می غلتاند و این کودکان زودتر از طبیعت شان بالغ، پیر و فرتوت می شوند!

ناگفته پیداست که در تولد هر نوزاد معتاد، ردپای مادری مبتلا و شاید همراهی یک شریک جنسی مصرف کننده نیز دیده می شود. والدینی که تنها اولویت شان اعتیاد است و در بحبوحه خلسه و هوشیاری و در نتیجه غفلت و سهل انگاری، صاحب فرزندی ناخواسته می شوند. البته این سکه روی دیگری هم دارد و همیشه نه از روی غفلت بلکه از روی تدبیر و با هدف فروش نوزاد برای کسب پول و یا کسی که می تواند برای رفع خماری و تامین نیازهای پدر و مادر راهی خیابان ها و بیغوله ها شود، مورد توجه قرار می گیرد!

زنان مصرف کننده علاوه بر اعتیاد با مشکلات عدیده ی زیستی و معیشتی نیز دست به گریبان هستند. آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان می دهد که در 6 ماهه ی منتهی به بهار 1395، از بین معتادان کارتن خواب و بی خانمان جمع آوری شده ی شهر تهران، 1000 تن زن بوده اند و از این بین 700 نفر بدون خانواده اند.[8]

بی خانمانی و کارتن خوابی در کنار اعتیاد، این زنان را بیش از پیش در معرض آسیب های اجتماعی و رفتار های پرخطر جنسی قرار می دهد. در این زنان میزان بروز عفونت های منتقله از طریق تماس جنسی مانند HIV، هپاتیت، سیفلیس و … بالاتر است که در نتیجه ی آن، خطر تولد نوزادان مبتلا به این عفونت ها نیز افزایش می یابد. بارداری های پرخطر، پی در پی و بدون برنامه در این زنان، تنها یکی از آسیب های حاصل از ممنوعیت توزیع رایگان لوازم پیشگیری از بارداری در مراکز بهداشتی است.

این زنان در صورت وقوع بارداری، یا اساسا به آن توجهی ندارند و یا به دلیل مشکلات اقتصادی و همچنین ترس و واهمه از بازخوردهای اجتماعی، هم بارداری و هم اعتیاد خود را پنهان می کنند. هر چند که شورمندی هیچ کدام پنهان شدنی نیست! در نتیجه این پنهان کاری و نادیده انگاری از تمامی مراقبت های دوران بارداری محروم می مانند و تنها زمانی به مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه می کنند که زمان “زایمان” فرا رسیده باشد. (البته آن هم نه در همه موارد)

بسیاری از این زنان بدون ازدواج ثبت شده باردار می شوند، ترس از مورد تعقیب واقع شدن، مانعی آشکار برای مراجعه به بیمارستان ها و مراکز درمانی است. کودکان این زنان، بعد از زایمان بدون شناسنامه خواهند ماند و علاوه بر اعتیاد ناخواسته، بحران “هویت” نیز زخمی عمیق بر پیکر کوچک شان بر جا خواهد گذاشت.

اعتیاد به مواد مخدر در طی حاملگی مساله ای جدی و پرمخاطره برای مادر و جنین است. مواد مخدری که  توسط مادر مصرف می شود از طریق جفت به جنین منتقل و موجب وابستگی به مواد مخدر در جنین و تولد نوزاد معتاد می شود. این نوزادان در بدو تولد “دچار سندرم محرومیت نوزادی” هستند که با کاهش وزن، عدم تمایل به شیر خوردن، گریه و بی قراری شدید، کم خوابی، اسهال و استفراغ شدید، تب، تشنج و…همراه است.

در واقع تمام علایمی که به هنگام ترک مواد مخدر در یک فرد بزرگسال رخ می دهد. نوزادی که تنها ساعتی چند از تولدش نمی گذرد باید با شورمندی هولناکی با آن دست و پنجه نرم کند. در این پیکار هولناک و طاقت فرسای موجود بین مرگ و زندگی، اگر این نوزاد از بند  افیون اعتیاد رهایی یابد و “زنده” بماند، به HIV، هپاتیت و سایر بیماری های عفونی مبتلا نشده باشد و فروخته نیز نشود، لاجرم باز هم سرنوشت محتومی به انتظار او نشسته است که چه بسا تلخ تر و هولناک تر از روزهای گذشته است!

همزیستی با والدینی که مصرف کننده یا توزیع کننده ی مواد مخدر هستند فرزندان را به سوی ویرانگری مطلق سوق می دهد. در چنین خانواده های سطح سواد، آگاهی، بهداشت، تغذیه، امنیت جانی و روانی و … بسیار پایین است. از این رو کودکان در قعر نیاز های اولیه خود دست و پا می زنند. پدران مصرف کننده معمولا برای حفظ کیان خانواده، همسر و فرزندان را در مصرف و یا توزیع مواد مخدر، به همراهی با خود فرا می خوانند.

همچنین والدین مصرف کننده برای رهایی از بی قراری و گریه ی نوزادان و بهانه جویی های کودکانه به آن ها مواد مخدر می دهند! (مانند کودکی که در ابتدای یادداشت به آن پرداختم) همزیستی با والدین “بد سرپرست” گاهی چندان به طول نمی انجامد. پدر، مادر یا هر دو به دلیل اعتیاد و جرم های احتمالی، گاه به حبس های کوتاه مدت، بلند مدت و حتی اعدام محکوم می شوند و این چنین این کودکان در زمره ی کودکان “بی سرپرست” نیز قرار می گیرند و بیش از پیش در کام تنهایی و عدم امنیت خود فرو می غلتند.

اگر چهره ی اعتیاد در زنان و مردان بسی تلخ و ناگوار است اما در کودکان چون دشنه ای زهرآگین است که بر پیکره ی “کل جامعه” فرود می آید. فردای این کودکان اگر به تیرگی امروزشان نباشد، تابناک تر هم نخواهد بود. این کودکان اگر معتاد هم نشوند، ناگزیر به کودکان کار یا بزهکار تبدیل خواهند شد. تیره روزی سرنوشت محتوم این کودکان است.

اما در این تیره روزی یکایک “ما” مسئولیم. مایی که بر مسند روزمرگی تکیه زده ایم، مایی که به شنیدن خبرهای تلخ عادت کرده ایم، می بینیم و نادیده می گیریم، می نالیم و عبور می کنیم و به نوعی با آن کنار آمده ایم و آن گاه که در نتیجه ی آکنده گوشی و نادیده انگاری ها امنیت فردی و اجتماعی مان مورد تهدیدی چیره گرایانه واقع شد، آن زمان است که آهی به ژرفای یک غم الیم از نهادمان بر می آید و بی پروا به کودکان افیونی خواهیم اندیشید!

 

پانویس ها


1- روزنامه ابتکار، شماره3282 ،10 آبان1394، ص7

2- گفتگوی دکتر علی هاشمی، رئیس کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام با ایسنا به مناسبت روزجهانی مبارزه با مواد مخدر www.hamshahrionline.ir/details/298952/Society/socialnews

3- گزارش قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست شورای مبارزه با مواد مخدر استان ایلام- ایرنا  www.hamshahrionline.ir/details/283455/Society/vulnerabilities

4- روزنامه ایران، شماره 6237،25 خرداد 1395، ص7

5- روزنامه ابتکار، شماره3282 ،10 آبان1394، ص7

6- روزنامه ایران، شماره 6252،13 تیر 1395، ص4

7 روزانه 20 تا 200 نوزاد مبتلا به بیماری اعتیاد در ایران متولد می شود   www.mashreghnews.ir/fa/news/597679

8- روزنامه ایران، شماره 6237،25 خرداد 1395،ص7

هاست و دامنه ایران سرور

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا