جامعهمسائل اجتماعی

مسئله ساسی

درباره دیدگاه جنسیت زده جامعه ایران با نگاهی به انتقادها به کلیپ جدید ساسی مانکن

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

هدف هنرمند اگر بیشتر دیده شدن کارش باشه با چه می دونم کسی که صنعت نمی دونم روسپیگری رو داره پی می گیره یا با کسی که داره قاچاق مواد مخدر می کنه فرقی نداره ما نمی تونیم هنر رو در این سطح بیاریم پایین یا فکر کنیم با همه چیز می شه هنری برخورد کرد
www.mashreghnews.ir / داریوش محمدپورکارشناس بی بی سی: ساسی مانکن با قاچاقچی مواد مخدر فرقی ندارد

از دل نگرانی های مداوم ما ایرانیان روابط جنسی است. با خود رو راست باشیم چقدر در هنگام برخورد با دوستان و آشنایان بحث ما این است که چه کسی با چه کسی رابطه داشته یا نداشته است؟ آن قدر که در کوک روابط جنسی دیگرانیم در فکر بهبود شرایط زیستی خود نیستیم. آهنگ های تتلو یا ساسی هم صرفا بهانه ای است برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت! به این ترتیب خود را آگاه و مطلع معرفی می کنیم و عامل عقب ماندگی و انحراف را به یک کلیپ چند دقیقه ای نسبت می دهیم. با علم به این موضوع در نوشتار پیش رو با اشاره به آهنگ جدید ساسی مانکن به بررسی اجمالی فرهنگ جنسیت زده ایران می پردازیم.

 

خانواده و مدرسه: ستون های آموزشی با ما چه کرده اند؟

عموما پدران و مادران ما معتقد بودند آنکه دندان دهد نان دهد. پیامد روشن بود. نیمکت هایی که ظرفیت دو نفر را داشتند چهار یا بعضا پنج نفر بر روی آن می نشستند. در برخی موارد هم که اساسا فرصتی برای تحصیل همه فرزندان فراهم نبود، مسئولیتی متوجه خود نمی دانستند. آن ها مسئولیت معاشقه و فرزندآوری خود را هم به عهده نگرفتند. همان ها که انقلاب را هم گردن نگرفتند. همان قدر که فرزندان متعددشان خواست خدا بود، انقلابشان هم کار آمریکا!!

همه آن چه می بایست به ما می گفتند را نگفتند. یاد دادند که دختر و پسر فرقی ندارد مهم سالم بودنشان است اما در عمل حتی خندیدن زنان یا دوچرخه سواری ایشان محل بحث بود. ما یادگرفتیم تبعیض قائل شویم و به جلو فرار کنیم آن قدر هم انگاره های جنسیتی ریشه دوانیده است که با چند خط نوشتن گرهی از آن باز نشود. با این حال این همه ماجرا نبود. ما که میراث دار فرهنگی بودیم که بردن نام زن در جلوی بیگانگان ممنوع بود، حال در مدارس پس از انقلاب اسلامی هم به بدن خانم معلم دست می زدیم.

شوربختانه فیلمی از ماجرای زندگی ما در میان نیست اما کلیپ ساسی دست به دست می چرخد. به این ترتیب مای کم حافظه همان قدر که کارنامه خود را از یاد برده ایم با ناسزاگفتن به ساسی، فیگور روشنفکری می گیریم. کسی هم نیست بپرسد خود این مثلا بزرگان و دلواپسان فرهنگی که با بدترین و رکیک ترین الفاظ[1] به نقد! ساسی بلند شده اند، در کجا تربیت شده اند؟ گرچه برخی نیز بسیار ساده انگارانه گمان می کنند که دیدن یک کلیپ می تواند کودکانمان را منحرف کند.

این بخش از هموطنان ما توضیحی نمی دهند آیا سال ها در کنار خانواده و در مدارس زندگی کردن با یک کلیپ چند دقیقه ای دود می شود؟ از طرفی برفرض که ساسی توبه کرد و تغییر رویه داد با این همه فیلم پورن که در اینترنت وجود دارد چه خواهیم کرد؟ برای آن ها هم امضا جمع کنیم که اینستاگرام یا توییتر و مانند این، حذفشان کند؟ با این تفاسیر مشکل سقوط اخلاقی ما کیست؟ کلیپ ساسی؟ در مقابل بزرگان قوم هستند که برغم برخورداری از همه امکانات مادی و معنوی توان این را نداشتند که یک شبکه مجازی آموزشی را به درستی پیاده سازی کنند.

آن هم در کشوری که بسیاری از فرزندان سیستانیش به جهت نداشتن شناسنامه از حق تحصیل محرومند یا آن ها که مثلا حقی هم دارند عموما در مدارس کپری درس می خوانند. این روایت درد نیست روایت واقعیت است. گله نمی کنم شرح می دهم. همه ما مقصریم. بویژه آن ها که در دستگاه قدرت یا بخش خصوصی دستشان می رسد و کاری نکردند. همه ما در محیطی بزرگ شدیم که “آموزش مسائل جنسی” را زشت می داند. اگر نگویم هیچ یک باید بگویم کمتر کسی از ما از طریق پدر، مادر یا معلم مدرسه با مسائل جنسی آشنا شدیم.

ساسی عامل این خلا عمیق نیست او خود محصول چنین شرایطی است. خانواده های ما خشونت زده اند. اکثریت ما آن قدر که شاهد دعوای پدر و مادر خود بوده ایم، شاهد بغل کردن و بوسیدنشان نبودیم. چرا؟ چون زشت بود و “ب ی ن ا م و س ی!” ما شاهد خشونت بودیم. باور ندارم ساسی در بریدن سر رومینا اشرفی دخل و تصرفی داشته باشد اما ما چرا! آنچه همیشه درست بود و نمی بایست کسی به آن دست می زد که مبادا ساحت دیکتاتوری متصلب ما از هم بپاشد، اعتقادات ما بود نه ساسی! جامد بودیم و هستیم. به ما آموختند که زن مفعول است.

رابطه جنسی رابطه غالب و مغلوبی است. ما گمان می کنیم زنان شی اند و در مالکیت مردان! هر چه خواستیم می گوییم هر طور خواستیم عمل می کنیم و ایشان جز تمکین گزینه ای ندارند، نه حق طلاقی نه حق حضانتی. باید زرنگ باشند و شروط ضمن عقد را لحاظ کنند یا از مهریه چون سپر و سلاح کمک بگیرند! این است روابط ما که بدان سرخوشیم! همه آنچه گفته شد مشت نمونه خرواری است از جامعه ای جنسیت زده! وقتی گفته می شود جنسیت زده معنای دردناکی دارد. بگذارید کمی روشن تر بگویم. چه تعدا از ما صحنه خشونت سربازان بعثی در قبال سربازان ایرانی را دیده ایم یا تمایل داریم ببینیم؟

حال چه تعداد  دوست داریم یا دست کم وسوسه شده ایم کلیپ رقصیدن ساسی با یک پورن استار را ببینیم؟ نکته اینجاست که ما بین دو واقعیت آنکه که کیفمان را کوک می کند یا دست کم حس کنجکاویم را ارضا می کند انتخاب کرده ایم. در کنار آن خواسته یا ناخواسته ساسی را تبلیغ کردیم و حتی با پست ها و مطالب آنچنانی از خجالتش درآمدی تا نشان دهیم چقدر مودب و روشنفکریم! ما که در کارنامه پرحرف و حدیث خود آن قدر که خرج خرید فیلم رابطه جنسی زهرا امیرابراهیمی کردیم، صرف خرید آلبوم شجریان نکردیم، به یک باره کباده علم و ادب می کشیم!

 

پاتایا یکی از اقطاب توریسم سکس در دنیا
پاتایا یکی از اقطاب توریسم سکس در دنیا

ما، سنت و ساسی

زورمان به سنت و حامیانش نمی رسد و آن ها می توانند مقابل اجرای آموزش های مدرن من جمله “سند بیست سی” را بگیرند.[2] ما که چندان مطالبه عینی از آموزش و پرورش فشل و پرنقص خود نداریم[3] به غرزدن و مقصر نشان دادن غیر علاقه وافر داریم. در این بین چه کسی بهتر از ساسی یا تتلو؟ ساسی معلم آموزش و پرورش نیست. او راه خود را به روح و روان مخاطب ایرانی جدا از سن و جنس بازکرده است چون بازار را می شناسد. ساسی و تیمش می داند این ملت تشنه چه چیزی است.

مردمی که حتی تحصلیکردگان دنیادیده اش، بیش از آنکه از نهادسازی و فرهنگ مدرن غرب ره توشه آورند حکایت ها از مشروب و سفیدی تن و موهای بلوند زنانشان تحفه می آورند؛ ناصرالدین شاه هایی مدعی امیرکبیری! در این بین کسانی که دستشان به فرانسه و انگلیس رفتن نمی رسید به کاباره های ترکیه و گرجستان بسنده کردند. هر کاری خواستند کردند. پولش را هم دادند. بار سفر بستند و راهی تایلند شدند.

سوغات ایشان توصیف “ت ن گ ی” و “گ ش ا د ی” زنان تایلندی بود. از بین این واعظان غیرمتعظ کم نبودند کسانی که کلیپ آن نوجوان که از آلت تناسلی خود فیلم گرفته بود، دست به دست چرخاندند و خندیدند. چه جای تعجب؟ ما مسئول هیچ چیز نیستیم وظیفه ما تحصیل و اخذ مدرک دکتری بود و انتشار چند مقاله ISI که به همه بگوییم چه آدم مهمی هستیم بی آنکه از معنای رسالت اجتماعی اطلاعی داشته باشیم.

زانو به زانو بدخواهان مالیدیم و برای هرکس که پول بیشتر داد بیشتر کرنش کردیم. نگاه ما به اهداف آن نهاد یا سازمان نبود. تمام فکر ما زندگی خودمان بود. پز دادیم و پول گرفتیم. چه چیزی بهتر از این که جای خوب! و با درآمد مکفی کار کنیم؟ حال همان طرز تفکر گریبانمان را گرفت. کسانی را بزرگ کردیم که چندان با تجدد میانه ای ندارند. کلاه خود را بالاتر بگذاریم. ما که عرصه را تنگ می دیدم بر طبق عادت همیشگی خود فرار به جلو را ارجح دانستیم.

تا اینجای امر هر آنچه بود و نبود را سر امثال تتلو، ساسی یا سحر قریشی خالی کردیم. به این ترتیب در سایه داد و هوار، خود را محق و دلسوز جلوه دادیم و ساده و کم هزینه از بار مسئولیت شانه خالی کردیم. با این حال ساسی مانکن، نام جامع و با مسمایی است اون چون مانکنی علایق و سلایق ما را به تن کرد و به نمایش گذاشت اما ما ایرانیان رغبتی به دیدن خود نداریم آیینه شکستن برایمان مطلوب تر است.

 

پانویس ها

[1]– که عموما جنسیت زده اند

[2]– خلاصه سند 2030 را اینجا بخوانید/ آنچه دلواپسان گفتند، آنچه در سند آمده است www.asriran.com

[3]– بماند که اساسا مفهوم مطالبه در جامعه ما بد جاافتاده است

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا