جامعهمسایل اجتماعی

گناهکاران در سایه می ایستند

پیرامون مسئولیت پذیری والدین

نویسنده

سپهر ساغری

کوچک، ساکت، چهره ای خون آلود با بغضی ویرانگر! عمران 5 ساله بدون کوچکترین ایفای نقشی، تمام عمر خود را در جنگ زیست کرده است. جنگی که در قریب به نیم دهه خون و خونریزی از کشور بحران زده سوریه تلی از خاکستر بجا گذاشته و دیگر گمان وجود یک واحد مستقل سیاسی به نام سوریه تقریبا دور از انتظار است.

کشمکش های سیاسی متعدد در داخل و زورآزمایی های ابرقدرت ها و بازیگران منطقه ای برپیچیدگی اوضاع افزوده و باری است بر دوش مردم ستم دیده ای که عموما از سیاست پرهیز می کردند! گرچه عموما استدلال می شود که این روگردانی هزینه زندگی مسالمت آمیز و دور از تنش را کاهش می دهد اما تاریخ گواه آن است که بی تفاوتی نسبت به مسایل اجتماعی دیر یا زود چون آواری بر سر مردم فرود خواهد آمد.

در شرایطی که شما عزلت نشینی و غرق شدن در روزمرگی را برمی گزینید، دیگرانی که جز منافع خویش دغدغه ای ندارند، برای شما سرنوشت تعیین می کنند. در این بین کودکان بسیاری بدون آینده پا بدنیا می گذارند. فقط آن هنگام که تن کوچک ایشان بر ساحلی آرمیده یا در بهتی سنگین به خون خویش می نگرند، در کانون توجه قرار می گیرند.

رسانه ها عموما سیاست خاص خود را دارند. خبر هرچه برنده تر، جذب مخاطب بیشتر. گویی هدف جلب مخاطب است و نه تنویر وی. در اردوگاه غرب عموما روسیه را مقصر شناختند و روس ها هم تقصیر را به گردن شورشیان انداختند. در کش و قوس این جنگ رسانه ای، هزینه های عینی ماجرا را مردمی می پردازند که سال ها پرهیز از سیاست را تمرین کردند.

 

عمران 5 ساله؛ قربانی بی مسئولیتی والدین؟

اما آن چه بیش از همه مغفول ماند، نقش شهروندان است. در غبار زیر سوال بردن طرف های درگیر در سوریه، عاملیت پدر و مادر عمران و عمران ها پنهان ماند. جنگی که شش سال است آغاز شده و در آن کودکان 3 یا 5 ساله کشته می شوند نشان می دهد که والدین این کودکان به حال خویش بیش از آینده فرزندانشان پرداخته اند.

برای ارزیابی این مهم که فرزندآوری چه زمانی و با چه امید و آینده ای باید صورت پذیرد، نیازمند تحصیلات دانشگاهی یا تخصصی نیست. ریشه وضع موجود در خاورمیانه را باید در انفعال، ولنگاری، خوش باشی، حقیقت گریزی، روی گردانی از مسایل اجتماعی و در یک کلام غرق شدن در روزمرگی دانست. ذهنیتی که با وجود دو فرزند خردسال، در سال دوم جنگ اقدام به فرزندآوری می کند، آن هم در کشوری که تقریبا همه خاک آن به میدان نبرد مبدل شده است، نیاز به واکاوی و بازبینی عمیق دارد.

به جرات شاید نقطه آغاز بحران همین انفعال نسبت به محیط اطراف باشد. عدم پرداختن به اهمیت محیط زیست و محدود بودن منابع آب قابل شرب، اهمیت تحزب و تشکل، ضرورت آزادی بیان و بها دادن به شخصیت افراد و فراهم آوردن زمینه ای جهت بلوغ فردیت و هویت شهروندان. عواملی که تاثیرات قابل ملاحظه ای بر همه ابعاد زندگی سیاسی و اجتماعی یک ملت داشته است.

آن چه کشورهای توسعه نیافته را در شرایط کنونی ایشان به بند کشیده صرفا به دخالت دول بیگانه محدود نمی شود. در نگاهی عمیق تر باید به دنبال جستجو عوامل درونی نیز بود. حتی در موارد دخالت قدرت های بزرگ هم باید در نظر داشت مادامی که زمینه برای اینگونه مداخلات فراهم نباشد امکان تعیین سیاست از خارج مرزها میسر نیست.

به عنوان نمونه اگر آمریکا می تواند با هزینه چند هزار دلاری دولت مصدق را سرنگون کند، صرفا به قدرت و امکانات این ابرقدرت بازنمی گردد بلکه به ساختار جامعه ایران و وجود نیروهایی در درون کشور هم مرتبط است که عملا مجریان سیاست دول بیگانه اند. شرایطی که در مورد سوریه هم صدق می کند و هر نقطه کشور در ید نیروهایی تحت حمایت یک کشور بیگانه در حال نبرد با یکدیگراند!

در چنین وانفسایی شهروندان این منطقه بلازده با زن باردار و چند طفل خردسال، بدون سرمایه و تخصص و آن هم غیرقانونی عزم مهاجرت می کنند. آلان و آلان ها جان می سپرند نه فقط به جهت تصمیمات صاحبین قدرت که به جهت عدم توجه والدینشان! این غفلت از نقش خود در تعیین سرنوشت هزینه سنگینی بر مردم منطقه وارد آورده و مادامی که با حقیقت گریزی ریشه همه مشکلات کنونی خود را به گردن غیر بیاندازیم، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.