فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

تمام تلاشم این است که فرش ببافم

بخشی از آخرین گفتگوی زنده یاد علی حاتمی

علی حاتمی سعدی سینمای ایران در آخرین روزهای زمستان سال 74 پیش از سفر به خارج از کشور، جهت پیگیری درمانش مقابل مصطفی شایسته و امید روحانی نشست و در گفت‌وگویی از راز ماندگاری سینمایش، بیماری و «جهان پهلوان» سخن گفت که بعد از درگذشتش به عنوان آخرین مصاحبه علی حاتمی در گزارش فیلم منتشر شد. بخشی از  این مصاحبه را در ادامه می خوانید:

 

 این روزها مثل این‌که در تدارک سفر هستید؟

این سفر اگر خدا بخواهد برای معالجه است. پس از انجام مراحل مقدماتی فیلم تختی بنا بود که محله‌های قدیمی باغ چالی و خانی آباد را در همان شهرک هزاردستان بسازیم. پس از این که کار به مراحل پایانی رسید،‌ احساس درد شدیدی در ناحیه کمر کردم که آن را به حساب کار زیادی گذاشتم. اما ظاهرا درد مربوط به ناحیه دیگری بود. مشعول مداوا شدم اما بعد از گذشت چند ماه نتیجه‌ای حاصل نشد. حالا پزشکان تصمیم گرفته‌اند که معالجات در انگلستان ادامه یابد. به خواست خدا می‌روم و امیدواریم توفیق این را داشته باشم که سلامت برگردم و طرح‌های ناتمام را به اتمام برسانم؛ البته هیچ وقت طرح‌های آدم تمام نمی‌شود. بخشی از طرح‌ها همیشه ناتمام می‌ماند.

 

شما علاوه بر تختی، چند پروژه بزرگ دیگر را هم آماده کرده بودید. پروژه‌هایی مثل ملکه‌های برفی و آخرین پیامبر. چرا اول سراغ تختی رفتید؟

بنا به ترتیب زمانی اول تختی را آماده کرده بودم و بعد دو طرح دیگر را. برای ساخت هم به همین دلیل اول سراغ این طرح رفتم.

 

تختی در کجای کارهای شما قرار می‌گیرد. آیا نوعی احساس عاطفی نسبت به تختی دارید؟ این را از این لحاظ می‌گویم که شما برای مردم به نوعی قرینه تختی در عرصه هنر هستید. آیا این باعث یک احساس نزدیکی بین شما و تختی نیست؟ چه چیزی باعث می‌شود سراغ تختی بروید؟

دلایلش کاملا مشخص است. من همیشه خواسته‌ام مواردی را که برای سینما بکر است ارائه دهم. تحقیقا کشتی اصیل‌ترین ورزش ماست. به همین دلیل اگر بخواهیم یک فیلم ورزشی بسازیم، درباره کشتی خواهد بود. سمبل کشتی هم در روزگار معاصر ما تختی است. پس به طور طبیعی چنین فیلمی باید زندگی تختی را به تصویر بکشد. در زمینه‌های دیگر مثل خوشنویسی و موسیقی ایرانی هم کار شده است اما جای خالی ورزش هنوز باقی است.

کشتی علاوه بر این که مظهر ورزش ملی ماست نماد فتوت و جوانمردی هم هست که در فیلم به آن هم می‌شود پرداخت. اگر خاطرتان باشد من درباره فرهنگ عامیانه تصویری هم صحبت کرده‌ بود. خوشبختانه ما از نظر ادبیات عامیانه بسیار قوی هستیم، اما متأسفانه تصویر فرهنگی عامیانه را در دوران قدیم، خیلی کم داریم. این در واقع یک نوع ادای دین است. یعنی نقاشی‌هایی که باید می‌بود و حالا نیست ما از طریق سینما ایجاد می‌کنیم. یعنی تصویر فولکلوریک مثل کلام فولکلوریک.

شما در حقیقت دارید نوعی فرهنگ تصویری برای فرهنگ ایرانی درست می‌کنید و از نظر بیان سینمایی فاصله نقاشی قهوه‌خانه‌ای و تصویر سینمایی را پر می‌کنید.

به هر حال وقتی بخواهید پا به زمانی بگذارید، ‌بیشترین چیزی که جلب توجه می‌کند، تصویر آن دوره است. شما در هر کتاب تاریخی هم که نگاه کنید، تصاویری هر چند تخیلی برای ارائه فضای متناسب برای خواننده می‌کشند. وقتی می‌خواهید سینمای اصیلی را ارائه دهید باید از نقوش و رنگ‌ هایی که قبلا بوده الهام بگیرید. من از اولین کارهایم کوشش کرده‌ام که جای خالی تصاویر عامیانه را پر کنم و در کنار آن، بیانی سینمایی برای قصه‌های ایرانی بیابم.

علی حاتمی، مصطفی شایسته و تورج منصوری در پشت صحنه «جهان پهلوان»

علی حاتمی، مصطفی شایسته و تورج منصوری در پشت صحنه «جهان پهلوان»

 

اما تختی نسبت به موضوعاتی که پیش از این به آنها پرداخته‌ای معاصرتر است.

موضوع فیلم، کل شیوه بیانی و تصویری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. موضوع فیلم فرهنگ فتوت و جوانمردی است که بخش‌های عمده‌ای از آن هم به صورت فرهنگ شفاهی وجود دارد؛ یعنی کمبودهای تصویر را ادبا و شعرای ما به شکل شفاهی شرح داده‌اند. حتی شرح داده‌اند که وقتی پهلوانی سوار درشکه می‌شده چه کار می‌کرده، چه می‌پوشیده، از زمان راه افتادنش از خانه تا وقت نبردش را کلمه به کلمه شرح داده‌اند. شرح تصاویر وجود دارد اما خود تصاویر نه. حالا می‌خواهم با تختی این تصاویر را ثبت کنم. تختی به دلیل شخصیت ویژه و صفا و نزدیکی‌اش با مردم، فیلم عام‌تری خواهد بود.

 

متأسفانه تا به حال به شکل آکادمیک و رسمی از اطلاعات شما استفاه نشده است. ان‌شاءالله بعد از بازگشت از سفر و کسب سلامتی آیا قصد ندارید در کنار ساخت طرح‌های سینمایی، برنامه‌ای برای انتقال دانستنی‌هایتان به جوان‌ها ترتیب دهید؟

ان‌شاءالله. فکر می‌کنم این یک وظیفه است؛ البته تا به حال سعی کرده‌ام در مصاحبه‌ها یا سخنرانی‌ها، مطالب را به گونه‌ای که به درد بخور باشد انتقال دهم. اما کار من یک ویژگی‌های مشخصی هم دارد که شاید قابل تعمیم نباشد. اما فکر می‌کنم حالا بعد از حدود سی سال کار، بشود کارهایم را به نوعی طبقه بندی کرد. من وقتی می‌گویم تمام تلاشم این است که فرش ببافم، منظورم مشخص است. یعنی زبان سینمای ایرانی یک زبان ترجمه شده نباشد. همان طور که فرش‌هایش فرش‌های تقلیدی نیست.

 

*منبع: ایسنا 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن