اقتصاد و کارآفرینی

کارآفرین کیست؟ (قسمت اول)

نگاهی به کیستی کارآفرین

نویسنده
مترجم:
هدی فهیم

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

کارآفرین معمولا فردی مبتکر است که همیشه ایده های بسیاری داشته و کالاها، خدمات، کسب و کار و یا روش های جدیدی در اختیار دارد. کارآفرینان نقش کلیدی در اقتصاد دارند. این افراد با استفاده از مهارت ها و ابتکاری که دارند، نیازها و ایده های جدیدی را وارد بازار می کنند. کارآفرینی که می تواند با موفقیت ریسک های ایجاد یک استارتاپ موفق را بپذیرد، در نهایت به سود، شهرت و فرصت های رشد مداوم دست خواهد یافت. در مقابل کارآفرینی که شکست می خورد متحمل زیان و شهرت کمتر در بازار می شود.[1]

کارآفرینی چگونه است؟

اقتصاددانان کارآفرینی را یکی از منابعی لاینفک تولید می‌دانند، سه منبع دیگر تولید نیز زمین/ منابع طبیعی، نیروی کار و سرمایه هستند. یک کارآفرین برای تولید کالا یا ارائه خدمت، سه مورد گفته شده را با هم ترکیب می کند. این افراد معمولا یک طرح تجاری ایجاد کرده، نیروی کار استخدام نموده، منابع مالی کسب کرده و این کسب و کار را رهبری و مدیریت می کنند. کارآفرینان معمولا حین بنا نهادن شرکت خود با موانع زیادی روبرو می شوند. سه مورد از چالش برانگیزترین این مشکلات ذکر به شرح زیر هستند:

  • غلبه بر بوروکراسی
  • استخدام افراد مستعد
  • جذب سرمایه

اقتصاددانان تاکنون تعریف واحدی از “کارآفرین” یا “کارآفرینی” نداشته اند. کلمه “کارآفرین” از فعل فرانسوی entreprendre  به معنای “متعهد شدن” گرفته شده است. اگرچه مفهوم کارآفرینی برای قرن‌ها وجود داشت و شناخته شده بود، اما اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک، کارآفرینان را در مدل‌های رسمی خود قرار نمی دادند: آن ها اینطور فرض می کردند که افراد کاملا منطقی، اطلاعات کاملی دارند که باعث می شود جایی برای ریسک‌پذیری یا کشف چیزهای جدید نداشته باشند. در اواسط قرن بیستم بود که اقتصاددانان به طور جدی تلاش کردند تا کارآفرینی را در مدل های خود بگنجانند. سه متفکر اصلی در شناخت کارآفرینان نقش اساسی داشتند: جوزف شومپیتر[2]، فرانک نایت[3] و ایزرائل کرزنر[4]. شومپیتر پیشنهاد داد که کارآفرینان – نه فقط شرکت ها – در جستجوی سود، چیزهای جدیدی تولید می کنند. نایت به عدم قطعیت کارآفرینان معتقد بود و می گفت که آن ها مسئول ریسک در بازارهای مالی هستند. کرزنر کارآفرینی را فرآیندی تعریف می کرد که سبب کشف چیزهای جدید می شود.

 

کارآفرینان
کارآفرینان

چگونه یک کارآفرین شویم؟

اگرچه افراد خودساخته همیشه چهره ای محبوب در جامعه آمریکا بوده اند، اما کارآفرینی در چند دهه اخیر بسیار آرمان گرایانه شده است. در قرن بیست و یک، برخی از شرکت‌های اینترنتی مانند آلفابت (که قبلا نام آن گوگل بود (GOOG)، و متا که قبلا فیسبوک نامیده می شد (FB)، که باعث شدند بنیانگذارانشان به شدت ثروتمند شوند، سبب شده اند که مردم شیفته کارآفرینی شوند. برخلاف حرفه‌های سنتی (که اغلب مسیر مشخصی را دنبال می کنند)، مسیر کارآفرینی برای بسیاری از افراد مبهم است. چیزی که برای یک کارآفرین جواب می دهد ممکن است برای کارآفرین دیگر جواب ندهد و بالعکس. با این اوصاف، اغلب کارآفرینان موفق هفت مرحله کلی را دنبال کرده اند:

 

اطمینان از ثبات مالی

این اولین مرحله، یک گام الزامی نیست اما قطعا توصیه می شود. اگرچه  برخی از کارآفرینان با وجود نقدینگی پایین‌ توانسته اند کسب‌وکارهای موفقی ایجاد کنند (مانند فیس‌بوک که الان نام آن متا شده است و بنیانگذار آن مارک زاکربرگ، یک دانشجوی کالج بود)، بنا نهادن یک کسب و کار با منابع مالی کافی و اطمینان از سرمایه‌گذاری مداوم، می‌تواند به یک کارآفرین مشتاق کمک کرده تا مسیر هموارتری پیش رو داشته و به جای اینکه نگران کسب درآمد سریع باشند، به آن ها زمان بیشتری می دهد تا یک کسب و کار موفق ایجاد کنند.

 

کسب مجموعه ای از مهارت های متنوع

پس از اینکه فرد پشتوانه مالی قوی پیدا کرد، باید مجموعه ای از مهارت های مختلف را کسب کرده و سپس آن مهارت ها را در دنیای واقعی به کار گیرد. خوبی مرحله دوم این است که می توان آن را همزمان با مرحله یک نیز انجام داد. مهارت های مختلف را می توان از طریق یادگیری و تست کردن کارهای جدید در دنیای واقعی به دست آورد. به عنوان مثال، اگر یک کارآفرین در زمینه امور مالی سابقه داشته باشد، می تواند در شرکت فعلی خود روی بخش فروش تمرکز کرده و مهارت های لازم در این زمینه را برای موفقیت بیاموزد. هنگامی که مجموعه ای از مهارت‌های متنوع کسب ‌شود، به کارآفرین این توانایی را می دهد تا در هنگام مواجهه با موقعیت‌های سخت اجتناب‌ناپذیر به آن ها تکیه کند. بحث های زیادی در مورد اینکه آیا رفتن به دانشگاه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ضروری است یا خیر وجود دارد.

برخی از کارآفرینان مشهور به دلیل اینکه از دانشگاه انصراف داده اند مشهور شده اند که از جمله آن ها می توان استیو جابز، مارک زاکربرگ و لری الیسون را نام برد. اگرچه رفتن به دانشگاه برای ایجاد یک کسب و کار موفق ضروری نیست، اما می تواند به جوان ها موارد زیادی را در مورد جهان آموزش دهد. این چند تن از کارآفرین های مشهور که از دانشگاه انصراف داده اند صرفا چند استثنا هستند. ممکن است دانشگاه رفتن برای همه مناسب نباشد، در حقیقت این یک انتخاب شخصی است و به خصوص با توجه به قیمت بالای تحصیلات دانشگاهی در ایالات متحده باید به خوبی راجع به آن فکر کرد و تصمیم گرفت. از طرفی اینکه برای شروع یک کسب و کار نیاز به تحصیل در رشته کارآفرینی است، گفته درستی نیست. افرادی که کسب‌وکارهای موفق ایجاد کرده‌اند، در رشته های مختلفی تحصیل کرده‌اند. تحصیل در این رشته ها می‌تواند طرز تفکر شما را باز کرده و به کسب‌وکار شما کمک کند.

 

تولید محتوا در کانال های مختلف

به همان اندازه که کسب مجموعه ای از مهارت های مختلف مهم است، تولید محتوا در کانال های مختلف نیز اهمیت دارد. این محتوا می تواند به صورت پادکست، کتاب، مقاله یا سخنرانی باشد. نکته مهم این است که  صرف نظر از کانالی که محتوا در آن منتشر می شود، باید از نظر ظاهر به شکل های مختلف باشد. یک کارآفرین مشتاق باید همیشه با دنیای اطراف خود آشنا باشد تا بتواند با دیدی تازه و باز به صنعت نگاه کرده و بتواند کسب و کاری را در یک بخش خاص ایجاد کند.

 

مشکل را پیدا کرده و آن را حل کنید

یک کارآفرین مشتاق با تولید محتوا در کانال های مختلف می تواند مشکلات مختلف را شناسایی کرده و آن ها را حل کند. یک ضرب المثل در حوزه کسب و کار وجود دارد که می گوید: “محصول یا خدمت یک شرکت باید مشکل خاص یک کسب و کار یا گروهی از مصرف کنندگان را حل کند.” یک کارآفرین مشتاق با شناسایی مشکل می‌تواند کسب‌وکار خود را پیرامون حل آن مشکل ایجاد کند.

 

پانویس

[1]– نوشته حاضر ترجمه و تلخیصی است از:  Entrepreneur  www.investopedia.com

[2]– اقتصاددان اتریشی Joseph Schumpeter

[3]– اقتصاددان آمریکایی Frank Knight

[4]– اقتصاددان آمریکایی Israel Kirzner

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا