جامعهمحیط زیست

گریز از قهقرا

به دنبال حق رای طبیعت (قسمت پایانی)

تا زمانی که سلسله مراتب اجتماعی سماجت به خرج دهد، تا زمانی که سلطه جویی، بشریت را حول سیستمی از گلچین شدگان سازمان دهی کند، روند سلطه خواهی بر طبیعت ادامه پیدا خواهد کرد و بی هیچ راه گریزی سیاره ی ما را به انقراضی اکولوژیک خواهد کشاند.
مورای بوکچین، فعال اجتماعی، بوم شناس و محیط گرای آمریکایی

نویسنده

پویا اشکانی

می توان شواهد زیادی در تایید این فرضیه یافت که انکار حقوق بخشی از جامعه سرآغاز جدایی افتادن بین اعضای آن و گسستی ترمیم ناپذیر است که شاید عواقب جبران ناپذیری (از قبیل خشونت روز افزون، انکار بخش های مختلف جامعه، جدایی بین طبقات – مشاغل و گروه ها و در نهایت فروپاشی اجتماعی) بدنبال داشته باشد.

در یک نگاه تعمیم یافته می توان بشر و تمدن دست پرورده اش را عضوی از یک جامعه بزرگتر یعنی زیست بومی که در آن زندگانی می گذراند دانست و خود زیست بوم ها و مناطق جغرافیایی را اعضای اجتماعی کلان تر به نام طبیعت. در چنین برداشتی مسلم است که انکار حقوق بخش هایی دیگر از جامعه ی طبیعت بوسیله ی بخشی از جامعه موسوم به انسان یا تمدن منجر به شکل گیری نوعی جدایی بین این دو بخش شده که ممکن است تا بروزخشونت و فروپاشی نظم اجتماعی مورد پذیرش دو طرف پیش برود و هر دو سوی این ماجرا را به کام نیستی بکشاند.

 

طبیعت، عضو انکار شده ی تمدن انسانی

شاید بسیاری از انسان ها تصور می کنند طبیعت اسباب بازی یا آزمایشگاهی تحت تملک انسان است که هر چه بشر صلاح بداند در آن اعمال می کند و باقی اعضای این آزمایشگاه نه حق و نه توان اعتراض و کنش علیه اراده ی بشر را ندارند اما این دیدی کاریکاتوروار و نادرست از رابطه پیچیده ی بشر و طبیعت است.

طبیعت و سایر اعضای بی شمارش در یک در هم تنیدگی پیچیده با انسان به سر می برند و رابطه ای با انسان به اشتراک می گذارند که به او به عنوان یک ارگانیسم و عضو کوچک از طبیعت حق برداشت می دهد اما زیاده خواهی و تعرض به سایر بخش های جامعه مذکور را لااقل برای بلند مدت بر نمی تابد. در ادامه به ذکر مثال هایی می پردازم که انسان با زیاده خواهی به حقوق طبیعت تعرض کرده و مرتکب جنایات زیست محیطی شده و عواقب این اعمال ضد اخلاقی بشر و واکنش پنهان اما دیرپای طبیعت را هم ذکر خواهیم کرد.

 

از آمازون تا ارومیه، عواقب نگاه تحقیرآمیز به طبیعت

شوربختانه تمدن بشر در طول دوران نموش تا به امروز در بی مهری به دیگر بخش های طبیعت و انکار حقوق آن ها به عنوان اعضای اجتماع کلان طبیعی کارنامه ای سیاه از خود به جا گذاشته است. هرچند می توان نمونه هایی ارزشمند از  قائل بودن نوعی حرمت برای طبیعت بین فرهنگ های تمدن های ابتدایی از جمله بین مردمان بومی قاره آمریکا، مصریان باستان و یا برخی باور های مذهبی آسیایی یافت (از هندوها و زرتشتیان گرفته تا پیروان ادیان ابراهیمی).

اما به مرور زمان و بالاخص با وقوع انقلاب صنعتی و مزیت یافتن موقت انسان برای افزایش جمعیت گونه ی خود، توهمی خطرناک که ریشه در خودخواهی و ستیزه جویی غریزی بشر دارد، در ذهنش شکل گرفت که وی را مجاب کرد به عنوان سلطان و مالک سایر اجزای طبیعت حقوق و حرمت آن ها را زیر پا بگذارد و به واقع با یک اعلان جنگ یک سویه از سمت خود، کلیت اجتماعِ سیاره ی زمین را دچار نزاع داخلی و فرسایشی نماید که جز افزایش تنش و نزدیک شدن هراس انگیز انقراضی بزرگ که به احتمال زیاد یقه خود بشر را نیز خواهد گرفت ثمره ای بدنبال نخواهد نداشت.

به عنوان نمونه جنگل های بارانی آمازون واقع در آمریکای جنوبی یکی از غنی ترین اکوسیستم های زمین به لحاظ تنوع زیستی و بازیگری مهم در ایجاد شرایط مطلوب بشر برای زندگی در سرتاسر سیاره ی آبی، یکی از پر تلفات ترین نیروهای درگیر این نزاع بی سبب و ننگین بوده و قربانیان زیادی طی وقوع این جنایت سازمان دهی شده ی بشری داده است.

جنگل زدایی[1] از این عرصه ی هنگفت زیستی و بزرگترین چتر سبز خشکی پس از جنگل بزرگ تایگا در سیبری، به طور جدی با احداث آزادراه آمازون در سال  1972م و آسان شدن دسترسی به قلب این جنگل آغاز شد و طی ارزیابی جامعی که بوسیله ی موسسه ملی تحقیقات فضایی برزیل و سازمان فائو انجام پذیرفت بین سال های 1991 تا 2005 به صورت چشمگیری شتاب گرفت.[2]

بدترین اثری که تا به امروز از جانب این نسل کشی گسترده درون طبیعت بروز کرده که در واقع آن را می توان پاسخ طبیعت به انسان دانست گرمایش زمین و تغییر اقلیم است که اثرات مخرب زیادی بر بقای تمدن انسانی دارد. تخمین زده می شود جنگل های بارانی آمازون 10 درصد از زادآوری کل خشکی های زمین را سبب می گردند و همچنین ذخیره گاه ده درصد کل کربن زمین می باشند[3]

علاوه بر این تخمین زده می شود که به عنوان مثال بین سال های 1975 تا 1996 که حجم جنگل های آمازون به طور چشم گیری بیشتر از امروزه بود، هر هکتار از این جنگل ها سالیانه بین 0.4 تا 1 تن از گاز کربن دی اکسید موجود در جو را که یکی از گاز های مسئول برای گرمایش جهانی است جذب می کرده اند.[4]

در چنین شرایطی پر واضح است که یورش انسان به آمازون و تخریب گسترده ی آن که به مثابه تضییع حقوق زیست مندانش و اعلان جنگ به آن ها می باشد، سکوت طبیعت را نیز در پی نخواهد داشت؛ با مرگ آمازون، تغییر اقلیم و گرمایش جهانی شدت خواهد گرفت که این خود تهدیدی بزرگ برای امنیت غذایی بشر به خصوص در جوامع ساکن در عرض های پایین جغرافیایی است که با یک نگاه اجمالی می توان پی برد که برزیل و سایر کشور های درگیر در حوزه آمازون در عرض های پایین واقع شده اند و آسیب پذیری بسیار بالایی در برابر پدیده ی تغییر اقلیم دارند.

تخریب آمازون
تخریب آمازون

البته تغییر اقلیم اثرات پیچیده ی اجتماعی بسیار زیادی دارد که نه فقط کشور های عرض های پایین جغرافیایی بلکه در یک مقیاس بزرگ کل جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. با در نظر گرفتن چنین اثرات پیچیده و کلانی است که باید از همدستانِ جنایت و طبیعت کشیِ (Ecocide) رخ داده در آمازون پرسید که آیا کوتاه نگری و منفعت طلبی ناشی از عدم بینش عمیق آن ها در واقع نوعی خیانت به بشریت نیز محسوب نمی شود؟ همدستانی به گوناگونی رستوران های زنجیره ای مک دونالد[5]، صنایع گوشت و چرم و دامپروری های بین المللی و حتی شرکت های بریتانیایی تولید کننده کفش یا محصولات پروتئینی-گوشتی.[6]

در چنین شرایطی است که منفعت طلبی صنایع جهانی چرم و فست فودها و تبلیغات مشتری جذب کن آن ها برای درآمد بیشتر را باید همچون همدستی پنهان تامین کنندگان مالی نازی ها، یک شراکت در جرم تلقی کرد که نه تنها منجر به وقوع جنایت علیه قربانیان مستقیم واقعه (زیست مندان آمازون یا قربانیان هولوکاست) بلکه خیانتی کلان تر به کل جامعه دانست که منجر به فروپاشی و تزلزل آینده خواهد بود که شاید پرداختن به ابعاد و گستره ی این تنش زیان بار کار صدها و حتی هزاران مطالعه میدانی و مقاله و کتاب باشد.

کیلومتر ها این سو تر در کشور خودمان ایران در مقیاس هر چند کوچکتر از آنچه در آمازون رخ داده، ما هم شاهد یک طبیعت کشی بزرگ و زیان بار در شمال غرب کشورمان بودیم:”دریاچه روبه زوال ارومیه“. این دریاچه آب شورکه بر اثر سد سازی بی رویه و همچنین برداشت بیش از حد از آب های زیر زمینی اطراف خود رو به زوال است؛ قربانی جنایت بشر و تمدن دست سازش بود اما طبیعت در برابر این جنایت انسان ساکت ننشسته و دارد از او انتقام می گیرد.

با نگاهی اجمالی به کشاورزی رو به نابودی منطقه شمال غرب کشورمان می توانیم پی ببریم که کشاورزی و درآمد بخشی از جامعه ی انسانی نخستین قربانی اقدام تلافی جویانه ی طبیعت در پخش نمک های باقی مانده از جسد دریاچه به منابع آب های زیر زمینی است به طوری که از زبان یکی از ساکنان این منطقه می شنویم که: «تا چند‌‌‌‌‌‌ سال پیش زمین‌های کشاورزی اینجا هر سال می‌رفت زیر آب، اما حالا د‌‌‌‌‌‌یگر آب ند‌‌‌‌‌‌اریم. چاه هم ممنوع است و آن‌ها هم که زد‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌ آبش شور شد‌‌‌‌‌‌ه است. اینجا د‌‌‌‌‌‌یگر کشاورزی به صفر رسید‌‌‌‌‌‌ه است»[7].

دریاچه ارومیه با خشک شدن خود نمک هایی برجا گذاشته که به آب های زیر زمینی نفوذ می کنند و باعث نابودی کشاورزی و زیست بوم های منطقه می شوند.[8] این ها همگی نشانه هایی هستند از این که طبیعت در برابر تضییع حقوق خود منفعل و ساکت نمی نشیند و در برابر اعلان جنگ یک سویه بشر او نیز به ما اعلان جنگ می کند.

جنگی که قربانی گرفتنش را آغاز کرده و برای دیدن آینده ی تیره ی ناشی از آن دیگر چندان به واکاوی پستوهای پنهان نیاز نیست. دنیای امروز ما پر از مثال هایی مانند آمازون و ارومیه و خشونت و جدایی روز افزون بین انسان مدرن و طبیعت است. از افزایش بی رویه جمعیت انسان بدون ملاحظه به توان طبیعت در تامین نیاز هایش تا سد سازی و جنگل زدایی و الگوی زندگی نامتناسب با زیست بوم های زمین که همگی انکار حقوق زیست مندان در هم تنیده ی سیاره ی آبی هستند و مسلم است که ما با انکار حقوق آن ها راه را بر جدایی و تنش زایی در فضای مشترکی که هر دوی ما را در خود جا داده باز خواهیم کرد.

 

فجایع در کمین اند زمان مصالحه و به رسمیت شناختن حقوق زمین فرارسیده

هنوز از گوشه و کنار جهان نهیب انکار شخصیت حقوق مند طبیعت به گوش می رسد. در سرزمین ما ایرانیان هم کم نیستند صداهایی که طبیعت را چونان کالا یا اسباب بازی ای در دستان انسان و نهادهای برساخته او می پندارند که باید در خدمت تمایلات آن ها باشند! از انتقال آب رود ارس به ارومیه تا نهیب گوش خراش انتقال آب دریای کاسپین به کویر سمنان، تا طرح واگذاری جزیره آشوراده به تجار و کاسب کاران تا احداث جاده های روز افزون در قلب تنها بازماندگان جنگل های کهنسال هیرکانی.

اما آیا هنوز بشر پی نبرده که انکار حقوق طبیعت عواقب گرانی برای آینده ی خود او نیز دارد؟ آیا بشر از این همه جنایت علیه طبیعت و اعلان جنگی سازمان دهی شده علیه اکوسیستم های طبیعی عذاب وجدان نگرفته است؟ آیا او خطر را در بیخ گوش خود احساس نمی کند؟

پاسخ این پرسش ها و مانند آن ها هستند که به امکان زندگی سعادت مندانه ی دیر پای بشر در دنیای پرتلاطم امروز نیز پاسخ خواهند داد. زمان آن فرا رسیده که در بنیادی ترین اصول حقوقی و قراردادهای اجتماعی خود تجدید نظر کنیم و با اقرار به هم زیستی با سایر زیست مندان  زمین بر حق رای آن ها در خصوص سرنوشت جهانی که با ما به اشتراک می گذارند گردن بنهیم، باشد که ریشه این توهم خطرناک و خشونت زا که ما انسان ها مستقل و حکمفرما بر طبیعتیم، خشک شود.

 

پانویس ها


[1]– Deforestation:به معنی تخریب جنگل و از بین بردن نظم اکولوژیک آن

[2]– www.rainforests.mongabay.com/amazon/deforestation_calculations.html

[3]– بنگرید به مقاله زیر در نشریه ی علمی نیچز:

Melillo, J. M.; McGuire, A. D.; Kicklighter, D. W.; Moore III, B.; Vörösmarty, C. J.; Schloss, A. L. (May 20, 1993). “Global climate change and terrestrial net primary production”. Nature. 363 (6426): 234–240. Bibcode:1993Natur.363..234M. doi:10.1038/363234a0.

[4]– بنگرید به مقاله زیر:

Tian, H.; Melillo, J.M.; Kicklighter, D.W.; McGuire, A.D.; Helfrich III, J.; Moore III, B.; Vörösmarty, C.J. (July 2000). “Climatic and biotic controls on annual carbon storage in Amazonian ecosystems”. Global Ecology and Biogeography. 9 (4): 315–335. doi:10.1046/j.1365-2699.2000.00198.x.

[5]–  طبق گزارش سال 2006 سازمان صلح سبز شرکت ها و رستوران های سرو کننده گوشت مانند مک دونالد با خرید گوشت دامپروری هایی که غذای دام های خود را از مزارع سویایی به دست می آوردند که به طور غیر قانونی و یا قانونی با تخریب اراضی جنگلی به تصرف آن اراضی پرداخته اند برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به گزارش 64 صفحه ای صلح سبز با عنوان “تا ته خوردن آمازون”:

www.greenpeace.org/usa/wp-content/uploads/legacy/Global/usa/report/2010/2/eating-up-the-amazon.pdf?53ea6e

[6]- برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به:

www.theguardian.com/environment/2009/may/31/supermarkets-amazon-cattle-deforestation-greenpeace

7- اول قربانی دریاچه ارومیه، کشاورزی! به نقل از روزنامه قانون   www.ystp.ac.ir

8- حسینی سید جعفر، فتح اله زاده عبدالله، خرسندی علیرضا. مدلسازی نفوذ  شوری دریاچه ارومیه به آب های زیرزمینی و تاثیر آن بر کشاورزی. سی دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.