فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

مشکل دیجی کالا نیست!

در نقد پرهیز از اندیشیدن با نگاهی به آمار خرید کتاب در دیجی کالا

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

در مبادلات آزاد و رقابتی در عرصه اقتصاد، معمولا خریدار نسبت به فروشنده در موضع فرادست قرار دارد؛ زیرا حیات اقتصادی عرضه کننده به تمایل خریدار بستگی دارد. پیامد مستقیم این وضعیت، مشتری مداری و تنظیم رفتار فروشنده در قبال خریدار است. مشتری مداری در این چارچوب نه یک ارزش اخلاقی که یک تدبیر اقتصادی است
علی سرزعیم، اقتصاد برای همه، انتشارات ترمه، چاپ هشتم ۱۳۹۷، ص ۱۵۱

پس از انتشار گزارش دیجی کالا در مورد میزان خرید کتاب در این پلتفرم[1]، برخی نقدهای تندی بر این فروشگاه اینترنتی وارد کردند. عموما نیز بر یک مقوله تاکید داشتند و آن کالایی شدن کتاب بوسیله دیجی کالا بود. شاهد مثال این منتقدین هم آن بود که دیجی کالا کتب زرد بسیاری را رایگان یا با تخفیف ارائه می کند. شخصا این دست نقدها را وارد نمی دانم. به یک دلیل ساده؛ مشکل آن نیست که دیجی کالا کتاب را کالا کرده است یا خیر، مشکل آن است که اندیشیدن حتی برای طبقه متوسط و برخوردار هم محل توجه چندان نیست.

نشان به آن نشان که کم نیستند کسانی که پی دی اف کتابی را به رایگان منتشر می کنند و یا حتی دانلود می کنند! با این تفاسیر نباید از خودمان بپرسیم اگر اهل مطالعه هستیم با این اقدام تمام زحمات ناشر، نویسنده و بسیاری دیگر را بر باد داده ایم؟! نباید از خود بپرسیم فعالان این حوزه چگونه ارتزاق می کنند؟ اساسا جامعه ایران دانلود غیرقانونی را مصداق دزدی یا سرقت می داند یا خیر؟ شاید گمان می کنیم دزدی فقط به سرقت ماشین، لوازم منزل، طلا و مانند این محدود می شود! اگر بخواهیم عمیق تر به ماجرا نگاه کنیم جا دارد از خود بپرسیم: “آیا اندیشیدن جایگاهی در زندگی ما دارد؟”

اندیشیدن محل توجه است؟

کتاب “ریشه های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی” یکی از برجسته ترین آثار حوزه اقتصاد سیاسی است. این اثر بوسیله دکتر علی سرزعیم و دکتر جعفرخیرخواهان ترجمه و بوسیله انتشارات کویر چاپ شده است. در چند نسخه؟ 500 نسخه! بله 500 نسخه! پرسش روشن است. کتابی که نویسندگانش دارون عجم اوغلو استاد اقتصاد ام ای تی[2] و جیمز رابینسون استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو[3] هستند و مترجمانشان از چهره های شناخته شده دانشگاهی کشورند، می بایست در 500 نسخه به چاپ برسد؟ می گویم بله! چرا؟ چون دغدغه جامعه ایران لاک زرد و سبزی است که بانوی هموطنی به انگشتان پایش زده و در آب تکان داده است!

حتی در شبکه های اجتماعی چون لینکداین که عموما متخصصین ایرانی حضور دارند، مطالب جدی و کلان جامعه ایران چندان محل توجه نیست اما اگر بانوی هموطنی مطلبی درج کند بویژه اگر عکس خود را منتشر کنند، چه تعریف و تمجیدهایی که نثار ایشان نشود![4] این بی حوصلگی نسبت به مسائل کلان به قدری جدی است که چندی پیش دکتر مجتبی لشکربلوکی[5] منابع مهم حوزه توسعه را خلاصه نگاری کرده و در اختیار عموم قراردادند. در حسن نیت ایشان تردیدی ندارم. در حقیقتی ایشان به نوعی تلاش کرده اند برای آشنایی مخاطب گریزان از منابع متعدد و چند صد صفحه ای توسعه، با خلاصه نویسی، بدنه جامعه دانشگاهی را دست کم با رئوس مطالب این حوزه آشنا کنند. پرسشی که شکل می گیرد آن است که چرا کتابی چون “چرا ایران عقب ماند و غرب پیشرفت؟” که در 500 صفحه به رشته تحریر درآمده است، می بایست در چند اسلاید خلاصه شود؟

یعنی کسی چون دکتر کاظم علمداری به عنوان یک جامعه شناس و پژوهشگر خود نمی دانسته که نیازی به این میزان پرگویی نیست؟ آشکار است که هم دکتر علمداری می دانسته چه می کند هم دکتر لشکربلوکی. اولی کتاب را به شکلی ارزشمند تدوین کرده و دومی تلاش کرده با خلاصه نگاری حوصله مخاطب بی حوصله این روزها سرنرود!. تاکید می کنم جامعه دانشگاهی! یعنی کسانی که طبعا بیش از متوسط جامعه اهل خواندن، پرسیدن و اندیشیدن هستند یا دست کم انتظار می رود که چنین باشند. اما در عمل شاهد آنیم که دست بالا نه فقط جز به مواد درسی دانشگاهی خود به موضوعات دیگر توجهی ندارند سهل است که افراد بین رشته ای را هم به سخره می گیرند! پیامد آشکار است و به دفعات مورد توجه قرارگرفته است: متخصصینی تک بعدی! همین تک بعدی بودن هم موجب شده تا فقدان توسعه یافتگی خود را در تخریب دیگری یا پاک کردن صورت مسئله ببینیم. یک روز دیجی کالا را نقد و نفی می کنیم یک روز هم بد و بیراه گفتن به تتلو را مصداق روشنفکری می دانیم.

عکس یا آهنگی از استاد شجریان داشتن را متر و معیار عمیق بودن می دانیم اما در عمل با چه کسانی روبرو هستیم؟ صریح تر بگویم عموما طبقه برخوردار و مدعی اندیشیدن، تتلو را نقد می کند و شجریان را استاد می نامد اما توضیحی نمی دهد ثمره شعر حافظ و مولانا را با صدای خسروی آوزار ایران شنیدن دقیقا چه بوده است؟ مگر جز این بوده که خیابان منتهی به بیمارستانی که ایشان در آن بستری بودند، مسدود شد؟ مگر جز این بود که در مقابل بیمارستان! آهنگ های استاد خوانده شد؟! یکی از قابل تامل ترین صحنه ها زمانی شکل گرفت که همایون شجریان برای گفتگو با مردم در مقابل اورژانس با “بلندگو” شروع به صحبت کرد! این دست رفتارها محل پرسش نیست؟ با بلندگو مقابل اورژانس با مردم صحبت کردن چه معنی می دهد جز فقر فرهنگی و توسعه نیافتگی؟ چگونه کسانی که پای اشعار بزرگان شعر و ادب و فارسی و موسیقی فاخر ایرانی نشسته اند، نمی دانند در بیمارستان ده ها بیمار دیگر هم بستری هستند یا نباید راه اورژانس را بست؟ این رویه هم ریشه در کالایی کردن کتاب بوسیله دیجی کالا دارد؟

همایون شجریان مقابل بیمارستان جم
همایون شجریان مقابل بیمارستان جم

بازار چه می خواهد؟

هر محصولی چه در قالب کالا و چه در قالب خدمت، بازار دارد. در واقع می بایست حداقلی از تقاضا وجود داشته باشد تا محصولی ارائه شود. با این تفاسیر اندیشه هم بازار دارد. سرمایه گذاران این حوزه هم مانند هر حوزه دیگری به دنبال بازگشت سرمایه خود و البته سود حاصل از سرمایه گذاری هستند. در نتیجه اگر ناشر به عنوان سرمایه گذار بازار اندیشه، کتابی چاپ می کند در حقیقت معتقد است محتوای کتاب حداقل مخاطبانی دارد که با خرید آن موجب بازگشت سرمایه و البته سودآوری خواهند شد. با این تفاسیر کیفیت بازار اندیشه در ایران چگونه است؟ وقتی کتب حوزه علوم انسانی که راهنمای ساختن کشوری بهتر هستند، در 500 یا 1000 نسخه آن هم در کشور 85 میلیونی منتشر می شوند، معنایش چیست؟

بیراه است بگوییم بازار اندیشه در ایران همان مطالب زرد است؟[6] وقتی در جامعه ایران رابطه این بازیگر با آن بازیگر یا واکنش فلان سلبریتی با حساسیت بالا دنبال می شود، باید معترف بود با نقد دیجی کالا[7] یا حتی تعطیلی! آن مردم به سمت مطالعه تاریخ و جامعه شناسی نخواهند رفت. کمااینکه در سال هایی که اساسا دیجی کالایی وجود نداشت کمتر کسی فی المثل تاریخ بیداری ایرانیان اثر ناظم الاسلام کرمانی را خوانده بود! بنابراین دیجی کالا بر فرض کالاسازی کتاب، در حقیقت انعکاسی بروز شده از جامعه ای است که کتاب را برای ویترین می خرد و نه نخواندن! با آن عکس می گیرد و نه انس! بماند که اساسا باید پرسید چه کتبی خریداری می شوند؟! به دیگر سخن دیجی کالا و دیگر واسطه ها را نه مقصر که باید آیینه جامعه ایران دانست. چه بهتر بجای آیینه شکستن خود شکنیم!

پانویس ها

[1]– جهت کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به: نگاهی به آمار و ارقام خرید و فروش کتاب در پلتفرم دیجی‌کالا www.ibna.ir

[2]– جهت کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به: www.economics.mit.edu/faculty/acemoglu

[3]– جهت کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به: www.harris.uchicago.edu/directory/james-robinson

[4]– در حقیقت بحث آن نیست که نباید معاشقه یا تفریح باشد بحث آن است که چرا اندیشیدن در میان نیست.

[5]– برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید:   www.lashkarbolouki.com

[6]– کمااینکه رفتار بدنه جامعه هم بسیار زرد است. از دوبله پارک کردنمان تا صف ایستادنمان. از پارتی بازی در گرفتن وام تا خارج نوبت واکسن زدنمان جملگی مصداق بارز همین توسعه نیافتگی است.

[7]– و صد البته دیگر واسطه های اینترنتی فروش کتاب

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا