جامعهمحیط زیست

حیوانم آرزوست

درباره خشونت علیه حیوانات در ایران

مهسا فرهادی
نویسنده:
مهسا فرهادی

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

وقتی خبر مردی را که در خیابان گاندی تهران به گربه ها شلیک و یا زنی که در کرمانشاه سگ ها را شکنجه می کرد، شنیدم خشم بود که در من تا خرخره رخنه می کرد. تا انتهای وجودم نفرت و انزجار نسبت به آن ها را حس می کردم. چارچوب های رفتاری من در مقابل این دسته از انسان ها توام با خشم و عصبانیت بود که مرا در نهایت وادار به گفتن کلمات و انجام رفتارهای غضبناک می کرد. اما به نظر می رسد این طرز تفکر نه تنها عادلانه نبود بلکه احمقانه هم بود. مشکل عمیق تر از این حرف ها است. مشکل از عادت به آزار، خاطرات بد، نداشتن فضایی برای برقراری ارتباط با حیوان و در یک کلام مشکل از آموزش نشأت می گیرد.

حیوان هراسی؛ شالوده آموزش های ما

 مقابل یک مغازه پت شاپ به تماشای سگ فروشنده نشسته بودم. کودکی حدودا 5 ساله شروع کرد به خواندن شعری دلنشین برای سگ، مادر به شدت دست فرزند را کشید و او را از نوازش و حتی دیدن حیوان منع کرد! دقیقا همانجا به این موضوع پی بردم زمانی که هنوز کودکانمان را با تهدید: “بخواب وگرنه هاپو می خوردت.” به خواب دعوت می کنیم و یا با جمله کلیشه ای” اگه بچه خوبی نباشی سگه میاد می بردت”، کودک را از بازی باز می داریم، اصلا بعید نیست که کابوس به جای رویا در خواب جایگزین شود.

ترس، شروع نفرت به چیزی است و نفرت انسان را وادار به بدترین رفتارها می کند. کودکانی که به طور ناخودآگاه با نفرت نسبت به حیوان رشد می کنند در نهایت تبدیل به انسان هایی خواهند شد که برای خوشگذرانی یا دریافت پول به کشتار و آزار می پردازند. کودکان آسیب دیده دیروز، در بزرگسالی عقده ها و ضعف های درونی خود را با بستن حیوان به ماشین و کشیدن آن، دار زدن حیوان و دیگر روش های ظالمانه بروز می دهند.

کودکان محروم از آموزش مدرن دیروز مسئولین شهرداری امروزند که با روش های کشتار بیرحمانه مثل تزریق اسید، تیر اندازی به حیوان، سوزاندن، گرسنگی دادن و مانند این قصد جان این موجودات مظلوم را می کنند. کودکان محروم از آموزش مدرن دیروز، مهندسین و معمارانی اند که بدون در نظر گرفتن زیستگاه حیوانات، پروژه های ساخت و ساز را می پذیرند. مثلا در شهر تازه ساخت پردیس به ویژه فاز 11 این شهر، با انبوهی از ساختمان های بلند رو به رو می شوید که منجر به  تخریب تپه ها و کوه ها شده اند و زیستگاه حیوانات این منطقه را به کلی نابود کرده اند.

بارها در سطح شهر روباه دیده شده که به اجبار گرسنگی و تشنگی به حیاط مجتمع های مسکونی پناه برده است. مطمنا بیشتر انسان ها با دیدن فیلم ها و شنیدن اخبار مربوط به آزار فجیح حیوانات، احساساتشان بر انگیخته می شود اما گاهی آسیب به موجودات آنقدر درونی می شود که از دید پنهان می ماند. دیدگاه خرافاتی مثل “گربه سیاه بد بیاری میاره”، ” جغد شومه” و یا صفات منفی که آنقدر ملکه ذهنمان می شوند که آن ها را در گفتار روزمره به کار می بریم  مثل، گربه صفت، خوک صفت، بزدل، اگر نگوییم موجی از نفرت نسبت به حیوانات را به راه می اندازد باید گفت دست کم موجب تحقیر حیوانات در ساحت عقیدتی ما انسان ها می شود که به طور ناخودآگاه منجربه بی تفاوتی و یا توجیه آسیب به حیوانات می شود.

شخصیت جیگر در سریال کلاه قرمزی
شخصیت جیگر در سریال کلاه قرمزی

زمانی که هنوز دروسی در مدرسه برای شناخت و ارتباط با طبیعت و حیوان وجود ندارد و مدارس طبیعت در ایران انگشت شمارند[1] و رسانه های جمعی این معضل را عادی جلوه می دهند، بعید و عجیب نیست که بسیاری از ما نادانسته به آزار حیوانات و دامان زدن به این معضل پرداخته باشیم و یا صفات ضعف و ناتوانی را به موجودات مظلوم نسبت دهیم. مثلا در مجموعه محبوب کلاه قرمزی شخصیت الاغ از این که او را الاغ بنامند عصبی می شد و این نام را نمادی از کمبود شعور و ضعف می دانست و یا بسیاری از صفحات مجازی صحنه های دلخراش آزار حیوانات را به نمایش می گذارند.

درست است که تصویر تاثیرگذارترین نوع ارتباط جمعی است اما باید به این باور رسید که دیدن تصاویر دلخراش باعث برون ریزی احساسات آنی می شود. مثلا با پخش شدن فیلم های یک کشتارگاه سوسمار و تمساح  موجی از اعتراض در فضای مجازی به راه افتاد و خشم مردم را برانگیخت اما در بلند مدت می تواند منجر به عادی شدن این مسائل و حتی ترغیب به نوعی پرخاشگری شود. باید به طور ریزبینانه تری به ریشه این دسته مسائل پرداخت. برون ریزی حس تأسف و اندوه بعد از دیدن تصاویر دلخراشی از آزار و کشتار حیوانات برای ایستادگی مقابل شرایط موجود چندان کارآمد نیست تا زمانی که در کمد و خانه اکثریت همین افراد دلسوز، لباس و کفش چرم و جیر، تابلوی پوست و … دیده می شود!

باید به این باور رسید که ما با پیروی کورکورانه از دنیای مد و فشن، دست های پشت پرده همان کشتارگاه ها خواهیم بود. البته این همه ماجرای ظلم به حیوانات نیست. المان های زیبایی و زیبایی شناختی در جهان مدرن چنان تغییر پیدا کرده که حتی حیوانات هم از آن مصون نمانده اند. برای مثال سودجویان با استفاده از همین المان ها، سگ هایی را پرورش می دهند که مورد پسند و محبوب جامعه باشند و بسیاری از افراد نژاد های محبوب را با نژادهای کم طرفدار وادار به جفت گیری می کنند و توله های کوچک محبوب را در سنین کم می فروشند و توله های بومی در خیابان رها می شوند و  این کار آن قدر ادامه پیدا می کند که در نهایت جهان با معضل اشباع سگ ها رو به رو می شود. این موارد تنها گوشه ای از بیرحمی های انسان نسبت به حیوانات است. باید در نظر داشت از انسان هایی که به کشتار و آزار حیوانات می پردازند احتمال بروز خشونت نسبت هم نوعانشان چندان دور از انتظار نیست.

پانویس ها

[1]– البته مدارس طبیعت تحت فشار و رو به تعطیلی اند برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به:  چه چیزی مدارس طبیعت را تعطیل کرد؛ مسائل شرعی یا مدیران توده‌ای؟  www.khabaronline.ir

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا