اقتصاد و کارآفرینی

ایرانی تبعیدی

مصاحبه ای با سعید عمیدی موسس شتاب دهنده پلاگ اند پلی* (قسمت اول)

زهرا ناگهی
مترجم:
زهرا ناگهی

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

تصور کنید که کشورتان را به قصد تحصیل ترک می‌کنید و ناگهان انقلابی رخ می‌دهد که مانع برگشت شما به خانه می‌شود. چگونه زندگی‌تان را از نو می‌سازید؟ این اتفاقی است که برای سعید عمیدی بعد از انقلاب ایران رخ داده است. این داستان چگونگی رشد و برآمدن سعید عمیدی است و البته این مهم که چگونه به صدها استارتاپ تکنولوژی در جهت رشد کمک کرد.[1] سعید عمیدی بنیانگذار مرکز تکنولوژی پلاگ و پلی[2] است، مرکزی با 280 استارتاپ در حوزه فناوری وب 2[3] (web 2.0)، نرم افزار، سیستم، محصولات نیمه رسانا و ... از زمان آغاز به کار شرکت در فوریه 2006، این مرکز به استارتاپ‌ها کمک کرده است تا به افزایش بیش از حد 400 میلیون دلاری در تأمین وجه سرمایه گذاری دست یابند. این استارتاپ ها ارزشی به مبلغ بیش از 2 بیلیون دلار ایجاد کردند

اندرو وارنر: سلام به همه، من اندرو وارنر موسس سایت Mixergy.com هستم. خانه‌ای برای تازه واردها و جایی که کارآفرینان داستان‌های خودشان را برای شما بیان می‌کنند، این مهم که چگونه به جایگاهی که الان دارند رسیده اند، چه چیزهایی در طول مسیر یاد گرفتند و البته جایی که فکر و ایده‌های عالی خودشان را به شما انتقال می دهند. همراه من سعید عمیدی است. او همزمان که پدرش مغازه فرش فروشی را باز کرد دنیای تکنولوژی استارتاپ‌ها را کشف کرد.

اندرو وارنر: سعید به میکسرجِی خوش آمدی.

سعید عمیدی: از ملاقات شما خوشحالم.

خُب، من قصد دارم 45 دقیقه آینده را صرف زندگینامه شما کنم، اما دوست دارم از بزرگترین موفقیت‌تان شروع کنم. صرف نظر از هر کاری که تا به الان کردید، آن چیزی که در کارتان قابل توجه است، چیست؟

هنگامی که انقلاب ایران رخ داد، پسری به طور باورنکردنی تخس در کالج منلو بودم و باید در حدود 30 روز برای شروع یک تجارت اقدام می‌کردم و سهامی برای تأسیس شرکت خودم ایجاد می‌کردم. بنابراین شبیه یک نوع شوک درمانی بود.

 

منظورت چیست؟ چرا باید در 30 روز پول بدست می‌آوردی؟

در مورد ایران، به دلیل انقلاب سریعی که اتفاق افتاد تقریبا 98% از دارایی‌هایی که داشتیم را از دست دادیم و پدرم در ابتدا به صورت موقت به کالیفرنیا آمد و بعد از 2 هفته گفت که موقت نیست. او به من گفت: “من شهریه تو را پرداخت خواهم کرد، اما بقیه هزینه ها به عهده خودت خواهد بود.

“این درست زمانی بود که من دانشجوی سال دوم کالج منلو بودم و هیچ برنامه‌ای برای کار کردن تا قبل از 25 سالگی نداشتم. بنابراین بعد از چند روز، پیش مادرم رفتم و گفتم که پدر با من شوخی می‌کند و او تأیید کرد که پدرم اصلا شوخی نمی‌کند. بنابراین از اول هفته شروع به کار کردن و تأسیس شرکت صادرات و واردات کردم. شرکتی که تبدیل به سیستم بسته بندی مایعات آمریکایی (ALPS) شده است.”

سعید عمیدی کارآفرین
سعید عمیدی کارآفرین

چه چیزهایی صادر یا وارد می‌کردی؟

در ابتدا خیلی هم بامزه بود، ما اتاق بازرگانی آمریکا را داشتیم که هر هفته دفترچه‌ای که شامل درخواست‌هایی از خارج از کشور بود، می‌فرستاد. به خاطر دارم که کاملا قابل حمل و کمک‌کننده بود. یکی استیل بود، دیگری پلاستیک و ماده شیمیایی و واقعا هیچ تخصصی در هیچ زمینه ای نداشتم، بنابراین سعی می‌کردم به درخواست پاسخ بدهم و اطلاعات را ارزیابی کنم.

یکی از این اطلاعات 400 تن پلی اتیلن با چگالی بالا برای تولید بطری‌های روغن گیاهی از عربستان سعودی بود. این اولین خرید خریدار بود. اسم او عادل فقیه از ساوولا، شرکت روغن گیاهی عربستان بود. فکر کنم بخاطر اینکه اولین خرید او بود، اولین باری هم بود که من پلی اتیلن مهیا می‌کردم.

2 احمق همدیگر را ملاقات کردند و او محصول را از من خریداری کرد و به طریقی این موضوع من را به سمت تخصص پلی اتیلن، پلی پروپلین، PET، هدایت کرد. ماده ای که در بسته بندی مایعات مثل پپسی کولا، کوکاکولا و روغن خوراکی استفاده می‌شود.

جالب است که عادل فقیه تا به امروز یکی از بهترین دوستان من است و این چیزی است که به کارآفرینان می‌گویم: «ارتباط کانون موفقیت شما است». به این ترتیب 20 سال تجارت ارزشمند با ساوولا انجام دادم که به عنوان بزرگترین مصرف کننده و پخش کننده در خاورمیانه رشد کرده است.

عادل فقیه نقش به خصوصی در رسیدن من به تجارت بطری های شیشه ای داشت. در حقیقت شرکت بطری آب دلتا را به صورت سرمایه گذاری مشترک با عربستان صعودی از طریق بسته بندی تاسیس کردم.

سعید اگر اشکالی ندارد اجازه بده این گفتگو را همین جا متوقف کنم. می‌خواهم مطمئن شوم تمام چیزهایی را که بیان کردی به طور کامل متوجه شدم. زیرا تا الان اطلاعات زیادی به من دادی. اول اینکه که چطور متوجه شدی عادل فقیه دنبال چه چیزی می‌گردد؟ تو می گویی که اتاق بازرگانی فهرستی دارد که در آن مشخص شده افراد دنبال چه چیزهایی می‌گردند و تو به فهرست دسترسی پیدا کردی و موردهایی را که می‌خواستی پیدا کردی؟

بله، خیلی جالب است. قبلا از این فهرست استفاده می‌کردم. چهار خط درخواست با یک شماره تلفن و شماره دورنما (فکس) وجود داشت. ببخشید در آن زمان تلکس بود.

 

تلکس؟ دستگاهی زرد رنگ با نوار زرد که صدای بلندی هم داشت. به دلیل کسب و کار خانوادگی که در ایران داشتیم، تولید کفش، پلی وینیل کلرید و PVC بود، فکر می‌کردم چیزی در مورد پلاستیک و بسته بندی می‌فهمم. بنابراین به این درخواست کوچک پاسخ دادم و سپس یک منبع تامین پیدا کردم که اتفاق افتاد …

 

چطور؟ گفتم که 20 ساله بودم. اصلا چگالی پلی اتیلن چی هست؟ یک محصول جانبی نفت، تولیدکنندگان چه کسانی هستند؟ در آن زمان چارون فیلیپس بود. بنابراین با مدیر صادرات تماس گرفتم و قیمت را به دست آوردم و بعد از بدست آوردن قیمت پیشنهادی به عادل فقیه دادم، کسی که 400 تن پیشنهادم را قبول کرد فقط بخاطر اشتباهی که کردم.

من تفاوت بین بیمه و حمل و نقل و حمل از طریق کشتی یا هوایی در هوستون را متوجه نمی‌شدم. بنابراین یک اشتباه 20% انجام دادم و او 20% ارزانتر از بقیه خرید، او اولین محموله من را خریداری کرد. البته به اندازه کافی خوش شانس بود که بار را با کشتی ارسال کنم، زیرا قیمت کالا به 20% رسیده بود.

 

بسیار خب متوجه شدم. آیا پولی داشتی که این اجناس را خریداری کنی؟

البته که نه. منظورم این است که شما یک استارتاپ در دفتری به مساحت 400 فوت مربع تاسیس می‌کنید. من حتی در پرداخت اجاره بها دیرکرد داشتم، زیرا به یاد می‌آورم که درآمدم ماهیانه ام450 دلار بود. اما کاری که شما انجام می‌دهید سازش است.

بنابراین زمانی که اعتبارنامه را از ساوولا دریافت کردم باید بخشی از آن را برای مواد خام و بخش دیگری را به فروشنده اختصاص می‌دادم. پول کافی هم برای حمل و نقل نداشتم پس باید قسمتی از اعتبارنامه را خرج حمل و نقل می‌کردم. خوشبختانه بعد از اینکه هزینه مواد خام را پرداخت می کنید هزینه حمل و نقل هم پرداخت خواهید کرد و نهایتا بخش کوچکی برای خودت باقی می‌ماند.

 

چطور اعتبارنامه را بدست می‌آوردی؟ یک فرد خارجی در یک کشور که تجربه زیادی هم ندارد، شخصی که رتبه اعتباری هم در آمریکا ندارد، نمی‌توانم این را تصور کنم.

من اعتبار داشتم اما اعتبار بد داشتم.

 

چطور پول بدست می‌آوردی؟

خیلی سخت بود. همان طور که اشاره کردم، اگر کارآفرین باشید و اشتیاق برای موفقیت داشته باشید، امکان پذیر است. وقتی متوجه شدم که بین حمل و نقل و بیمه و حمل از طریق کشتی اشتباه کردم به مدت سه روز به شدت ناراحت بودم. در آن زمان به پیش مشاوره خودم که پدرم بود، رفتم، گفتم که چنین اشتباهی انجام دادم و فکر کنم بعد از 2 تا 3 ماه پاسخ به درخواست‌ها این اولین سفارش من است.

گفت: «کسی می‌توانست با آن قیمت محموله را ارسال کند؟»، گفتم: نه. سپس گفت: «با عادل فقیه صحبت کن. به او بگو که چه اشتباهی انجام دادی و مصالحه کن، سپس می‌توانی این کار را به انجام برسانی». این برای من خیلی مهم است چون اولین مشتری تو است و راضی و خوشحال کردن او مهم است و از همین نقطه موفقیت را آغاز کن.

بنابراین به محض اینکه شجاعت کافی برای گفتن اشتباهی که انجام دادم را بدست آوردم، دقیقا صبح روزی که قصد داشتم به او بگویم، یک تلکس از او دریافت کردم به این مضمون: کارخانه تاخیر دارد، و اگر می‌توانم محموله را دیرتر ارسال کنم، فکر کنم حدود 4 ماه دیرتر.

بنابراین به او نامه نوشتم، البته که می‌توانم اما 15% هزینه شما بیشتر می‌شود. به این شکل وارد کسب و کار بسته بندی شدم. تجارتی که امروز 150 میلیون دلار درآمد دارد. هنوز رئیس شرکت هستم و کاری است که من از آن پول بدست می‌آورم.

شتاب دهنده پلگ و اند پلی
شتاب دهنده پلگ و اند پلی

می‌دانی تو همین الان گفتی 150 میلیون دلار، این رقم خیلی بزرگی است که برای یک نفر سخت است تا در ذهنش بگنجد. می‌توانی درباره اولین میلیون دلاری که بدست آوردی صحبت کنی؟ فکر کنم این باورپذیرتر باشد.

بله، زمانی که تجارت صادرات-واردات را شروع کردم، مخصوصا پلی اتیلن و مواد خام، دوباره تمرکز خودم را متوجه خاورمیانه کردم و بخاطر ایرانی بودنم مزیت رقابتی در عربستان سعودی، امارات و مصر دارم. اما متاسفانه تا به امروز نمی‌توانم هیچ گونه تجارتی با ایران انجام دهم.

با وجود اینکه ایرانی هستم، چیزی شبیه تحریم در حدود 30 سال با ایران وجود دارد. اولین مشتری من ساوولا و دومین مشتری من خانواده ابوداوود از کلوروکس عربستان سعودی بود. آن ها مواد خام به صورت ماهانه یا هر 3 ماه یکبار خریداری می‌کردند.

واقعا این مستمری سالانه را دوست داشتم. به این معنی که اگر کیفیت مواد خام شما مورد قبول واقع شد، کارخانه به اکسون موبیل می‌فروخت. من با همان کارخانه در لوئیزیانا برای 30 سال کار کردم، اگر چه مدیریتش را 2 بار تغییر داد اما من هنوز 100 میلیون دلار پلی اتیلن از همان کارخانه می‌خرم.

در پروژه مواد خام 100 میلیون دلار یا 150 میلیون دلار منبع تغذیه از 50 شرکت روغن گیاهی در هر سال تهیه می‌کنم. بنابراین هر کارخانه باید هر سال 2 تا 3 میلیون دلار مواد خام خریداری کند. آیا این پاسخ سوال شما بود؟

 

بنابراین شما می‌گویید که این معامله‌ها….

بله میانگین معامله 2 تا 3 میلیون دلار است.

 

تقریبا خیلی سریع اتفاق افتاد و زمانی که اتفاق افتاد به عنوان فردی که دوست دارد پول بدست آورد خیلی اتفاقی اولین معامله‌ای که انجام دادی بد پیش رفت و دوباره به طور ناگهانی تو را به چند میلیون دلار رساند، چه احساسی داری؟ این اتفاق چطور زندگی ات را تغییر داد؟ چه تاثیری داشت؟

واقعا به شرکت کمک کرد که سر پا بایستد. من یک مشتری در ساوولا در عربستان سعودی و یک مشتری در ال سالوادور داشتم، زیرا در آن زمان روی منطقه جغرافیایی خاصی تمرکز نداشتم و حتی روی محصول خاصی هم تمرکز نداشتم و این 2 مشتری تجارت من را ساختند. اگر آن قراردادها را نمی‌بستم سرمایه حقیقی من ماهانه 3000 دلار برای 6 ماه می بود. بگذار بگویم که این مقدار شرکت را ورشکست می‌کرد.

 

پانویس ها

* Plug and Play Tech Center
مرکز فناوری پلاگ اند پلی یکی از معتبرترین شتاب دهنده های دنیا و مستقر در دره سیلیکون آمریکا است.
1- شامل پِی پَل ، که از او فضای اداری اجاره کرد و تبدیل به یکی از اولین سرمایه گذاران کمک‌کننده سعید عمیدی شد.
[2]-PlugandPlayTechCenter.com
[3]– وب 2.0 شرح حال وبسایت هایی است که از تکنولوژی فراتر از صفحات ایستا (Static) وب سایت های اولیه استفاده می کند. طراحی و معماری وب 2.0 بر پایه ی مشارکت‌ ها، همکاری‌ ها، و تعاملات انسان‌ها، ماشین‌ها، نرم‌افزار، و عامل‌های هوشمند با یکدیگر استوار است. 

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا