جامعهمسائل اجتماعی

توییتر؛ سکوت فضیلت است یا رذیلت؟

نگاهی به آزادی بیان در شبکه‌های اجتماعی

نسترن عابدی
نویسنده:
نسترن عابدی

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

در طی سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی کاربران زیادی در میان ایرانیان یافته‌اند. از دلایل این محبوبیت می‌توان به آزادی بیان ضمانت شده این فضا اشاره کرد، چیزی که در فضای واقعی جامعه ایرانی کمتر یافت می‌شود. آزادی بیان مساله‌ای است که بارها مورد مداقه و بحث قرار گرفته است، اما وجه نادیده گرفته شده در این مساله، آزادی در عدم بیان عقاید خود است. بارها شاهد این بوده‌ایم که کاربری به خاطر عدم اعلام نظر خود در برابر مساله‌ای حساس، مورد طعن یا حتی حمله قرارگرفته است. آیا اخلاقی است که سکوت دیگری را مورد تفحص قرار دهیم؟ در این مقاله سعی می‌کنم به این سوال بپردازم و واکنش کاربران ایرانی در برابر آزادی بیان و همین‌طور حق اختیار سکوت دیگری را بررسی کنم.

 

توییتر، بی طرفی ممنوع!

حتی اگر اکانت توییتر نداشته ‌باشید حتما اسم هشتگ‌های ترند‌شده این فضا به گوش شما خورده‌اند، هشتگ‌هایی که هرچند وقت یک‌بار فضای توییتر را دوگانه می‌کند. روال کار اینطور است که اتفاقی در فضای سیاسی_اجتماعی ایران یا صحنه بین الملل رخ می دهد، عده‌ای به این اتفاق واکنش مثبت نشان می‌دهند و عده‌ای واکنش منفی. این واکنش‌ها هویت اجتماعی افراد و گرایش‌های آنان را تعیین می‌کند، اما در این میان ممکن است اتفاق دیگری رخ دهد؛ اگر کسی واکنش نشان ندهد چه خواهد شد؟!

شبکه‌های اجتماعی قرار بوده و هست که یکی از مهم‌ترین ستون‌های دموکراسی یعنی آزادی بیان را تحقق بخشند. توییتر ادعا می‌کند محیطی چند صدایی است. برخلاف این مدعا در طی پنج سال حضورم در توییتر متوجه شده‌ام که این فضا به شدت ساختارگراست. توییتر برای ادامه حیات نیاز دارد نقش‌های دوگانه را برجسته نماید و آن‌ها را در مقابل هم قرار دهد. تایملاین و به خصوص بخش کامنت‌ها، ما را برمی‌انگیزد تا در مورد مسائل اعلام موضع کنیم؛ طرف درست تاریخ بایستیم، عمله ظلم نباشیم، تکلیف خودمان را روشن کنیم، وسط ماجرا نایستیم. با این حال باید پرسید آیا عدم اعلام موضع به معنای بی طرفی است؟

 

آیا ما با تفتیش عقاید روبه‌رو هستیم؟

تقابل حق و باطل تقابلی است که عده‌ زیادی به آن اعتقاد دارند، اما منطقی‌تر این است که ما به نسبی بودن حق باور داشته‌باشیم، حقیقت متکثر است و انحصارا در دست هیچ کدام‌ از ما نیست. توییتر اما حکایت از مساله‌ای دیگر دارد؛ اکثر ما به نسبی بودن و تکثر حق باور نداریم. توییتر تقابل حق و باطل است. در این بین تعدادی از کاربران به دلالیل مختلف تصمیم می‌گیرند تقابل سیستماتیک این فضا را بازتولید نکنند، به همین دلیل از اعلام موضع خودداری می‌کنند. اما توییتر اجازه رخنه در سیستم خود را به کسی نخواهد داد، اتفاقی که می‌افتد این است که شما با عدم اعلام موضع هم موضع گرفته‌اید، همه سکوت‌ها قابل تاویل‌اند.

سکوت شما به یکی از مواضع دوگانه تاویل می‌شود و این تاویل ریشه در سوابق شما شامل توییت و اظهار نظرهای قبلی‌تان دارد. به بیانی صریح تر شما به نظر دادن و ارائه موضع تشویق نمی‌شوید، بلکه وادار می‌شوید. بعد از این تاویل خیال مفسر راحت می‌شود و حقیقت شما را (!) برای خود تبیین می‌کند؛ “فلانی مزدوره، عمله ظلمه، ادبیات و لحنش مثل… هاست، نکنه از فلان سازمان پول می‌گیره.” مشخص کردن جبهه تبدیل به ارزشی می‌شود که هرکس از تحقق این مهم سرباز زند با عواقب ناگواری مواجه خواهد شد، کم‌ترین مجازات آنفالو کردن فرد خاطی و شدیدترین آن سایبربولی[1] است.

شبکه اجتماعی
شبکه اجتماعی

 

اینستاگرام

حالا بیایید توییتر را لاگ اوت کنیم و سری به اینستاگرام بزنیم. شما هم به یاد دارید هفت یا هشت سال پیش ویدیویی از رامبد جوان در شبکه چهار وایرال شده بود؟ جوان در این ویدیو حدیثی را از امام محمدصادق نقل می‌کرد:” اگر انسانی فردی را به خاطر گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود.” در ادامه جوان می‌گوید ما باید واژه “قضاوت” را از دایره واژگانی خود حذف کنیم و…. من جامعه آماری‌ای برای ادعای خود ندارم ولی به درستی به یاد می‌آورم که بعد از وایرال شدن این ویدیو شاهد تولد هشتگ‌های “قضاوت نکنیم” در اینستاگرام بودیم.

نهضت قضاوت نکنیم بعد از چند سال به جایی رسیده است که افراد مطرح و سلبریتی‌ها هر وقت برای عملکرد اشتباهشان مورد مواخذه قرار می‌گیرند، به این هشتگ پناه می‌آورند و با مظلوم‌نمایی از توضیح اشتباهشان طفره می‌روند. شاید بتوانیم تفاوت بنیادین اینستاگرام و توییتر را در جامعه ایرانی با همین دو رویکرد نشان دهیم؛ جامعه ایرانی اینستاگرام[2]، قضاوت را که یکی از عملکردهای طبیعی ذهن است، کتمان می‌کند؛ کسی حق نظر دادن ندارد. کاربران توییتر این عملکرد طبیعی را می‌پذیرند ولی از قضاوت فراتر رفته و به حکم دادن می‌رسند. ما در یکی از مواضع تقابلی قرار می‌گیریم تا حکم‌دهیم و در نهایت از پذیرش اجتماعی برخوردار شویم.

همان طور که فضای حاکم بر اینستاگرام سکوت و عدم پرسشگری را تشویق می‌کند، فضای توییتر سکوت را مذمت کرده و کنش گری را در گرو اعلام قطعی موضع می‌داند. با این تفاسیر به نظر می رسد قوانین تبعیض‌آمیز و برخوردهای متفاوت با اقشار مختلف جامعه ما را به سمت “مشخص کردن تکلیف خود” سوق داده است. به هرحال واقعیت این است که در بسیاری از موارد  نمی‌توانیم خود را در یکی از این دوگانه‌ها قرار دهیم و حق داریم که چنین تصمیمی بگیریم. ما می‌توانیم مساله‌ای را مدنظر قرار دهیم، در مورد آن فکر کنیم، اما حکم ندهیم. موضع گرفتن یا نگرفتن نمی تواند و نباید حقیقت وجودی ما باشد.

 

پانویس ها

[1]– Cyberbully

سایبربولی یا قلدری رایانه ای، نوعی از زورگیری و آزار دیگری با استفاده از ابزار الکترونیکی چون تلفن همراه، تبلت و … است.

[2]– البته نه همه ایشان

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا