تیتر اولفرهنگ و هنر

در جستجوی معنای زندگی

نگاهی به رمان تهوع اثر ژان پل سارتر

علی تیموری
نویسنده:
علی تیموری

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

اگر فقط می توانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم خیلی بهتر می شد. فکرها بی مزه ترین چیزهایند. حتی بی مزه تر از گوشت تن. کش آمدن شان تمامی ندارد و مزه عجیبی باقی می گذارند. بدن همین که شروع کرد به زندگی، به خودی خود زندگی می کند. ولی فکر را خود من ادامه می دهم و بازش می کنم. من وجود دارم. فکر می کنم وجود دارم. چه مارپیچ درازی است این احساس وجود داشتن. فکر من خود من است. برای همین نمی توانم جلو خودم را بگیرم. وجود دارم چون فکر می کنم و من نمی توانم جلو فکر کردنم را بگیرم
تهوع، ژان پل سارتر، نشر چشمه، چاپ دوازدهم، تهران 1400، صفحه 43

اگزیستانسیالیسم یا هستی گرایی مکتبی فلسفی است که از اواخر قرن نوزدهم بوسیله فیلسوفانی مانند نیچه[1] مطرح شد و توانست پیروان زیادی را جذب خود کند و تبدیل به یکی از پر طرفدار ترین مکاتب فلسفی غرب شود. اندیشه ای که اگزیستانسیالیسم به آن تاکید می کند اهمیت معنای زندگی در قبال تصمیم به معنا دادن به آن بوسیله یک فرد است؛ یعنی انسان در تعیین سرنوشتش آزاد است و حق انتخاب دارد؛ در واقع آنچه اهمیت دارد ارجحیت وجود مادی انسان بر ماهیت او است. اگزیستانسیالیسم معتقد است که فکر کردن دلیلی بر وجود انسان است و برخلاف مکتب نهیلیسم که معتقد است هدف از زندگی انسان بی معنی و فاقد مفهوم مشخصی است، اگزیستانسیالیسم عقیده دارد که انسان خود باید به این زندگی معنا و مفهوم ببخشد و زندگی اش را هدفمند کند.

پس از جنگ جهانی دوم در کشور فرانسه جنبشی فلسفی و فرهنگی آغاز شد که در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفت. این جنبش تحت تاثیر نوشته های دو نویسنده مشهور یعنی آلبر کامو و ژان پل سارتر بود. افکار و نوشته های آن ها با وجود شباهت هایی که داشت اما در تقابل با یکدیگر بود. کامو خود را اگزیستانسیالیست معرفی نمی کرد و پیرو مکتب اَبسوردیسم[2] بود اما سارتر که از او به عنوان یکی از پیشگامان مکتب اگزیستانسیالیسم یاد می شود در سال 1938 نخستین رمان فلسفی اش را پس از هشت سال نگارش آن منتشر کرد و نام آن را تهوع گذاشت.

ژان پل سارتر
ژان پل سارتر

تهوع داستان مورخی حدوداً سی ساله به نام آنتوان روکانتن است که در طول زندگی اش به شهرها و کشور های متعددی سفر کرده است و هیچگاه به مدت طولانی در جایی اقامت نداشته است. اما داستان از جایی آغاز می شود که روکانتن سه سالی است ساکن شهر کوچکی به نام بوویل است و با توجه به اسنادی که در کتابخانه مرکزی بوویل وجود دارد، در تلاش است تا اطلاعاتی در مورد سیاستمداری به نام موسیو دورولبون که در قرن هجدهم در بوویل زندگی می کرده است به دست آورد و کتابی بنویسد.

آنتوان روکانتن از نظر شخصیتی فرد منزوی و کم حرف است که ارتباطی با دوست و آشنایان گذشته خود ندارد و در شهر بوویل نیز به جزء افرادی که معمولا در کتابخانه و کافه ها با آن ها رو به رو می شود، با فرد دیگری ارتباطی ندارد. همچنین روکانتن از لحاظ مالی نیز مشکلی ندارد و به همین علت راحت تر و با دقت بیشتری می تواند به پژوهش و بررسی تاریخ بپردازد. نوع روایت داستان تهوع، اول شخص و به صورت یادداشت های روزانه است.

یادداشت هایی که در آن روکانتن در آن از اتفاقات، افکار و احساسات جدیدی که نسبت به مسائل، اشیا و آدم ها دارد می نویسد. حالتی که آن را تهوع می نامد و نوعی ناتوانی در برابر حوادث زندگی تلقی می کند. همین دگرگونی های جدید که در او به وجود می آید باعث می شود که زندگی خود را متفاوت تر از قبل تصور کند و با دیدی جدید به محیط پیرامون خود بنگرد. به گونه ای که معنا و مفهوم زندگی برایش تغییر می کند. تغییری که هدف سارتر از آن بیان افکار هستی گرایانه خود بوده است.

“دیگر هیچ چیز باقی نمانده بود. چشم هایم خالی بودند و خودم شادمان از سبک بار شدن. لحظه ای فوق العاده ای بود. آن جا بودم، بی حرکت و یخ زده، غرق در خلسه ای خوفناک. تهوع را می فهمیدم، مالکش بودم. راستش من با اکتشافاتم برای خودم قانون سازی نمی کنم. ولی گمان می کنم حالا برایم آسان است که آن ها را در قالب کلمات در بیاورم. اساس هر چیزی امکان است. منظورم این است که بنا به تعریف، وجود به معنای وجوب نیست. وجود داشتن یعنی این جا بودن، همین. موجودها ظاهر می شوند، اجازه می دهند به آن ها بربخوریم، ولی هرگز نمی توانیم استنباطشان کنیم.”[3]

تهوع از مهم ترین و مشهور ترین کتاب های  فلسفی سارتر و ادبیات فرانسه است که در آن سارتر توانسته افکار و عقاید خود را به خوبی بیان کند. تهوع پس از چاپ بوسیله افراد مذهب گرا و همچنین کسانی که با طرز تفکر او موافق نبودند بارها مورد انتقاد قرار گرفت اما سارتر به دفاع از اثر خود پرداخته و از آن به عنوان یکی از بهترین کتاب های خود یاد می کند؛ کتابی که تاثیر زیادی در بردن جایزه نوبل ادبیات در سال 1946 برای سارتر داشت، اما سارتر از پذیرفتن جایزه نوبل امتناع کرد و آن را نپذیرفت.

 

پانویس ها

[1] .فریدریش ویلهلم نیچه (1900-1844)، فیلسوف، شاعر و جامعه شناس مشهور آلمانی

[2]– جهت کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به:

آشنایی با مکاتب ادبی-ابزوردیسم    www.ketabchi.com

[3]– تهوع، ژان پل سارتر، نشر چشمه، چاپ دوازدهم، تهران 1400، صفحه 187

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا